:: درون ذهن يک تروريست- آموزه يکم
:: همزيستی با اروپا، همزيستی در اروپا
:: ضدمقدس، تلويزيون و ترور
:: بعضی روزها
:: مانيفست ايرانی وبلاگ
:: حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی
:: جای چه کسانی در وب خالی است؟
:: حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد
:: استعاره های 22 تجاوز و قتل
:: اشتياق به هر آنچه ممنوع است؛ ايدئولوژی نسلی شورشگر
:: کنفورميسم و مدرنيسم
:: باز هم در باره کافه نادری ما
:: كافه نادرى نسل ما کجاست؟
:: بازار خودفروشی تهران
:: بازسازی جهان ما اگر شدنی باشد از بم آغاز می شود
:: آن 20 هزار نفر
:: ما هم مردمی هستيم
:: سکس، سنت، و قديسين
:: امنيت مکانيکی و امنيت الکترونيکی
:: شکستن اقتدار پدران
:: آينده از آن کيست؟
:: دست و دهان غربی
::  ماهی در خاک
:: ريشه در باد
::  چرخ و فلک
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
March 4, 2006  
تقويم جنسی و روشنفکربازی  
 

گزارش روز در باره به بازار آمدن تقويم جنسی يکی از نمونه های روشن از-آنور-بام-افتادگی است! من بشدت با آموزش جنسی موافقم و اصل ورود به اين موضوع را بسيار مهم می بينم. گزارشگر روز طوری حرف می زند که انگار گناه کبيره صادر شده و کتابی چاپ شده که علی القاعده بايد سانسور می شده و چاپ نمی شده. اين حرف از بن نادرست است. بخصوص اينکه به نوعی دفاع از سانسور است.

گزارشگر که ما صلاحيت های دينی او را نمی شناسيم می گويد حليه المتقين که توصيه های اين تقويم از آن  گرفته شده است "مجموعه
اي از روايات درباره مسائل مختلف مذهبي است که بخشي آن به مسائل جنسي اختصاص دارد و بسياري از کارشناسان ديني، بخش بزرگي از مندرجات آن را نامعتبر مي دانند".

من از اين روشنفکر بازی سر در نمی آورم. اين حليه المتقين به دست يک عالم اسلامی در مسائل جنسی نوشته شده است. حتی اگر تمام رواياتش هم بی پايه باشد مهم اين است که آن عالم و بسياری ديگر آنها را باور داشته و دارند. بخواهيم يا نخواهيم بسياری هم همين توصيه ها را دستور عمل جنسی خود قرار داده اند و می دهند. ستيز با عرف های اجتماعی معيار روشن می خواهد و قرار نيست هر چه به نام دين مردم باور دارند يکسره مردود باشد.

"نهي انجام عمل جنسي در روزهاي قمر در عقرب" که در تقويم آمده اگر در فلان کتاب اخترشناسی فرنگی آمده باشد لابد ممدوح است و چون حليه المتقين گفته است مزخرف است. اين از عرفهای عام است که بسياری از  مردم جهان در مسائل جنسی خود مثل ديگر مسائل زندگی شان به روزهای ماه و وضع ستارگان توجه دارند. من واقعا درک نمی کنم که در جامعه ای که مثل خيلی از جوامع ديگر ساعت سعد و نحس امری پذيرفته است چرا بايد اين حرف چون از زبان ارشاد قم در می آيد نادرست باشد.

گزارشگر با لحن طعنه آميز می نويسد توصيه روايت اين است که "زن باكره اي را بخواهيد كه فرزندان بسيار بياورد و سرينيش بزرگ
باشد." لابد نويسنده گزارش تا به حال پيکره های ناهيد و ديگر خدايان باستان را نديده است که بخش بزرگی از آنها همين توصيه را تصوير می کنند. فرزند بسيار داشتن هم فقط در اسلام يا در نوشته مجلسی يا ارشاد قم توصيه نشده در تمام دوره شوروی ممدوح بوده است در آلمان امروز هم هست در آمريکای مسيحی هم هست در ميان يهوديان هم کاملا ممدوح است در اوستا هم آمده است.

گزارش روز می نويسد: بخش دوم به بحث درباره آميزش جنسي اختصاص دارد، و با نقل رواياتي آمده: "هنگام آميزش با همسر فوري بر روي او قرار نگيريد و عمل دخول را انجام ندهيد" بلکه "پيش از آن با لمس زن، با او بازي و خوش طبعي كنيد زيرا اين عمل آميزش را براي شما پاكيزه تر و گواراتر مي كند." بسيار خوب کجای اين حرف نادرست است؟ کجای اين نوع توصيه ها بايد سانسور شود يا قبيح است؟ اين يکی از انسانی ترين توصيه ها به جامعه مردسالاری است که هيچ توجهی به ارضای جنسی زن ندارد. به نظر گزارشگر اين توصيه خطاست؟  

در ادامه گزارش، معرفی بخش سوم تقويم زناشويي آمده که "به تغذيه جنسي پرداخته و به معرفي مواد غذايي كه شهوت را زياد مي كند پرداخته است". اين بخش هم از مواد رايج در هر عطاری است. آقای گزارشگر بهتر است سری به عطاری های تهران بزند تا ببيند چه درصد بالايی از مردها به دليل مشکل کم توانی يا ناتوانی جنسی به دنبال راه حل های گياهی می گردند. چنين توصيه هايی حتی اگر کاملا هم از نظر پزشکی تاييد نشده باشد بخشی از عرف دارويی و طبابت خانگی جامعه ماست و کمترين اثرش بالا بردن توان روانی بيمار است. در غرب دهها کتاب در خوراک شناسی جنسی هست. در عطاری های چينی هم که در سراسر اروپا و آمريکا پراکنده است و نوع شيک همان عطاری های خودمان است بخش مهمی از مواد گياهی برای چنين مراجعانی اختصاص دارد.   

طبيعی است که من از هر آنچه در اين کتاب و تقويم آمده دفاع نمی کنم – و هر انتقادی از آن می تواند بدون درخواست سانسور آن مطرح شود- و ورود در محتوا کار من نيست اما بحث من در روش است. چرا در حالی که آموزش جنسی که در جهان امروز بسيار جدی گرفته می شود وقتی با زمينه های قابل قبول خود در جامعه ما نمونه پيدا می کند رگ غيرت روشنفکرانه مان می جنبد؟ از سی سال پيش که کتابهای دکتر رضا پاک نژاد تنها مرجع جنسی برای جوانان مذهبی بود تا امروز که اين تقويم ها در می آيد پيشرفت محسوسی در اين بحث ديده نمی شود چون واقعيت اين است که هيچ کار روشنفکرانه ای در اين زمينه هنوز انجام نشده است. پس دست کم اجازه دهيم غيرروشنفکران به منابع سنتی خود دسترسی آزادانه و بدون احساس شرم داشته باشند شايد راه برای بحث های امروزی تر هم باز شد (مثل آن نمونه بی نظير گفتگوی کاپوچينو با آن سکسولوژيست ايرانی). در غرب سالهاست که راهنماهای آموزش جنسی با تصوير و بيان جزئی ترين مسائل روانشناختی و غذايی و آرايش بستر و اتاق خواب رايج است. از کوزه ما هم همين بيرون می آيد که آمده است. اگر فاصله ای هست که هست به معنای اين نيست که بايد کوزه را شکست. بسم الله راه بيفتيد خوبش را بنويسيد.

چسباندن اين تقويم به ريش آقای مصباح و اصولا سياسی کردن بحث هم واقعا خنده دار است. منطق نهايی گزارشگر محترم گويا اين است که حالا که جلوی بسياری از کارها و آثار ما گرفته می شود چرا جلوی اين يکی گرفته نمی شود. اما بهتر است به اين فکر کنيم که چرا حتی گفتگوی بی پرده از سکس در قالب عرفهای پذيرفته جامعه به مانعی بر نمی خورد. همه چيز را سياسی نکنيم. 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/813
نقد و نظر

این کتاب به عقیده بنده بسیار پر معنا است چون من علاوه بر خواندن کتاب نوع عملی آن را در اجتماع نیز تجربه کردم و به اکثر فرازهای آن ایمان دارم (مهربان باشیم)

Posted by: همای at October 3, 2008 11:25 AM



با تشكر از دوستاني كه نظرات خود را ارسال نموده اند بنده به عنوان يكي از نزديكان اين مركزپخش عرض ميكنم تقويم فوق بدون هيچگونه كمك دولتي وافرادي كه نام برده ايد به چاپ رسيده است .

Posted by: mahdi at February 3, 2008 11:06 PM



من ان گزارش را نخوانده ام اما حلیه المتقین را خوانده ام و کاملا با ان مخالفم نوشته های ان با هیچ کجای دین جور در نمی اید .اما اینکه می گویید این حرفها در غرب و در طالع بینی فلان جاهم هست دلیل نمی شود که در جامعه اسلامی ما هم باشد به قول دوستان وقتی ما یک مطلب در اینترنت می خواهیم جستو جو کنیم برای نوشتن یک مقاله ناقابل تمام سایت ها را بسته می بینیم به ویژه که مربوط به زنان باشد انوقت چطور می شود یک چنین کتابی به این راحتی پیدا می شود من که مانده ام .

Posted by: مریم at September 18, 2007 6:43 PM



با سلام؛ بنده با نظر شما موافقم. اين که در اين گونه مسائل توصيه هايي شده و اين توصيه ها بايستي به جوانان مذهبي آموزش داده شود بسيار ضروري مي باشد. مشکل برخي اينست که به بهانه روشنفکري به تمام اين مسائل به ديده هوس و ... نگاه مي کنند.

Posted by: محمد at December 28, 2006 10:28 AM



شما كه خيلي خونتان به جوش آمده از اين قضيه تا حالا نگاهي كرده ايد به اين كتاب حليه المتقين؟ يا روي هوا حرف ميزنيد؟

---------------
عزيز جان اگر به شيوه بحث بنگری و بعضی پاسخ ها به کامنتها خواهی دانست که هم می خوانديم هم عمل می کرديم! - سيبستان

Posted by: سالار at May 12, 2006 7:49 AM



دوست من. در شرايطي كه كتاب هاي مختلف از بازار جمع ميشوند و در شرايطي كه تيراژ كتاب هاي ديگر از 5000 بالاتر نميرود انتشار چنين چيز هايي چه ضرورتي دارد؟ انتشار اين تقويم با بودجه ي دولتي انجام ميشود يعني پول من و تو.لطفا دچار اشتباه نشويد اگر اين طور چيز هاي زيبا را در اديان ميبينيد به مغلطه دچار نشويد. ذات همه ي اينها بهره كشي از زن و قرار دادن زن به عنوان تامين كننده ي نيازهاي شكمي و زير شكمي مرد است. دامن زدن به خرافات اگر چه از برنامه هاي حكومت است اما بايد با هشياري ما ناكام بماند

Posted by: پارسا at March 8, 2006 1:25 AM



نوشته شما قدري ديدگاه من را در مورد آن گزارش تغيير داد. واقعيت اين است كه اين ژستهاي روشنفكري كلي مضرات داشته است. مثلا در حالي كه همه ما به نوعي دوستدار آزادي روابط دختران و پسران (در حد معقول) و به شيوه متداول در دنيا هستيم اما هرگاه اسم ازدواج موقت مي آيد به يكباره به رگ غيرتمان بر مي خورد و آن را معادل بهره كشي جنسي از زن مي دانيم. در حالي كه براي دختران و پسران مجرد اين روش همان دوستي متداول در دنياست با قدري تعهد بيشتر. افراد عامي جامعه ما در مقايسه با تحصيلكردگانمان ديدگاه روشنفكرانه تري در رابطه با مسائل جنسي و روابط زن و مرد دارند.

Posted by: مهدي at March 7, 2006 1:57 AM



ممكنه ظاهر قضيه مشكلي نداشته باشه، اما اگه به سانسور همه جانبه اي كه خيلي ها هم نميتونن بشكنن ش توجه كنيم آيا نبايد نگران آموزشهاي بي اساس و بعضآ غلط بود؟

در شرايطي كه با سانسور شديد مطبوعاتي مواجهيم آيا اين تقويم پارادوكسي در عملكرد وزيري كه معيار صدور مجوز چاپ اثري را "قابليت بلند خواندنش در ميان جمع" مي داند نيست؟ وقتي حتي جستجوي "زن" در موتورهاي جستجوگر با فيلتر رو به رو مي شود آيا شك در حسن نيت بديهي نيست؟


Posted by: hani at March 6, 2006 3:58 PM



چیزکی در جوابت نوشته ام شاید بد نباشد ببینی.

Posted by: نیما at March 5, 2006 1:59 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 9
چاپ کن
بفرست