طرحواره ای از اندیشه ایرانشهری تقدیم به آقامحمد قائد ناقد شهیر و همپالکی ها و ستایندگان ایشان و دنباله روها که همگی در نخواندن و ندانستن اندیشه ایرانشهری شریک اند. پس طرح این اندیشه را بر اساس فصل دوم کتاب «خواجه نظام الملک» دکتر طباطبایی می آورم و از ایشان می پرسم دقیقا با چه چیزی و کدام حکم و توصیفی از آنچه به نقل از طباطبایی می آورم مخالف اند که اینقدر ستیز بیهوده می کنند؟ و اصلا با کدام حکم و شرح زیر می توان مخالف بود؟ مگر اینکه فرض کنیم الناس اعداء ما جهلوا!

تداوم اندیشه ایرانشهری در گذار به دوره اسلامی عاملی اساسی در تداوم تاریخی و فرهنگی ایران زمین به شمار می رود.

مفردات اصلی اندیشه فلسفی دوره باستانی ایران در دوره اسلامی تداوم پیدا کرده است. اندیشه فلسفی ایرانی بخشی از اندیشه ایرانشهری است. و در کنار زبان و اندیشه فلسفی اندیشه سیاسی ایرانشهری هم یکی از عمده عوامل تداوم ایران زمین است.

[به این ترتیب زبان، فلسفه و سیاست سه مولفه اندیشه ایرانشهری هستند بدرستی. گاهی در ادب ما جلوه می کند گاهی در تواریخ ما و گاه نیز در سیاستنامه نویسی.]

در تحلیل نوروزنامه خیام: این آمیختگی سیاست به همه اموری که به نوعی با آیین های کشورداری پیوند می داشته از ویژگی های اساسی نوشته های ایرانشهری است. در عصر زرین فرهنگ ایران اندیشه فراگیر اندیشه سیاسی می بوده و هر اندیشه ای از خنیاگری و معماری تا شطرح و شکار در درون آن سامان می یافته است.

در نوشته های تاریخی این دوره آیین نامه های ساسانی یا بازپرداختی از آنها در دوره اسلمی مبنای درک و توضیح رویدادهای تاریخی قرار گرفته است. همه نوشته های تاریخی پر اهمیت عصر زرین فرهنگ ایران را با توجه به نوعی نظریه شاهی آرمانی می توان مورد بررسی قرار داد در حالی که بعد از مغولان تکیه گاه نوشته های تاریخی نظریه سلطنت مطلقه و خودکامه می شود.

نوشته های دوره باستانی ایران درباره اندیشه سیاسی ایرانشهر در زبان پهلوی آیین نامگ خوانده می شدند و گزارشی از آنها نقشی عمده در تکوین و تدوین سیاستنامه نویسی یا کتب سیر الملوک داشته است.

گروه دیگری از نوشته های باستانی خوتای نامگ است که به تاریخ شاهان می پردازد. این آثار در دوره اسلامی خداینامه خوانده شده و «شاهنامه» معادل فارسی و سیرالملوک ترجمه عربی آن بوده است.

با سستی گرفتن سلطه خلافت عربی و برآمدن خاندان های ایرانی که اگر خود از دهقانان نبودند با ایشان پیوند استوار داشتند نظام حکومتی کهن ایرانی در عمل و نظر تجدید شد.

اندیشه سیاسی یکی از بنیادی ترین قلمروهای تاریخ ادبی ایران است و فهم بسیاری از متون تاریخ هزارساله ادب فارسی به فهم ساحت سیاسی آن متن وابسته است. متون پر اهمیت فارسی اعم از نثر و نظم نوشته هایی سیاسی اند و نه نوشته هایی صرفا ادبی.

[به این ترتیب ادب فارسی مخزن فکر و حکمت عملی ایران است و چنانکه داریوش آشوری هم جداگانه گفته است تاریخ فکر و حکمت ایران را باید در ادب ما جستجو کرد و نه لزوما در متون فلسفی ما.]

متونی مثل شاهنامه و گلستان و کلیله و دمنه در طول سده ها در رویکرد ایرانیان به امور سیاسی نقش تعیین کننده داشته است.

در سیاستنامه های دوره اسلامی پنج گرایش را می توان از یکدیگر تمیز داد:

۱. نوشته های سیاسی یا سیاست نامه ها
۲. رساله های تاریخ الوزرا
۳. متون تاریخی
۴. برخی نوشته های عرفانی
۵. اندرزنامه ها

عنصرالمعالی به فرزند خود بسیار خواندن سیرالملوک را سفارش می کند: «و نیز باید بسیار سیرالملوک خوانده باشی و بدانسته … تا پیش خداوند خصلت های ستوده ملوک گذشته همی گویی تا اندر دل پادشاه کار کند.»

خواجه نظام الملک یکی از برجسته ترین نمایندگان سیاستنامه نویسی به شمار می آید و سیاستنامه او بنیادی ترین نوشته در انتقال اندیشه ایرانشهری به دوره اسلامی بوده است.

شماری از متون یادشده ذیل تاریخنامه های وزیران:

-الوزراء و الکتاب جهشیاری با دیباچه ای در تاریخ تدوین این دست کتابها و سابقه آن در ایران باستان

-تحفه الوزراء ثعالبی

-قوانین الوزراء و سیاسه الملک ماوردی

شماری از متون تاریخی یادشده مربوط به اندیشه ایرانشهری:

-تاریخ بیهقی

-غرر اخبار ملوک الفرس ثعالبی

-تجارب الامم مسکویه رازی

که هر سه بی تردید در شمار اصیل ترین منابع تاریخ اندیشه سیاسی در ایران قرار دارند.

-تاریخ شاهی قراختائیان

-الفخری فی الآداب السلطانیه ابن طقطقی

-بخشی از جامع التواریخ خواجه رشید الدین فضل الله با عنوان تاریخ مبارک غازانی که از برخی جهات تالی سیاستنامه نظام الملک است.

از شمار متون عرفانی که یاد شده است:

-مرصاد العباد نجم رازی

-ذخیره الملوک میرسیدعلی همدانی

-مجمع البحرین ابرقوهی

-رساله کم حجم و پرفایده ای از باباافضل کاشی موسوم به «ساز و پیرایه شاهان پرمایه» که یکی از برجسته ترین نوشته های سیاسی فیلسوفان باطنی ایرانی است و تفسیر باطنی جالب توجهی از اندیشه سیاسی ایرانشهری به دست می دهد خاصه از نظر نقد سلطنت مطلقه دوران مغول.

و از میان متون ادب فارسی:

-پر اهمیت ترین و کهن ترین این نوشته ها کلیله و دمنه است. در سنت ادب فارسی کلیله و دمنه همتای شاهنامه تلقی می شده است.

-مرزبان نامه که مانند کلیله و دمنه سیاستنامه ای است منسوب به مرزبان بن شروین امیر طبرستان از فرزندزادگان کیوس برادر انوشیروان

بعد از یورش مغولان دیگر هیچ رساله ای در سیاست و اخلاق به اهمیت سیاستنامه خواجه و کلیله و دمنه نصرالله منشی و گلستان و بوستان سعدی نمی شناسیم.

(نقل از: خواجه نظام الملک طوسی؛ گفتار در تداوم فرهنگی ایران، چاپ جدید: مینوی خرد، ۱۳۹۲، صص ۷۹-۱۲۳)

نظرات

نظر