حالا دیگر کار وارونه سازی دستگاه مفهومی و ارزشی نظام مقدس از دین و ایمان و اسلام و قرآن در گذشته و ارزشهای سنتی فرهنگ ایرانی را هم هدف گرفته است. رهبر در سخنان امروز خود با اعضای دولت دست نشانده می گوید واکنش برخی به انتخابات نجیبانه و جوانمردانه و اخلاقی نبود (+). آقای خامنه ای چنان در فضای توهمات خودساخته غرق است که همه بدی ها را در اردوی مخالفان خود می بیند و هر چه نجابت است در اطرافیان خود. من فرض می کنم رهبران مخالفان حرفهایی زده اند که جوانمردانه نبوده است. آیا پیمان شکنی نظام مقدس با مردم و خیانت در رای آنها جوانمردی است؟ من فرض می کنم که دعوت از مردم برای اعتراض به دولت کودتا و شرکای آن جوانمردانه نبوده است. آیا رفتار پلیس و لباس شخصی ها با مردم و معترضان جوانمردانه بوده است؟ من فرض می کنم که بعضی به خاطر رفتارهای ناجوانمردانه شان مستحق حبس و زندان شده اند. آیا رفتار نظام مقدس و عوامل اش در زندان با آنها جوانمردانه بوده است؟

جوانمردی و نجابت در کجای نظام اخلاقی آقای خامنه ای قرار دارد؟ آیا نیروهای وفادار به او و هوادار او بر اساس اصول جوانمردی تربیت می شوند؟ آیا می اموزند که از آموزه های جوانمردان پیروی کنند؟ آیا هیچ نشانی از جوانمردی در رفتار و کردار خود دارند؟ آیا مردم این نیروها را به جوانمردی و اخلاق عیارانه می شناسند؟ آیا سعید مرتضوی و حسین شریعتمداری و محسنی اژه ای و فلاحیان و حسینیان و سعید امامی نمونه های عالی جوانمردان نظام مقدس اند؟ اینها به کنار آیا علت علاقه آقای خامنه ای به احمدی نژاد همین است که او سر جوانمردان مملکت است؟

یک داستان مشهور در باره جوانمردی داستان شیخ ابوسعید با آن دلاک حمام است که لابد آقای خامنه ای می داند. دلاک به رسم همه کیسه کش های حمام شوخ  یا چرک پشت و پوست شیخ را زیر کیسه جمع می کرد و روی شانه او می آورد تا نشان دهد که دارد حسابی زحمت می کشد و مزدش حلال است. در حال کار خواست از شیخ نصیحتی بشنود از او پرسید ای شیخ بفرما که جوانمردی چه باشد؟ شیخ فورا جواب داد جوانمردی آن است که شوخ مرد به روی او نکشی.

من فرض می کنم همه کسانی که آقای خامنه ای به زندان انداخته و از رجال کشورند مجرم اند به ناجوانمردی. این کسانی که در انقلاب خدمات بزرگ کرده اند و آنها را باید السابقون السابقون خواند و دوستان و کارگزاران همین نظام و خود آقای خامنه ای بوده اند به سبب واکنش های ناخوب و نانجیبانه و ناجوانمردانه به زندان افتاده اند. آیا اعتراف گیری از آنها بر فرض که حق و حقیقت هم بوده جوانمردی است؟ آیا هیچ جوانمردی به شکستن مردان و خوار و خفیف داشتن ایشان مشغول می شود؟ ایا در آیین فتوت و عیاری آقای خامنه ای جایی برای مردانگی و آزادگی هست؟ آیا جایی برای پاس داشتن آزادگان هست؟  

من فرض می کنم که آقای خامنه ای فقیه جامع الشرایط است و ولایت اش هم از پشتوانه عدالت برخوردار است. اما شهادت می دهم که آقای خامنه ای و رجال و اشباه الرجال اطراف او هیچ بویی از جوانمردی نبرده اند و حق ندارند فرهنگ عیاری و فتوت را به دهانهای خود بیالایند. می دانم که برای غرق نشدن هیچ مرزی نمانده که عبور نکرده باشند. می دانم که هیچ ارزشی نیست که در پای ولایت استبداد خود قربانی نکرده باشند. اما اگر آنها می توانند به هزار توجیه رفتار خود را نوعی از اسلام بشمارند هیچ توجیهی برای جوانمردانه خواندن رفتار خود نمی توانند تراشید. آنها هزار فرسنگ از اولین وادی جوانمردی فاصله دارند. آنها مردود عیاری و آزادگی اند. خدای اسلام اگر آنها را می پذیرد ایزد مهر و پیمان و راستی ایشان را جزو رانده شدگان درگاه اش می شمارد.  

نظرات

نظر