بایگانی

رود و خرسنگ های بدخشی

این هایکومانندها یا چنانکه اخوان می نامید خسروانی ها را در بازگشت از بدخشان سال گذشته یادداشت کرده ام. در آن جاده ناهموار و بسیار زیبا و شگفت کلماتی که در طول سفر و در […]


عصیانستان باورمردگی

تقریبا تمام وبلاگ اش را خوانده ام. شعرش تا یک سالی پیش مسیری عادی می رود اما از خرداد سال ۸۹ آتش می گیرد و هر قدر که می گذرد این آتش کلمات را بیشتر […]


به ما خوب می رسن الحمدلله

از شنیدن این شعر باحال لذت بردم. گفتم شما را هم در این لذت شریک کنم. ربطی هم به اینکه خاتمی می آید یا نمی آید و من در باره موضوع چه فکر می کنم […]


آبی آسمانی

دنیا ایستاده استسیبهایی به هوا انداخته امکه هزار چرخ بخوردو برگرددهیچیکبرنگشته استگویی نه در مدار من که در مدار دیگریچرخ می خورد هر سیب که به هوا می اندازمیا ذغال گداخته سرخی می شودمثل زمینو […]


فیلوسوفیای عشق

Love’s PhilosophyI The fountains mingle with the riverAnd the rivers with the OceanThe winds of Heaven mix for everWith a sweet emotionNothing in the world is singleAll things by a law divineIn one spirit meet […]


ورقی چند از تاریخ گل

شعر فارسی بسیاری از جنبه های حیات اجتماعی ایرانیان را در خود حفظ کرده است هر چند که تا کنون این جنبه ها کمتر کاویده شده است. شاید تسلط استعاره بر شعر عاملی برای توجه […]


دروغ تاریخ را بی معنا می کند

*این یادداشت را به دوست تاجیک ام داریوش رجبیان تقدیم می کنم تا ایران بودم لاهوتی را قدر ندانستم. او را در تاجیکستان کشف کردم. با حرمتی که بین مردم آن دیار داشت و با […]


از آرزو بر باد

  گوزن   اکنون می فهمی که چگونه یک گاو می تواند در چراگاه سوزانِ دریا بی خیال علف هرز چرا کند اکنون که از خواب هراسان برخاسته ای و در وحشت یک کابوس می […]


صنم

پیاده روها تنهایندتاکسی‌ها می‌روند ته دنیابا صدای مهیبی در ‌هیچی سقوط می‌‌کنند کسی از اینکه درخت‌ها بیهوده روی یک پا ایستاده‌اندنه خنده اش می‌گیردنه تعجب می‌کند کافه‌ها روزنامه قدیمی بالا می‌آورندو رهگذران ناشناس سرگیجه دارند […]


خسروانی هایی برای ماه دزدیده

این فرم تازه را در صورت سیبستان دوست ندارم. اما داریوش می گوید با آن باید بسازم تا دوباره مرا به فرم قدیم برگرداند. فاصله ها بین سطرهای شعر درست نیست باید کمتر باشد. هنوز […]