:: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک
:: اهمیت یک سخنرانی نیمه تمام
:: از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد
:: نیمه خالی مجلس
:: فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی
:: معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای
:: خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم
::  تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی
:: عدم خشونت کافی نیست؛ ...بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است
:: نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی
:: خامنه ای در صد سال پیش
:: رای من کو؟ - یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی
:: ناظران روسی در انتخابات ریاست جمهوری
:: شرم
:: پایان یک رهبر، آغاز رهبران
:: حزب الله و حزب شیطان: نمونه ای برای راستی آزمایی
:: کشوری با دو رئیس جمهور و با دو ملت
:: خدمت آقای خامنه ای
:: کودتایی برای نابودی انتخابات
:: چه کسی باور خواهد کرد؟
:: تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟
:: همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی
:: کرباسچی و بی بی سی
:: اصل آبادی ایران است
:: دشمن پاسخ همه سوالها نیست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
June 18, 2009  
چه باید کرد؟ - مانیفست 5 دقیقه ای  
 

خواندن متن زیر چند دقیقه ای بیشتر وقت نمی گیرد اما نکاتی اساسی را مطرح می کند. ما این روزها به متن هایی از این دست که باطل السحر شعبده بازان صدا و سیما و دولت کودتا باشد نیازمندیم. نظرات تکمیلی یا شواهد تاییدی را به صورت کامنت مطرح کنید و هر قدر می توانید این متن را تکثیر کنید: این متن در صفحه ویژه میرحسین موسوی در فیس بوک منتشر شده است - یکی از رسانه های اصلی در جنبش سبز ایرانیان:

استراتژي دشمنان مردم ترسيدن و ترساندن است. مي خواهند جمهوري اسلامي را با حکومت ترس جايگزين کنند. بيهوده نيست که شعار ميرحسين دولت اميد است. پس اميدوار و شجاع و پر از رويا باشيد. زندگي بدون رويا ارزش زيستن ندارد. نگذاريد روياهايتان را بکشند و براي آنها مبارزه کنيد. تمام لحظه ها و ساعات در مبارزه با اين کودتاي سياسي مهم اند. سريع باشید. کار امروز را به فردا، کار صبح را به عصر و کار اين لحظه را به لحظه ديگر موکول نکنيد. اگر لازم است شب بيداري بکشيد. اين روزها و تمام لحظاتشان مهم است.

اگر هيچ وسيله ارتباطي نداريد براي ارتباط حضوري و چهره به چهره از همين لحظه وقت بگذاريد. اطرافيان و دور و بري ها در اولويتند. از بحثهاي وقتگير پرهيز کنيد. موافقان خود را نيرو دهيد و آنها را هم براي ارتباط چهره به چهره فعال کنيد. با دلايل و اطلاعات پشتيبان خودتان را مجهز کنيد. پيامهاي استراتژيک شما اينهاست:

1- يک باند ارعاب و ترور با نفوذ در دولت، بسيج و نيروهاي امنيتي است که ناامني ايجاد مي کند و تخريب اموال عمومي کار خودشان و به دستور آنها است.
2- استقلال را در کنار آزادي و جمهوري اسلامي مي خواهيم و به بيگانگان اجازه دخالت در امور داخلي نمي دهيم. به دولت اجازه انگ زدن به نخبگان هم نمي دهيم.
3- ميرحسين خواست اکثر ايرانيان است نه فقط تهران
4- ما ملت شجاعي هستيم. با ترساندن و ارعاب به ما توهين نکنيد. قدرت اطلاعاتي و امنيتي، امانت ماست در دست شما. اگر خيانت کنيد از شما مي گيريم و به اهلش مي دهيم. نيروهاي نظامي و انتظامي فرزندان ملتند.
5- کودتاي سياسي در قالب آراي پيش-ساخته محکوم است. انتخاباتي که بر خلاف مقررات اجرا شده باطل است و شوراي نگهبان قانون اساسي بايد آن را ابطال کند. مساله ما شمارش چند صندوق پيش-ساخته نيست. ما خواهان تجديد انتخابات با مجريان و ناظران سالم و بي طرف هستيم.
6- نهاد روحانيت سرمايه اين کشور و پشتيبان مردم بوده است. ما خواهان برداشتن سرپوش و سانسور دولت از عزت و حرّيت روحانيت ايم.

استراتژی ارتباطی ما

در شرايط موجود چه استراتژي ارتباطي بايد در پيش بگيريم؟ جريان پشت اين تقلب گسترده انتخاباتي و صحنه گردانان اين کودتاي سياسي، عمليات رواني گسترده اي را با نفوذ در صدا و سيما و محدود کردن کانالهاي ارتباطي مردم آغاز کرده تا بتواند بحراني را که با اين ابعاد پيشبيني نميکردند مديريت کنند. آنها با هوشمندي پيامهاي رسانه اي شان را مديريت مي کنند. لازم است به فنون بدل اين پيامها مسلح شويم و به سريعترين شکل ممکن اطرافيانمان را آگاه کنيم.

نطریه گلوله ای دولت کودتا

از نظر دانش ارتباطات، استراتژي ارتباطي اين جريان بر "نظريه گلوله اي" مبتني است. مطابق اين نظريه آنها فکر مي کنند ارتباط برقرار کردن يک جنگ است: رسانه يک اسلحه است، پيام يک گلوله و مردم هدف هستند. تنها کافيست خوب نشانه گيري کنند. آنها مردم را سيبل بي اختيار، بي تمييز و ناآگاه خود و رسانه هاي بيگانه مي دانند و ترجيح مي دهند در رقابت با ديگر رسانه ها گلوله هاي بيشتري به سوي مردم پرتاب کنند. صدا و سيما تجربه نسبتا موفقي در اين نشانه گيري داشته است اما به مرور تعداد قابل توجهي از مردم از تيررس او خارج شده اند و برد اسلحه شان کاهش يافته. با اين وجود کوشيده اند منتقدانشان را خلع سلاح کنند و رسانه هاي آنها را به حداقل ممکن برسانند. اين روزها با خلع سلاح اينترنتي و تلفني هم مواجهيم. اما انسانيت و ارتباطات چهره به چهره و انساني شما چيزي است که نميتوانند از شما بگيرند. سوال اصلي اين نوشته اين است که شما در ارتباط با خود يا مردمي که در تيررس آنها هستند چکار مي توانيد بکنيد؟ اين نوشته مي کوشد به اين سوال ارتباطي پاسخ دهد.

تحليل محتوای پیام های صدا و سیمای کودتا

در دو روز گذشته صدا و سيما چه پيامهاي استراتژيکي را به سوي مردم شليک کرده است؟
1- ترس از ناامني: تا زماني که تعداد معترضان کم به نظر مي رسيد آنها اغلب اراذل و اوباش معرفي مي شدند و کساني که به اموال عمومي آسيب مي زنند و مزاحم زندگي روزمره مردمند. بعد که آمارشان قابل توجه شد و شعار دادند که "ما مردميم نه اوباش" گفتند که اراذل خود را بين مردم پنهان کرده اند. مردم هم انتظار دارند با اوباش و مخلان امنيت برخورد تندي صورت بگيرد. آنها ژست ناجي مردم در مقابل اوباش را به خود مي گيرند.
جالب است بدانيد گزارشهاي متعددي حاکي از آسيب رساندن نيروهاي لباس شخصي و نيروهاي ضد شورش به اتوموبيلهاي مردم و اموال عمومي و بانکهاست. او مشکل را ايجاد مي کند و خود را حلال مشکل و ناجي شما معرفي مي کند. اما براي اينکه شما را نجات دهد شرط مي گذارد. شرطش اين است که به بقيه حرفهاي او هم گوش دهيد و تسليم کانديدايي که او از صندوق در آورده باشيد. او شما را مي ترساند و بهايي که براي از بين بردن ترس مطالبه مي کند اعتماد و تسليم شماست. اگر نترسيد يا تسليم نشويد به طريق ديگري شما را مي ترساند. کافيست بازي نخوريد و بي آنکه عصباني شويد به اين بازي بخنديد و مردم را نيز از اين بازي آگاه کنيد.

2- ترس از بيگانه و انقلاب مخملي: استقلال از دخالت بيگانگان يکي از مهمترين شعارها و يکي از مهمترين موفقيتهاي نسبي انقلاب و جمهوري اسلامي بوده است. شعار و دستاورد مهمي که خيلي اوقات از بس تکرار شده است قدرش را به اندازه کافي نمي دانيم. تجربه تلخ و بيم ما از دخالت بيگانگان در امور داخلي مان گاه مورد سوء استفاده دولتها براي توجيه رفتارشان در محدود کردن آزاديمان بوده است. شعار ديگر انقلاب؛ يعني آزادي، بدين ترتيب در محاق رفته است. هر صداي مخالف و منتقدي را صداي بيگانه و ايادي استکبار و صهيونيزم دانستن روش ديگر راه انداختن بازي "ترسو و ناجي" است. صدا و سيما مدام تکرار مي کند که رسانه هاي بيگانه از رفتار منتقدان دولت و معترضان به انتخابات خشنودند و آنها يا برخي در ميان آنها را خط مي دهند. آنها با اين برچسب گروه هاي مرجع، روشنفکران و مخالفان خود را از ميدان بدر مي کنند. همه شما ديده ايد که کيهان و رسانه هاي دولت بارها ميرحسين موسوي و پشتيبانانش را به آلت دست غرب بودن متهم کرده است.

اسلام به لهجه روسی

جالب است بدانيد پرونده کساني که اين برچسبها را در تيراژ انبوه توليد مي کنند در وابستگي و دلبستگي با بلوک شرق و پسمانده هاي کمونيزم در روسيه و سرويسهاي اطلاعاتي روسيه و چين خالي از ابهام نيست. آقاي احمدي نژاد و برخي نزديکانش در گذشته همگي مدتي در وزارت خارجه در بخش روسيه کار کرده اند. براي نمونه حاتم بخشي پاره اي از درياي خزر را در کنار معلق ماندن پروژه نيروگاه بوشهر به ياد آوريد تا ترديدتان قويتر شود. به نظر مي رسد نه تنها آزادي به بهاي استقلال، که استقلال و جمهوريت نظام نيز به بهاي قرائتي اسلامي از يک پروژه امنيتي روسي در خطر است. لازم است بار ديگر شعار"استقلال، آزادي جمهوري اسلامي" را در کنار الله اکبر مورد توجه قرار دهيم. و ضمن حفظ هشياري در مورد مداخله بيگانگان از برچسب براندازي نرم يا انقلاب مخملي نترسيم. دوري از برخي حرکتها مثل نوشتن نامه به سران کشورهاي خارجي براي طرد احمدي نژاد، يا شعارهاي نامربوط يا تحريک کننده از همين هشياري ناشي مي شود. ما کاري به بيگانگان نداريم و فقط برگزاري مجدد انتخابات به شکل قانوني و با حضور ناظران را خواستاريم.

هدف اصليِ بزرگ کردن اين ترس، ايجاد شکاف بين مردم و نخبگان است و پيدا کردن بهانه براي دستگيري اساتيد دانشگاه، روزنامه نگاران، فعالان مدني و گروههاي مرجع با برچسب جاسوسي و براندازي. لازم است اساتيد دانشگاه و نخبگان بر پابندي و علاقه شان به نظام تاکيد کنند و پابندي طراحان سناريوي تقلب را به انقلاب و شعارهاي آن مورد سوال قرار دهند. در عمل چه کسي در کار براندازي نرم است؟

3- معترضان برخي از تهراني ها هستند: اين پيام مدام تکرار شده است که راي موسوي فقط در تهران بيشتر بوده و تهراني ها بايد به راي مردم کشور گردن بگذارند. اعتراضات مردم ساير شهرها بازتاب رسانه اي قابل توجهي نيافته است.
مي دانيد که گزارش کميته صيانت از آرا حاکي از برتري نسبي موسوي در شهرها و نقاط مختلف کشور است. لازم است به همه اطرافيان و طرفداران احمدي نژاد در خصوص برتري ميرحسين در اغلب نقاط کشور اطلاع رساني کنيم و نتايج پيش-ساخته شمارش آرا را با توجه به نقدهايي که در سايتها ديده ايد مورد نقد قرار دهيم. لازم است دانشجويان اعتراضات و نظر مردم شهرشان را بازتاب بيشتري بدهند و رسانه ها را به سمت آنها هدايت کنند.

4- ترس از جان و دستگيري: حمله به خوابگاه دانشجويان و مجتمع هاي مسکوني، اعلام گسترده کشته شدن هفت نفر در جريان تجمع آرام روز 25 خرداد ومسوول دانستن معترضان در اين مورد و تهديد صريح وزير اطلاعات در گفتگو با تلويزيون مبني بر دستگيري ساماندهندگان تجمعات و تمام آنچه مي دانيد. در اين پيام دولت ضمن آنکه خود را کشنده معرفي نمي کند و آشوبگران را مسبب کشتار مي داند، تلويحا پيام صريح خود را ميفرستد که مردم عزيز من شما را دوست دارم ولي با شما شوخي ندارم. اگر يک قدم ديگر جلو بياييد: "ميکشم". اينجا نيز "نظريه گلوله اي" اينبار با گلوله هاي نسبتا واقعي حاکم بر رفتار آنهاست.

موضع سپاه و ارتش

جالب است بدانيد فرماندهان ارتش به آنها پيغام داده اند که روي ما حساب نکنيد. عموم فرماندهان سپاه نيز پيام داده اند که ما رو درروي مردم نمي ايستيم و کشتار گسترده مردم توسط سپاه محال است. جوانترها خوب است بدانند که سپاه تشکيل شده از فرزندان دلسوز و خانواده هاي مومن ايراني است که هشت سال از جان گذشتگي خود در وفاداري به ملت ايران را در کارنامه خود دارند. آنها و بسيجيان راستين را با آغوش گرم و لبخند و گل پذيرا باشيد و در شعارها به اين سرمايه ها احترام بگذاريد و مهر بورزيد. خانواده هاي فرماندهان شهيد سپاه نظير خانوادههاي باکري و همت و بسياري از همرزمان گمنام، مومن و وطندوست آنها از همراهان ميرحسين موسوي اند. از آنها براي حضور در اجتماعاتتان دعوت کنيد.

5- تغيير صورت مساله در اعلام آراي پيش ساخته: رسانه ملي تاکيد مي کند که شمارش آرا درست بوده اما برخي ظرفيت شکست ندارند. شوراي نگهبان براي اطمينان کانديداها برخي يا همه صندوقها را دوباره خواهد شمرد. آنها در اين پيام، سوال از طريقه غيرقانوني برگزاري انتخابات را ناديده گرفته و صورت مساله را به اشتباه در شمارش جزيي آرا تغيير مي دهند تا آرايي که معلوم نيست از کجا آمده را دوباره بشمارند. خواسته ما برگزاري انتخابات مطابق قانون، با بي طرفي رسانه اي در فضاي آزاد رسانه اي و ارتباطي، عدم دخالت دولت و رسانه هاي دولتي، با حضور ناظران کانديداها در همه مراحل از جمله مرحله پلمب صندوقها در صبح رايگيري و شمارش و نقل و انتقال آرا در شهرها و از شهرها به تهران همراه با تدارکات لازم از جمله تعرفه کافي در همه حوزه هاي انتخابيه است. پيام مهم ما اين است که
انتخابات باطل و مهندسي شده است و اطميناني از وجود خارجي راي هاي ما در صندوقهاي شوراي نگهبان نيست.

6- پشتيباني روحانيت: اکثريت علما و روحانيون طراز اول در قم و ساير شهرها پشتيبان راي مردم اند ولي صدا و سيما صداي آنها را سانسور مي کند و با برجسته کردن نظر چند چهره مثل آقاي جنتي و يزدي، نهاد روحانيت را خرج رفتار غير قانوني خود و پشتيبان خود معرفي مي کند. آنها تحت فشارها و ارعابي چندين برابر آنچه شما تصور مي کنيد هستند. در شعارهايتان به آنها احترام بگذاريد و به آنها جرات بدهيد. در تماس با دفاترشان از حکم خشونت وتيراندازي به منتقدان و تجمعات و حرمت آن سوال کنيد. بگذاريد آنها دولت را از اعمال خشونت نهي شرعي کنند. از آنها براي شرکت در اجتماعات دعوت کنيد و در مراسم و اجتماعات شان با رعايت قواعد احترام شرکت کنيد. به مساجد و حوزه ها برويد و با آنها گفتگو کنيد. آنها مي دانند که باند قدرت قصد کنار گذاشتن علما و جايگزيني مداحان و دينفروشان با آنها را دارند و به شما خواهند پيوست هرچند در ابتدا دوپهلو موضع بگيرند و از موضعگيري بترسند. شجاعت امام حسين(ع) را به آنها ياد آور شويد و بگوييد که از روحاني آزاده چه انتظاري داريد.

تمام حقوق اين نوشته مربوط به ملت ايران است و نقل و کپي برداري و باز توليد آن به هر شکل ممکن توصيه مي شود.

*با اندک ویرایش و افزودن بیشتر عنوانها و همه تاکیدها
 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5381
نقد و نظر

با سلام وتشکر از مقالات اخیرتان. جناب جامی تحریم کالاهایی که به نحوی به دولت مرتبط هستند بنظرتان چطور است؟ ضمنا من تصور میکنم جهت دهی این پتانسیل ایجاد شده مهمتر از ابطال انتخابات است. یعنی راست راستش احتمال اینکه رای احمدی نژآد بیشتر بوده باشد دور از تصور نیست چرا که برنده مناظرات او بود، حال ترفندهای پوپولیستی بکار گرفته و...بماند.باز هم تشکر ازشما و ضمنا جای شما در زمانه خالی است و زمانه گرمی سابق را ندارد. موفق باشید

Posted by: Anonymous at June 19, 2009 4:23 PM



این وبلاگ فقط به چه باید کرد می پردازه

کمک کنید تا هفکری کنیم. همه رده های میانی ستاد میرحسین رو گرفتند و به همه دستور دادن وبلاگهاشون رو پاک کنند (نگاه نو، وحید انلاین× سمیه توحیدلو× یک عدد کاوه....)

جاشون رو باید پر کرد

http://chebaayadkard.blogspot.com/

Posted by: green4iran at June 19, 2009 5:46 AM



سلام . والله چه عرض کنم . باید منتظر از این بدترهاش هم باشیم . امروز ( پنجشنبه 28/3/88) از تمامی شبکه های سیما برنامه ای پخش کردند که مراسم تشییع جنازه کشته شدگان 25 خرداد رو نمایش می داد . جالب بود ، هم خودشون می کشن هم خودشون مراسم می گیرن . واقعا احسنت به این صدا و سیما که چقدر از حق مردم دفاع جانانه می کنه . بعد از چند تا بسیجی در بیمارستان گزارش تهیه کردند که مجروح شده بودند و راهپیمایی مسالمت آمیز طرفداران میر حسین رو محکوم می کردند . باز هم جالب بود چون خبری از مجروحان کوی دانشگاه و مردمی که در خیابانها به دست بسیجیها کتک خورده بودند نبود . آخه عوام فریبی تا چه حد یکی نبود به اون بسیجی مجروح بگه شما اونجا چه غلطی می کردید . چی ؟!؟ با باتوم مردم رو می زدید ... عجب ناز شصتتون . مردم هم حتما باید شما رو فقط نگاه می کردند نه !!!!!!

Posted by: آقای مطلع at June 18, 2009 11:33 PM



راستی اگر شما جای برنجکاران شمال (باوجود برنج هندی) سیر کاران همدانی (باحضور سیر چینی)کارگران زحمت کش هفت تپه(شکر های مکارمی) ویا کشاورزان بی آب و زمین ویا کارگران کارخانه های تعطیل شده وهمگی (عقل سلیم می گوید وقتی کار نداری پول نداری)فقیر بودید به احمدی نژاد رای می دادید؟" چه استدلال احمقانه ای دارند ! فقرا به احمدی نژاد رای دادند"
فکر می کنم اینترنت باید قطع شود وما برویم سراغ این روستاییانی که می گویند. اگر باشند.

Posted by: ... at June 18, 2009 7:38 PM



چه می توان کرد؟

بی شک سرنوشت ایران در قرن بیست و یکم با این جنبش مردمی گره خورده است.جنبشی مدنی و مسالمت آمیز که می خواهد همه برای ساختن ایرانی آباد و آزاد به رفتارهای دمکراتیک تمکین کنند.

کنار گذاشتن تدریجی اندیشه و خردگرایی و بجای آن حاکمیت بیشتر جریانات خردگریز و زورگو، مردم را به خیابان ها ریخته است.

دنیا با دقت ما را تماشا می کند و با ما همدلی می کند. رهبران دنیای پیشرفته تاکنون نتایج این انتخابات را نپذیرفته اند، که این پیروزی بزرگی برای این جنبش است.

جوانان در تمامی صحنه ها حضوری پرشور، عقلانی، و تعیین کننده دارند- تا جایی که رهبران را به دنبال خود بسوی آینده ای درخشان می کشانند.

بدون شک درگیری پنهان قدرت بر سر آینده نهاد ولایت فقیه بزرگترین تهدید برای این جنبش است.

تعداد اندکی که توهم ایجاد حکومت اسلامی یا خلافت را دارند، باید بدانند که بی تردید این مردم و این جوانان زیر بار آن نخواهند رفت. تلاش های آن ها در این جهت جز عقب انداختن بیشتر کشور از کاروان پیشرفت و تمدن بشری حاصلی نخواهد داشت.

شایسته است آقای خامنه ای تسلیم چنین جریاناتی نشود که در این صورت ملت ایران بیشتر پذیرای ایشان خواهد بود.

برای برون رفت از این بحران ملی ، آقای احمدی نژاد خود داوطلبانه خواستار تجدید انتخابات شود. در این صورت همه برنده خواهند بود:

خود آقای احمدی نژاد برنده اول خواهد بود- بخاطر این که حساب مردم را از رقبای انتخاباتی اش جدا کرده و چون یک قهرمان ملی، در این لحظات سخت تاریخی، مصالح عالیه ملت برایش در الویت است نه شخص خودش.

دراین صورت تنگنای تایید زودرس نتایج انتخابات از روی رهبر هم برداشته خواهد شد.

نامزدهای دیگر هم که غیر از برگزاری دوباره انتخابات خواسته دیگری ندارند.

Posted by: آرش at June 18, 2009 7:04 PM



بديهي ترين دستاورد جنبش: شنبه رهبر ميرحسين را نپذيرفت اما دوشنبه به دیدار نماينده هاي ستادش هم راضي بود

Posted by: ... at June 18, 2009 6:09 PM



در بخشهایی از این مانسفست ـ مقاله، تحلیلهای درستی وجود دارد،ازجمله روش مزورانه ی صدا و سیمای نظام برای فریب دادن مردم؛ اما چرا باید مردم برای به دست آوردن حقوقشان متوسل به گدایی ِ حمایت از آخوندهای قم شوند. همین فاصله، همین بی اعتنایی یعنی گسست تاریخی لازم جدایی دین از سیاست. مردم بی دفاع دارند برای حفظ رأیشان خون می دهند، تخقیر می شوند، کتک می خورند، بعد بروند به نزد ملایان عافیت طلب؟ عجبا از این منطق! مگر آنها مرد خدا نیستند مگر وظیفه شرعی نهی از منکر ندارند؟ از اینها گذشته فکر می کنید حرفی هم اگر بزنند و مثل بعضی این دولت را مشروع ندانند، واقعن گمان دارید تاثیری روی استراتژی دیکتاتور داشته باشد. با تمام دردی که این روزها می کشم خوشحال هم هستم. خامنه ای با حماقتش، که ویژگی هر دیکتاتوری است، دارد قبر نطام را می کَنَد. هر گلوله ای که بیش تر شلیک شود هر باتومی که بر سر ایرانی ِ بی سلاحی کوبیده شود، این قبر بزرگ تر و سریع تر آماده ی بلعیدن همه اشان می شود.

Posted by: مریم رییس دانا at June 18, 2009 4:59 PM



این تحلیل و مطلب مهم به دلیل اهمیت موضوع عینا از persia2009.wordpress.com نقل میشود . . . . . در زمان حیات آیت اله خمینی، آیت اله مصباح یزدی روحانی ای بود که به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد آیت اله خمینی نبود اما با درگذشت وی، با حمایت آیت اله خامنه ای، مصباح یزدی به تدریج قوی و قوی تر شد تا امروز که هدف دیرینه خود در نفی جمهوریت را نزدیک می بیند. نخستین بار در نیمه نخست دهه هفتاد، مجله شما – ارگان حزب موتلفه اسلامی- پیشنهاد تغییر جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی را مطرح کرد اما به واقع کسی که نظریه پرداز این نظریه بود نه موتلفه بازار که آیت اله مصباح یزدی بود. برای درک عمیق تر موضوع، باید ابتدا دو قرائت عمده پر هوادار نظریه ولایت فقیه در میان هوادران این نظریه را معرفی کرد: 1) بر مبنای نظریه نخست که متعلق به آیت اله جوادی آملی و حامیان وی است ولایت فقیه در واقع ولایت فقها است. اگر ولایت فقیه را آنگونه که وی تبیین می کند بپذیریم آنگاه علاوه بر شخص خاص رهبری در این زمان، آیت اله خامنه ای، دیگر فقها نیز هر یک به فراخور شان و جایگاه خود سهمی در این نوع حکومت خواهند داشت. 2) نظریه دوم، نظریه ای متعلق به آیت اله مصباح یزدی است. بر مبنای این نظریه، ولایت فقیه، ولایت شخص خاصی است که در واقع به زعم ایشان نایب امام زمان بوده، فرامین وی بر تمام مراجع و… ارجحیت دارد. پس از این مقدمات باید وضعیت گذشته و فعلی را تبیین کنیم: مصباح یزدی که با حمایت شخص رهبری آیت اله خامنه ای توانسته است شاگردان و هواداران بسیاری را به گرد خود جمع کند از اوایل دهه هفتاد در پی اجرایی کردن نظریه خود بوده است. در نظریه نخست تا حدی برای جمهوریت -هر چند نیم بند- جایی وجود دارد اما در نظریه مصباح، جمهوریت در بهترین حالت خود یک تزیین و آرایش به شمار می رود. جناح راست حاکمیت با رهبری فکری مصباح و رهبری سیاسی موتلفه در سال 76 می رفت تا رویای مصباح را جامعه عمل بپوشاند که با شوک انتخاب خاتمی و حمایت هاشمی رفسنجانی، این پروژه برای سالها دچار وقفه شد. به تدریج و با انتخاب احمدی نژاد، حامیان مصباح کوشیده اند با ریاست اجرایی احمدی نژاد پروژه خویش را پی گیرند با این تفاوت که در طول این سالهای وقفه، صف بندی های جمهوری اسلامی دچار تغییرات اساسی شده است. هاشمی که خود را به نوعی همتراز رهبر می دید از ...

Posted by: ... at June 18, 2009 1:48 PM



payam in Zeitoon weblog wrote this


کیش و مات
جزئیات و اهداف کودتای انتخاباتی
• روزنامه ی انقلاب اسلامی در هجرت، در گزارش مفصلی به چگونگی و دلایل جزئیات «کودتای سفیدی» پرداخته است که اکنون با خون مردم این سرزمین رنگین شده است. بخش هایی از این گزارش طولانی که در آن جنگ را بر سر موضوع «رهبری» ارزیابی کرده است، در ادامه می خوانید ...

انقلاب اسلامی در هجرت شماره۷۲۶:کشماکش بر سر تعیین سرنوشت «رهبر» و «رهبری» است:
* نخست سخنان و نوشته هائی را بخوانید در حمله به هاشمی رفسنجانی که گویای زمینه سازی کنار گذاشتن او هستند:
◄ امر بسیار مهمی که تقلب بزرگ که آن را «کودتای سفید» (هرچند با حمله مسلحانه به دانشجویان خونین شد) خوانده، اند از نظرها پنهان نگاه داشته است، سرنوشت «رهبر» و «رهبری» است. با آنکه طرفداران احمدی نژاد علت حمله او را به هاشمی رفسنجانی، در مناظره با موسوی، بیرون بردن خیال رهبر شدن و یا رهبر تراشیدن از دماغ هاشمی رفسنجانی بوده است ، با وجود این، کسی توجه نکرد که موضوع محوری در این انتخابات، «رهبر» و رهبری است.
تنها حسینیان و یکی دو تن دیگر از حامیان احمدی نژاد نبودند که
◄ حمله ها به هاشمی رفسنجانی، عزل او را از ریاست مجلس خبرگان و نیز مجمع تشخیص مصلحت هدف قرار داده اند:
● کیهان ۲۶ خرداد ٨٨، نوشته است: «طلحه و زبیرهای معاصری بودند که بیعت با انقلاب را فقط به شرط «شراکت در قدرت» قبول داشتند وگرنه ابایی نداشتند سر به شورش بگذارند و عرصه را به خیال خود بر حاکمیت تنگ کنند. به سادگی از تغییر قانون اساسی و تمدید ریاست جمهوری فلان آقا سخن گفتند تا خود در قدرت بمانند، بعدا برای بهمان آقا لایحه اختیاراتی نوشتند که می شد با آن اختیارات، مصوبات مجلس و احکام قوه قضائیه را وتو کرد. سپس خیز برداشتند از نظام باج بخواهند، پس بست نشینی در مجلس را راه انداختند. پس از آن با گردن کلفتی تمام تهدید کردند نمی گذارند انتخابات مجلس هفتم برگزار شود. تهدید به استعفا در سطوح بالای مدیریتی کردند و... حالا می گویند به قانون و انتخابات و رای مردم گردن نمی نهیم چون نامزد-های- مورد حمایت احزاب و ائتلاف ما رای نیاورده اند. دیکتاتورند به تمام معنا.»
● به گزارش فارس نیوز متعلق به احمدی نژاد ٨ سئوال مردم از مراجع عظام تقلید در باره هاشمی رفسنجانی به عمل آمده اند:
جمعی از مردم و مقلدین طی نامه‌ای به مراجع عظام تقلید، درباره هاشمی رفسنجانی هشت سئوال مطرح کرده و خواستار پاسخ مراجع عظام به این سوالات برای هدایت و روشنگری عموم مومنین و مقلدین خود شدند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، مشروح سوالات هشت‌گانه مردم از مراجع عظام تقلید بدین شرح است:
۱- نظر به جایگاه رفیع ولی فقیه و اهمیت ولایت فقیه در روایات و فقه شیعه اگر شخصی در نامه‌ای سرگشاده حاکم اسلامی را مورد عتاب و استیضاح قرار بدهد و با عنایت به اینکه نامه سرگشاده هیچ سنخیتی با النصیحه لائمه المسلمین، ندارد مسئله چه حکمی دارد؟
۲- نظر به اهمیت نظام اسلامی و حفظ وحدت و یکپارچگی امت اسلامی اگر شخصی نظام اسلامی را تهدید به آشوب کند و بکوشد میان صفوف ملت اسلامی تفرقه و اختلاف ایجاد کند مسئله چه حکمی دارد؟
٣- اگر شخصی از جایگاه حقیقی و حقوقی خود سوء استفاده از اموال عمومی و فساد اقتصادی هستند، ایجاد مصونیت قضایی کند مسئله چه حکمی دارد؟
۴- با توجه به سوالات مطرح شده آیا اینچنین شخصی عدالت و صلاحیت لازم برای تصدی منصب خطیر امامت جمعه و جماعت را دارد؟
۵- آیا حمایت و ترویج از چنین شخصیتی به بهانه خدمات فراوان و سوابق درخشان وی جایز است،‌ یا اینکه حال فعلی او ملاک است؟
۶- اگر قوه قضائیه و دستگاه قضایی شجاعت لازم برای برخورد و مقابله با این شخص را نداشته یا اینکه با مصلحت‌اندیشی نابجا توان محاکمه چنین شخصی را از خود سلب کرده باشد تکلیف مردم و عموم مومنین چیست؟
۷- حال اگر خانواده و اطرافیان چنین شخصی در مظان اتهام جدی به فساد اقتصادی و تصرف در بیت‌المال باشند و دستگاه قضایی هم یا اهمال و یا قدرت مقابله با این مفاسد را نداشته باشد، آیا روشنگری افکار عمومی، به قصد ابهام‌زدایی از پیکره نظام اسلامی واجب نیست؟
٨- آیا لازم نیست آنانی‌ که بیت‌المال مسلمین در اختیارشان بوده، نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند و شبهات سالیان طولانی مردم را پاسخ دهند تا نظام اسلامی از شبهات مبرا شوند؟
در پایان با آرزوی طول عمر و سلامتی برای مراجع معزز تقلید، تقاضا داریم با پاسخ به این سوالات موجبات هدایت و روشنگری برای عموم مومنین و مقلدین را فراهم کنید.
*گزارش – تحلیل از ایران: امر بسیار مهمی که در پرده مانده، سرنوشت «رهبر» و «رهبری» است:
برای روشن شدن بهتر انتخابات که با مهندسی خامنه ای و بیت او انجام گرفت، لازم است گفته شود که تقلب در انتخابات آنقدر فاحش است که همه دانسته اند که خامنه ای برای جلوگیری از تنش های پیش آمده که ناشی از تبهکاری او هستند، ناچار شده است بار دیگر دست به کودتا زند.
اولین کودتا در دوران انقلاب، توسط هاشمی و خامنه ای و بهشتی و دیگران تحت نظر خمینی در سال ۶۰ شکل گرفت که در نهایت منجر به حذف رییس جمهور منتخب ملت ایران گردید. اینبار، کودتا به شکلی دیگر انجام شد و این کودتا به فرمان سید علی خامنه ای از کودتاگران سال ۶۰، برضد آرای مردم انجام شد. خود وی نیز در جریان آن کودتا شریک کودتاگران بود و جالبتر اینکه در این کودتا همان کودتاگران قبلی خود به همان سرنوشتی که برای بنی صدر ایجاد کرده بودند گرفتار آمده اند.
با حرکت و جنبش مردم نظام ولایت چاره ای ندید به جز اینکه دست به حذف بخش بزرگی از نیروهای درونی خود بزند که اینبار قرعه به نام برخی از کودتاگران سال ۶۰ افتاد از جمله هاشمی رفسنجانی – میرحسین موسوی – مهدی کروبی – موسوی خوئینی ها – بهزاد نبوی – امین زاده – تاج زاده و...
بنا به تازه ترین خبرها، بسیاری در جریان این کودتا دستگیر شده اند و به احتمال بسیار برخی های دیگر نیز در آینده نزدیک دستگیر خواهند شد تا پروژه کودتای انتخاباتی کامل شود.
● نیروهای دخیل در این کودتا:
۱- مقام معظم رهبری وبیت ایشان در ردیف اول
۲- گروههای وابسته به باند مافیای بیت رهبری و رهبر که شامل هیات موتلفه – فداییان رهبر – اصولگرایان – مدرسین حوزه های علمیه – – جامعه اسلامی مهندسان – دانشجویان – معلمان – جمعیت زنان – جامعه زینب – جمعیت ایثارگران و...
٣- کلیه نیروهای نظامی تابع منویات رهبری سپاه و بسیج و نیروی مقاومت بسیج
۴- نیروهای انتظامی وابسته به باند سرکوب رهبر و بیت رهبری که با گروه جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی رابطه ای تشکیلاتی دارند.
۵-بنیاد مستضعفان و کمیته امداد امام و دیگر بنیادهای مالی وابسته
۶- صدا و سیما و نشریات رسانه ای وابسته به نظام مافیاها و وب سایت های وابسته به کودتا
۷- برخی روحانیون وابسته به قدرت و حوزه های علمیه قم و مستقر در نیروهای نظامی
٨- نیروهای سرکوبگر خیابانی و انصار حزب الله و چماقداران و کفن پوشان
۹- مسئولان سیاسی وابسته به باند حاکم و برخی نمایندگان مجلس حدود ۶۰ نفر
۱۰- باند تشکیلات مافیایی قضایی نظام ولایت
۱۱ - برخی ائمه جمعه و جماعت و مداحان و وعاظ وابسته به نظام ولایت مافیاها
۱۲ - کلیه نیروهای وابسته به دولت در امور کشور داری از جمله وزرای کشور – مخابرات – دفاع – خارجه اطلاعات و....
اما چرا این کودتا انجام شد و چرا رهبری رژیم ولایت در حالی که در راس قدرت نظام بود ناچار به این عمل شد؟ بنا به آخرین اطلاعات، از آنجایی که خامنه ای حال خوبی ندارد و امکان دارد که از دو نظر مسله رهبری مطرح است:
۱ – بر فرض که خامنه ای سالم باشد، هر رئیس جمهوری غیر از احمدی نژاد، خامنه ای را در موضع دفاعی قرار می دهد و او مجبور است مداخلات خود را در امور کشور محدود کند.
۲ - اما اگر بیماری او واقعی باشد و مسئله انتخاب جانشین برای وی، مسئله آینده نزدیک باشد، «بیت رهبری» و مافیاهای نظامی – مالی می باید از هم اکنون، انتخاب جانشین او را برنامه گذاری کنند. گرایشهائی تلاش بسیار می کنند فرزند او آقا مجتبی را جانشین وی کنند. در جمع، بنا بر این است که تکلیف جانشین خامنه ای در زمان حیات او معین شود. به همین دلیل نیاز بود دست به جراحی بزرگی در نظام بزنند. می باید همه گرایشها و شخصیت ها را که می توانند در تعیین رهبری نا سازگار با مافیای خامنه ای و مافیاهای نظامی – مالی، نقش داشته باشند، کنار بزنند. به همین دلیل نیاز به حضور و ادامه کار دروغگویی و آلت فعلی به نام احمدی نژاد نیاز است. لذا، مجتبی برای جانشین شدن به جای وی و نیز برای این که رهبر متعلق به این مافیاها باشد، نیاز به این دارد که احمدی نژاد رئیس جمهوری باشد. روسای دو قوه دیگر نیز، از «خودی» ها باشند و هاشمی رفسنجانی هم در مقام ریاست خبرگان رهبری و ریاست شورای تشخیص مصلحت نظام نماند. یا بقدری تضعیف شود که کاری از او ساخته نباشد.
مجتبی، تحت نظر و امثال مصباح یزدی بار آمده و اینک همه کاره «بیت» گشته و خواستار ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد شده و دستیار پدر خود در انجام تقلب بزرگ انتخاباتی شده است.
طراحان تقلب بزرگ با به میدان آوردن موسوی و باز گذاشتن فضای انتخاباتی مردم را فریب دادند و مردم نیز در فضای آزاد ایجاد شده امیدوار به انتخاب رییس جمهوری شدند که فکر می کردند نسبت به خامنه ای، تا حدودی استقلال رأی دارد و بحران ساز نیست. اما برنامه گذاران به خوبی می دانستند چه هدفی را تعقیب می کنند. وگرنه امکان نداشت اجازه دهند دختران و پسران در میادین و خیابانهای تهران و شهرستانها جمع شوند و آزاد و شاد، مخالفت خود را با رژیم اظهار کنند. طراحان تقلب بزرگ وانمود کردند که از نظر آنها، هر یک از چهار نامزد رأی بیاورد، پذیرفته است. تا زمان برگزاری انتخابات نظام دندان بر جگر گذاشتند و تمام اتهامات به احمدی نژاد و تعرض ها به خامنه ای را تحمل کردند. عجیب اینکه هیچ چماقداری در خیابانها نبود که با این شعارها که برخی کل نظام را هدف گرفته بود برخورد کند.
● مدیریت و مهندسی پیش از انتخابات
- آزاد گذاشتن مردم جهت برگزاری میتینگ های سیاسی
- اجازه عمل دادن به دو کاندیدای اصلاح طلب برای جلب مشارکت مردم
- ایجاد فضای باز سیاسی برای اجتماع مردم و ترغیب شدن به شرکت در انتخابات
- دادن آزادی به مطبوعات برای جلب نظر مردم به شرکت در انتخابات
- دعوت به حضور همه سیاسیون در صحنه
- واگذاشتن کشور به مدت حدود ۱۵ روز به مردم
همه اینها برنامه هایی بود که خامنه ای و دستیاران او به اجرا در آوردند و زمینه حضور هر چه بیشتر مردم را فراهم آوردند. چرا این کار را کردند؟ زیرا خامنه ای و «رهبر» آینده نیاز به مشروعیت دارند. بر این گمان بودند که شرکت مردم در دادن رأی، او و جانشین احتمالی او را از این مشروعیت برخوردار می کند. اگر او با آن شتاب، بر انتخابات صحه گذاشت، برای این بود که دهان اعتراض کننده ها را ببندد و به دنیا بگوید از بیشترین مشروعیت برخوردار است. در چنین شرایطی، تحریم کنندگان انتخابات که تحریم را نه به ولایت فقیه و آری به حاکمیت مردم می خوانند، به مردم ایران هشدار دادند که احمدی نژاد را از صندوق بیرون خواهند آورد. اگر به همان وسعت که مردم در انتخابات شرکت کردند، در تحریم آن شرکت می کردند، درجا، رژیم از مشروعیت محروم و با استفاده از ضعف آن، می توانستند به خیابانها در آیند و تغییر را قطعی کنند.
انتخابات برگزار شد و مردم شاد و خوشحال از اینکه با تمام توان برای مخالفت با «رهبر» و برکناری مترسک وی محمود احمدی نژاد وارد مبارزه انتخاباتی شده اند، به پای صندوقها رفتند.
هاشمی رفسنجانی که خود زمانی از کودتاچیان برضد رییس جمهور منتخب، بنی صدر، بود، از قصد خامنه ای آگاه بود. طی نامه ای به او هشدار داد. اما خامنه ای بی اعتناء به نامه او، طرح تقلب بزرگ را به اجرا گذاشت.
●هدفی که خامنه ای و «بیت» او تعقیب می کنند:
-کسب مشروعیت بالا با به میدان کشاندن مردم در انتخابات
- نمایش محبوبیت رهبری نظام به جهانیان
- تصفیه شدید نیروهای مخالف پس از انتخابات
- حذف چهره هایی که برای بر سر کار آمدن رهبر جدید خطرناک بود.
- حذف رئیس مجلس خبرگان که مانع از به «رهبری» رسیدن نامزد مافیای خامنه ای و مافیاهای نظامی – مالی می شود.
- حذف بخش عظیمی از نیروهای سیاسی که در حال و آینده مزاحم این مافیاها هستند
- به سر کار آوردن مجدد احمدی نژاد که حامی اصلی وی همان رهبر آینده است
- حذف بخش عظیمی از روحانیون که در آینده مشروعیت رهبر جدید را نمی پذیرفتند
- حذف فرماندهان پیشین نظامی و نظامی های سیاسی شده که امکان خطر در دوران رهبری جدید را به وجود می اوردند.
- سرکوب شدید مردم و ایجاد یاس و ناامیدی در روحیه های شادی که در انها در این مدت به وجود آمده بود.
- سرکوب نیروهای مردمی که می توانند بر ضد خامنه ای و «رهبر» بعدی، مزاحمت ایجاد کنند.
از پیش از باز شدن دربهای حوزه های اخذ آرا، مردم به صف در آمده بودند. تصاویر و فیلم های نمایش داده شده از صدا و سیمای رژیم نشان می دادند که مردم با شادی فراوان در دادن رأی شرکت کرده اند.
● نظام چه ترفندهایی برای تغییر نتیجه بکار برده است؟:
بررسی های انجام شده معلوم کردند که مسئولان فریب انتخاباتی مراحل مختلفی را برای تغییر رای مردم طراحی کرده بودند. با افشاگری های انجام شده مردم می دانستند که نظام برای تغییر آرا توان اضافه کردن تا حدود ۶ میلیون رای به آرای فرد منتخب خود را دارد. اما گمان نمی بردند به بیشتر از آن توانا باشد. از جمله فکر نمی کردند که امکان زمانی رأی دادن آنها را محدود کند و به جای آنها، خود بنام احمدی نژاد رأی به صندوق بریزد. تدابیری که بکار بردند عبارتند از:
- ایجاد هزاران صندوق سیار که در نوع خود بی نظیر بود و در آن قرار بود چند میلیون رای برای احمدی نژاد بریزند.
- آماده سازی کلیه نیروهای حزب مسلح خود برای مهندسی انتخابات که در آخرین خبر معلوم شد که حدود ۱۵ هزار صندوق در اختیار نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته بود که آنها بتوانند ارای مورد نیاز فرد منتخب را ایجاد نمایند.
- کاهش افراد آموزش و پرورش در حوزه های انتخاباتی و افزایش نیروهای نظامی لباس شخصی پوش در حوزه های آرا
- جلوگیری از حضور نیروهای ناظر کاندیداها در حوزه های اخذ رأی
- تشکیل گروه ۵۰۰ هزار نفری شورای نگهبان برای مخدوش نمودن آرای رای دهندگان
- آماده سازی کلیه مسئولان در بخشداری ها – فرمانداری ها – استانداری ها و ستاد انتخاباتی برای انجام تقلب بزرگ انتخاباتی
- تغییر صندوق های رای و جابجایی آرای کاندیداها
- برداشتن تابلوی نام کاندیداها و در بسیاری موارد ندادن آگاهی به مردم به هنگام نوشتن رأی خود و افزودن کد کاندیدای مورد نظر
لازم به ذکر است که در این دوره از انتخابات ۴ کاندیدا وجود داشت که ردیف و کد آنها به شرح زیر بوده است
۱- محمود احمدی نژاد با کد ۴۴
۲- محسن رضایی باکد ۵۵
- مهدی کروبی با کد ۶۶
- میر حسین موسوی خامنه با کد ۷۷
در حالی که تنها ۴ کاندیدا وجود داشت دادن کد ۴۴ به احمدی نژاد بسیار مشکوک بود در حالی که می شد کد را ٣٣ و یا ۵۵ معین کرد. اما چرا ۴۴ معین کردند؟ زیرا قصد داشتند تقلب کنند.
برای اطلاع بیشتر به این موضوع توجه کنید که بسیاری از افرادی که برای رای دادن به پای صندوق های رای می رفتند تابلوی بزرگ اسامی کاندیداها و کد آنها را مشاهده نمی کردند و اگر هم مشاهده می کردند کد کاندیدا بر روی آن درج نشده بود.
حال اگر فردی می خواست نام کاندیدای مورد نظر خود را در برگه رأی بنویسد به این دلیل که ردیف میرحسین موسوی ۴ بود، چنین می نوشت
میر حسین موسوی خامنه با کد ۴
حال اگر مسئولان حوزه ها در خواندن آرای کاندیداها نام را در نظر می گرفتند با کد اختلاف داشت. لذا،
● خواندن رأی ها بر اساس نام سبب می شد که میرحسین موسوی با کد ۴ جز آرای مخدوش محاسبه شود.
● اگر جمع آوری آرا بر اساس کد محاسبه می شد پس کد موسوی که ۷۷ بود در ان محل نبود و به جای ان کد ۴ گذاشته شده بود که به راحتی به نام اقای احمدی نژاد واریز می شد
- تعرفه های انتخاباتی در حالی که حدود ۱۰ میلیون اضافه چاپ شده بود در بسیاری از حوزه ها نایاب بود. گفته می شود به این دلیل بود که بسیاری در حال نوشتن ارای تقلبی بر آن تعرفه ها بودند. از این رو مانع از رأی دادن رأی دهندگان می شدند و آرای تقلبی را خود به صندوقها می ریختند. هم با استفاده از شناسنامه های قلابی و هم از راه برداشتن از آراء و جای گزین کردن با آرای تقلبی.
- در برخی از حوزه های جنوب تهران تعرفه برگه های انتخاباتی زیاد بود در حالی که در بخش های مرکزی و شمالی شهر این برگه ها وجود نداشت.
انقلاب اسلامی: بدیهی است که تقلب بزرگ، با وجود تضاد در مرکز قدرت حاکم، تخاصمی را ببار می آورد که از راه حذف می باید حل شود:

«کودتای سفید» از راه تقلب بزرگ در انتخابات:
* هشدار کمیته صیانت از آراء به شورای نگهبان بعد از فاش شدن فتوای مصباح یزدی در باره جواز تقلب بسود احمدی نژاد در ۱۷ خرداد ٨٨:
همزمان با افشای "فتوای شرعی" مصباح یزدی در مورد تقلب در انتخابات در نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور، روسای کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو کاندیدای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه طی نامه‌ای به آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان نسبت به دستکاری انتخابات ابراز نگرانی کردند.
در بخشی از این نامه اعلام شده که تعرفه‌های مرحله اول ۵۹ میلیون و ۶۰۰ هزار تعرفه است اما وزارت کشور تعداد تعرفه‌های چاپ شده را ۵۶ میلیون اعلام کرده، و وجود ۲۶۰۰۰۰۰ تعرفه چاپ شده اما اعلام نشده از سوی وزارت کشور جای ابهام دارد.
علی اکبر محتشمی پور و مرتضی الویری روسای کمیته صیانت از آراء موسوی و کروبی در نامه خود همچنین به تعداد مهرهای انتخابات ارسال شده به استان ها اشاره کرده و خطاب دبیر شورای نگهبان نوشتند: "تعداد مهرها، همانطوری که می‌دانید دو برابر تعداد شعب به‌علاوه ۱۰ درصد مازاد می‌باشد که بدون هیچگونه دستورالعملی ارسال شده است و این کار فوق‌العاده خطرناک و نگران کننده است."
اگر قرار باشد تخلف سازماندهی شده‌ای انجام بگیرد ،این کار نه در شعبه و نه در سایت و نه در هنگام شمارش و اخذ رای بلکه در استفاده از تعرفه‌های اضافی و مهرهای اضافی و با استفاده از صندوق‌های اضافی و سیار شدنی است،به خصوص که خبر می‌رسد که شناسنامه‌های سربازان در مراکز نظامی و... جمع آوری شده است."
* رژیم نمی خواست مردم رأی بدهند تا دستش برای تقلب بزرگ باز باشد:
◄ خبرگزاری فارس می گوید:
● انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد در ٣۶٨ شهر و ۵۵٨ بخش برگزار می‌شود که در این دوره ۴۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در سراسر ایران اسلامی واجد شرایط رای بشمار می‌روند.
● تعداد صندوق‌های اخذ رای در این دوره ۴۵ هزار و ۷۱٣ صندوق در نظر گرفته شده است که حدود ٣۰ درصد از آن معادل ۱۴ هزار و ۲۵٨ صندوق سیار بشمار می‌رود. ( نسبت صندوق‌های سیار به ثابت در این دوره حدود ٣ درصد کاهش نشان می‌دهد).
● اخذ رای در روز ۲۲ خرداد از ساعت ٨ صبح آغاز می‌شود و به مدت ۱۰ ساعت ادامه می‌یابد و پس آز آن با تصمیم وزیر کشور مدت زمان اخذ رای تا دو مرحله قابل تمدید است.
◄ وزارت کشور رژیم، دو نوبت ارقامی را بدست داد که مسلم می کنند مجموع آراء نمی توانند از ۵/۲۶ میلیون بیشتر باشند:
● بعد از ظهر ۲۲ خرداد، ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام کرد که در سه ساعت اول، ۵ میلیون نفر رأی اخذ شده اند. هرگاه فرض شود بدون انقطاع، رأی دهندگان رأی داده اند، در مجموع، حدود ۲۲ تن رأی داده اند. بنا بر قول این ستاد، در هر ۱ دقیقه و ٣۶ ثانیه، یک رأی اخذ شده است.
● پس از قرائت ۵ میلیون از آراء، ستاد وزارت کشور اعلان کرد حدود ۲۰ درصد صندوقها قرائت شده اند. بنا بر این، آرای ۱۰۰ درصد صندوقها، برابر می شود با ۲۵ میلیون نفر. بی بی سی که روزها بسود میر حسین موسوی تبلیغ کرده و از برانگیزندگان رأی دهندگان به دادن رأی بود، چند نوبت، اظهار تعجب می کرد از چه رو، کل آراء دارد سر به ۴۰ میلیون می زند!
◄ بر فرض که مدت رأی گیری به جای ۱۰ ساعت، ۱٣ ساعت باشد ( زمان اخذ رأی در تهران ۱۴ ساعت و در شهرهای بزرگ ۱٣ ساعت و در شهرهای کوچک و بخشها همان ۱۰ ساعت بوده است) و بر فرض که در حوزه های ثابت، شامل ٣۱۴۵۵ صندوق رأی، در هر دقیقه یک رأی به صندوق ریخته شده باشد، حدود ۲۴۵٣۴۹۰۰ حد اکثر رأی ایست که می توانسته است اخذ شده باشد. هرگاه صندوقهای سیار، هر ۵ دقیقه یک رأی اخذ کرده باشند، حدود ۲۲۲۴۲۴٨ رأی اخذ کرده اند. جمع این دو رقم، ۲۶۷۵۹۱۴٨ رأی می شود.
بدیهی است تعداد آرای مأخوذه نمی توانسته است این اندازه باشد. زیرا «اصلاح طلبان» پی در پی اعتراض می کردند که در برخی از شهرها، به این عنوان که تعرفه ها تمام شده اند، حوزه ها اخذ رأی نمی کرده اند.
● هرگاه جمعیت دارای حق رأی را حدود ۵۲ میلیون (آمار عمومی) بدانیم، آراء باطله به کنار، حدود ۵۰ درصد مردم ایران رأی داده اند.
● و هرگاه دارندگان حق رأی را ۲/۴۶ میلیون نفر بدانیم، حدود ۵۷ در صد دارندگان حق رأی، رأی داده اند.
بدین قرار، هرگاه رژیم می خواست شمار بیشتری از مردم رأی بدهند، می باید بر تعداد صندوقها و حوزه ها می افزود. با این تعداد صندوق، اگر هم مردم بیشتری می خواستند، نمی توانستند رأی بدهند. بدین سان، تقلب بزرگ از راه افزودن بر تعداد شرکت کنندگان در دادن رأی انجام گرفته است. فرصت این تقلب را هم «اصلاح طلبان» و فرستنده هائی نظیر بی بی سی و صدای امریکا را با اغراق در باره رأی دهندگان فراهم کردند. نتیجه این شد که رژیم فرصت یافت تقلب بزرگ را انجام دهد: رژیم مدعی است ٣۹۱۶۵۱۹۱ رأی به صندوقها ریخته شده اند. بنا بر این، دستش برای ریختن ۱۲۴۰۶۰۴٣ رأی به صندوقها، بسود احمدی نژاد باز بوده است.
◄ برابر اطلاع، تقلب دیگری نیز انجام داده اند و آن این که در کد گذاری، حیله ای بکار برده اند که رأی دهنده به میر حسین موسوی، بر کد متعلق به احمدی نژاد، علامت می گذارده است.
مجموع این تقلب ها سبب شده است که آرای احمدی نژاد از حدود ۷ میلیون به ۲۴ میلیون افزایش یابد. نسبت آرای واقعی احمدی نژاد به کل آرای مأخوذه، ۱ به ۷/٣ می شود. این نسبت با قول زهرا رهنورد، همسر میر حسین موسوی، سازگار است. الا این که او، در مصاحبه با بی بی سی، نسبت آرای احمدی نژاد به آرای میر حسین موسوی را ۱ به ۴ گفته است.
● بنا بر ارقامی که طرفداران میر حسین موسوی و کروبی انتشار می دهند، یکی از دو احتمال قطعی می شد اگر تقلب بزرگ انجام نمی گرفت:
۱ – میرحسین موسوی با بدست آوردن بیشتر از ۱۵ میلیون آراء به ریاست جمهوری می رسید.
۲ – هرگاه آرای کروبی بیشتر از یا کمتر از آرای احمدی نژاد و آرای میر حسین موسوی کمتر از نصف کل آراء می شدند، انتخابات بدور دوم می افتاد.
◄ تقلب سوم از طریق انتقال آرای نامزدها از فرم ۲۲ به فرم ۲٨ انجام گرفته است. چگونگی این تقلب را خوانندگان در شماره ۷۲۵ خوانده اند.
◄ اما آرای کروبی را کمتر از آرای باطله به حساب گذاشته اند. زیرا قصد حذف او را، یکبار برای همیشه، از صحنه انتخابات ریاست جمهوری و بسا عرصه سیاسی داشته اند. در واقع، حذف شوندگان آندسته از «روحانیان» هستند که بطور نسبی برای خود استقلال رأی قائلند. حامیان احمدی نژاد و «رهبر»، روحانیانی هستند که حاضرند در ازای مزایائی که رژیم برایشان قائل می شود، نقش تبلیغاتچی رژیم را بازی کنند.
* تقلب بزرگ سه ماه پیش طراحی شده است:
◄ یک مقام ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی، مأموریت می باید نامه او را در باره تقلبات فاحش به «بیت رهبری» برساند. در بیت، «سردار» وحید طرف گفتگوی او می شود. نامه را می گیرد و به او می گوید: انتخابات انجام گرفته و احمدی نژاد به ریاست جمهوری انتخاب شده است.
◄ ماه ها پیش، وقتی خامنه ای خطاب به احمدی نژاد گفت شما با این فرض کار کنید که یک دوره دیگر هم بکار خود ادامه خواهید داد. از آن پس، طرح تقلب بزرگ تهیه و آماده اجرا می شود. مصباح یزدی نیز مجوز «شرعی» تقلب در انتخابات را صادر می کند. سه ماه پیش از انتخابات، میزان آرای احمدی نژاد معین می شود. قرار می شود اما بیشتر از خاتمی (۲۲ میلیون رأی) رأی بیاورد. در آن زمان، سردار حمید «پیش بینی» کرده بود، احمدی نژاد با ۲٣ میلیون رأی رئیس جمهوری شود و میرحسین موسوی نیز ۱۰ میلیون رأی بیاورد. این ماجرا را عضو ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی بازگو کرده است.
بطوری که مشاهده می شود، طرح تقلب بزرگ بر اساس حدود ٣۶ میلیون رأی تهیه شده بوده است.
◄ سه روز پیش از انتخابات، ابطحی گفته است: رئیس جمهور معین شده است روز جمعه، اسم او را از صندوق بیرون می آورند.
◄ در خانه خاتمی، روزی پیش از انتخابات رسوا، چند تنی شرکت داشته اند. صحبت از تقلبات گسترده بوده است. گفتگو کنندگان به این نتیجه می رسند که بیرون آوردن اسم احمدی نژاد از صندوق رأی، رژیم ولایت فقیه را بطور مستقیم در برابر مردم قرار می دهد و ملت را به این نتیجه می رساند که راه حل یکی و آن پایان دادن به عمر رژیم ولایت مطلقه فقیه است.
* محاسبه میزان مشارکت مردم در انتخابات و بزرگی تقلب:
◄ این محاسبه از ایران دریافت شده است. محاسبه کنندگان از نزدیک جریان رأی گیری را بررسی کرده اند:
● برای آنکه ضریب صحت محاسبه بالا باشد، از ۲ روش محاسبه استفاده شده و نتایج با یکدیگر مقایسه شده اند:
۱ - محاسبه بر اساس ظرفیت هر صندوق: برابر تجربه، ظرفیت متوسط هر صندوق تقریبا ۱۰۰۰ رأی است. بنا بر این، آرای دو صندوقهای ثابت و سیار را بر اساس ظرفیت، تفکیک و محاسبه می کنیم:
● تعداد صندوقهای ثابت ٣۱۴۵۵ است. بر اساس هر صندوق هزار رأی، کل آراء ٣۱۴۵۵۰۰۰ می شود.
● تعداد صندوقهای سیار ۱۴۲۵٨ است. اما با توجه به این که این صندوقها می باید جا به جا شوند، فرض می کنیم ۲۰ درصد صندوقها پر شوند. بنا بر این، در این صندوقها ۲٨۵۱۶۰۰ رأی می شود.
جمع این دو رقم، ٣۴٣۰۶۶۰۰ رأی می شود.
بدیهی است، فرض اینست که صندوقهای ثابت پر شده باشند. امری که با توجه به زمان اخذ رأی محال است. زیرا بر فرض که در هر دقیقه یک رأی داد شده باشد، در هر ساعت، ۶۰ رأی داده شده و جمع آرای صندوقهای ثابت، ۵/۲۴ میلیون رأی می شود.
۲ - محاسبه دقیق تر، براساس مکانیسم رأی گیری و زمان رأی گیری است:
● ظرف ۱٣ ساعت رأی گیری (در تهران ۱۴ ساعت بود و در شهرهای کوچک و روستاها کمتر از ۱٣ ساعت) هر صندوق حداکثر می توانسته است ۲۴۵۲۲۰۰۰ رأی می شود.
● صندوقهای سیار نیز می توانسته اند ۱۶۲۱۱۵۲ رأی اخذ کرده باشند.
جمع دو رقم ۲۶۱۴٣۱۵٣ رأی می شود. حتی اگر فرض کنیم در محلهائی که تعرفه تمام شده بودند، از صندوقهای سیار استفاده شده و از این بابت، ۵/۲ میلیون رأی بر آراء اضافه کنیم، جمع کل آراء ۶/۲٨ میلیون می شود. بنا بر این، ۴/۱۰ میلیون رأی، به نفع احمدی نژاد، به صندوقها ریخته شده است.
◄ شورای نگهبان، در پایان رأی گیری، میزان مشارکت را ۷۰ درصد اعلام کرد. ۷۰ درصد مشارکت، ٣/٣۲ میلیون رأی می شود. بنا بر این قول نیز، حدود ۷ میلیون رأی تقلبی به آرای داده شده، افزوده شده اند.

Posted by: Roshanak at June 18, 2009 1:06 PM



در این صفحه لیستی از کاربران تویتر وجود دارد که احتمالا مامور وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران هستند. این خبر را وسیعا پخش کنید که فضای مجازی برای آنها ناامن کنیم. لینک نیورک تایمز: http://thelede.blogs.nytimes.com/ لینک گاردین که به این موضوع اشاره کرده است: http://www.guardian.co.uk/news/blog/2009/jun/18/iran-unrest

-----------------------------
لیست در اینجاست. ولی در هر مورد برای قضاوت کردن به عفل سلیم خود مراجعه کنید چون راهی برای تایید این ادعا وجود ندارد مگر مطالعه موردی:
http://twitspam.org/?p=1403
- سیب

Posted by: ... at June 18, 2009 12:21 PM



جالبه

Posted by: افليا at June 18, 2009 11:49 AM



آقای جامی
من عضو ریدر شما هستم. میخواهم بدانم اینهمه لینک و مقاله را چه جوری "شیر" می کنید؟ عضو آر اس اس همه شان هستید؟ بعضی از "شیر آیتم" های شما فقط عکس است.
--------------------------
طبعا باید عضو آر اس اس هر سایتی شوید تا مطالب آن را دریافت کنید. در واقع آر اس اس راه ارتباط شما با آن سایت ها ست. - سیب

Posted by: Anonymous at June 18, 2009 11:46 AM



سلام جامی عزیز!
مانیفست نسبتا جامع و جالبی است.
دسستت درد نکند.
نظریه ی گلوله ای بریتانیا برایم جالب است.
بنظر من اصولا تمام این منازعات و کشمکشهای سی ساله در بستر دموکراسی از دیدگاه بخشی از نظام اسلامی، که کرارا مبتنی بر شناسایی و حذف ریشه ها و سمبلهای دموکراسی و جمهوری بوده است از آبشخور جنگ با کفار سرچشمه میگیرد که خود ریشه در شناسایی راز گل سرخ حقیقتی است که صرفا نزد آنان است و همراهانش را به عنوان خودی قلمداد کرده، و نیز بر حذف باطل و غیر خودی ها تکیه دارد.
فقط در استراتژی جنگ و پیروزی بر کفار است که حذف و دروغ و تقلب و تمام مفاسد زمینی توجیه میشوند و معنایی الوهی و مقدس پیدا میکنند.

Posted by: ماهگون at June 18, 2009 11:34 AM



"لازم است اساتيد دانشگاه و نخبگان بر پابندي و علاقه شان به نظام تاکيد کنند "
نظام یعنی خامنه‌ای. شما متاسفانه هنوز هم مشکل را در احمدی نژاد خلاصه می‌کنید. نظام، خامنه‌‌ای و ا.ن. را نمی‌توان از هم جدا کرد.

-آقای جامی شما جداً فکر می‌کنید که روحانیون نزدیک به اصلاح‌طلبان در بین در بین مردم یا نیروهای نظامی برد دارند؟
آیا برای ادعای خود مدرکی هم دارید؟
مثال‌های نقض فراوانی در اینباره وجود دارد. آیت الله شریعتمداری، حصر آیت‌الله العظمی منتظری، احمد قابل، بروجردی، صانعی و... .
بنده به یاد ندارم که این آقایان بیانه‌ای داده باشند و آن بیانیه تحولی را در جامعه ایجاد کرده باشد.

Posted by: Darieh at June 18, 2009 9:08 AM



sur le site de Massoud Behnoud, hier, il a parlé d'une hypothèse ! très intéressant à lire. et puis après : lisez ceci maintenant

http://www.masoudbehnoud.com/
یک اتفاق تکان دهنده

در پست قبلی نکته ای نوشتم بدون هیچ اطلاعی از آن چه داشت اتفاق می افتاد. فقط یک حدس ساده زده بودم که در فراز هفتم و زیر عنوان یک اتفاق ساده درج است

حالا این نکته را در گاردین امروز دیدم. اگر درست باشد تکان دهنده است. گرچه گاردین خودش نوشته که خبر تائید نشده است اما به اندازه کافی حیرت می آورد و بر شبهات می افزاید:
11A.M.

Mohammad Asgari, who was responsible for the security of the IT network in Iran's interior ministry, was killed yesterday in Tehran.

Asgari had reportedly leaked results that showed the elections were rigged by government use of new software to alter the votes from the provinces.

Asgari was said to have leaked information that showed Mousavi had won almost 19 million votes, and should therefore be president.

We will try to get more details later.

Posted by: farzaneh at June 18, 2009 6:47 AM



واقعا آدم حیران می ماند چرا در برگه های رای کدهای {44 ، 55 ، 66 ، 77 } را برای {احمدی نژاد، رضایی، کروبی، موسوی} انتخاب کردند؟ مگر مجموعه اعداد {1، 2، 3، 4} چه اشکالی داشت که کد به حساب بیایند؟

و اگر می خواستند کد دو رقمی داشته باشند، چرا مجموعه اعداد {14،13،12،11} را یا مجموعه اعداد {11 ،22، 33 ، 44} را در نظر نگرفتند که با شماره ردیف اسم نامزدها همخوانی داشته باشد. یعنی {1-احمدی نژاد، 2-رضائی، 3-کروبی، 4-موسوی}

ببینید این همه بلوا و آشوب در کشور، این خون بیگناهانی که بر زمین ریخته شد... باید مسئولین انتخابات به سبب قصور در انجام وظایف خود که منجر به جنایت شده است محاکمه و مجازات شوند!

Posted by: Anonymous at June 18, 2009 4:24 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 16
چاپ کن
بفرست