:: عصر مغالطه قانون و اسلام به زودی به پایان می رسد؟
:: خامنه ای تاس خود را با دست مردم ریخته است
:: انقلاب سفید ولایی
:: ما دلبستگان آواره و گوشه نشین ایران
:: مساله خاتمی نیست خامنه ای است
:: کشف حجاب از بیانیه وزارت اطلاعات
:: خامنه ای به زبان ساده
:: سال عجیب 2013 برای ایران
:: زندان اندرونی رهبر نظام
:: خامنه ای اصلاح طلب می شود
:: جذابیت پنهان احمدی نژاد
:: نیروهای خواهان تغییر باید خود نیز تغییر کنند
:: باز هم مشکل «یک»؛ بن بست خمینی سازی از خاتمی
:: ضعیف ترین حلقه در زنجیره نظام خواهد شکست
:: ما اپوزیسیون عربستان نیستیم
:: یارانه ملت در حکومت اقلیت
::  احمدی نژاد: گندم نمایی و جوفروشی
:: تقصیر ما نیست که باور نمی کنیم
:: همه استدلالهای لاریجانی در دفاع از قصاب دارفور
:: یلدای گریز
:: دایره معنایی انحلال سیاست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
April 20, 2009  
شهرآشوبی احمدی نژاد  
 

سخنرانی شهرآشوب احمدی نژاد در اجلاس سازمان ملل در باره نژادپرستی آنقدر نکته دارد که آدم با انبوهی از مسائل روبرو می شود برای بحث و نقد کردن. تلاش می کنم نکته هایی را بدون رعایت ترتیب خاصی مطرح کنم تا کمی ذهن خودم را دست کم از آشوب احمدی نژادی نجات دهم. از آنجا که احمدی نژاد مثل دیوانه ای است که سنگ در چاه می اندازد و چهل آدم عاقل می خواهد که آن سنگ را در بیاورند احتمالا این بحران ناشی از سنگ انداخته شده تازه او خیلی ها را درگیر می کند. پس با هم همفکری می کنیم:

اول اینکه من هیچ اعتقادی به حرفهای احمدی نژاد ندارم و هیچ ارزشی هم برای آن در سیاست قائل نیستم. این را گفتم تا موضع خودم را از بعضی دوستان چپ گرا جدا کنم که فکر می کنند چون احمدی نژاد کک به تنبان بزرگان می اندازد حرفهایش اهمیتی دارد و تا حدی باید جدی اش گرفت. من از این ابزارانگاری ها ندارم و احمدی نژاد را جلو نمی اندازم که حرفهایی بزند که خودم نمی توانم بزنم یا اگر زدم با این پوشش رسانه ای روبرو نمی شود.

دوم اینکه فرض کنیم حرفهای احمدی نژاد واقعا از سر صدق و صفا و اعتقاد و ایمان است. مرد سیاسی خردمند برای پیش بردن حرفهایش دست کم به نوعی وفاق و اجماع توجه می کند و برای قبولاندن نظرش زمینه سازی می کند. چطور است که برای بالابردن قیمت نفت یا کاهش تولید، ایران ناگزیر است با چندین و چند کشور لابی کند و چانه بزند اما در مساله مهم و استراتژیکی مثل اسرائیل همینطور بی هوا به میدان می آید؟ سیاست عرصه قهرمان بازی نیست. حتی مدلی که احمدی نژاد از آن تبعیت می کند که به نوعی رفتار کاسترو و عرفات در سازمان ملل را به یاد می آورد هم قهرمان بازی به این شکل بی مخ نبود. دنیای آن موقع بلوک بندی شده بود و یک بلوک پشت حرفهای کسانی مثل این اقایان که چپ می زدند موضع می گرفت. برادرمان به پشتیبانی کدام قدرت سیاسی می رود توی شکم اسرائیل؟ تازه به همان هم قناعت نمی کند به شورای امنیت هم حمله می کند. این تکروی معناها دارد. اما نکته اساسی اش این است که به جایی نمی رسد چون وفاقی ایجاد نمی کند. حتی اگر فرض کنیم تمام ملتهای عرب و مسلمان پشت آن بایستند باز عرصه قدرت جای دیگری است - یا جای دیگری هم هست! ترک اجلاس از طرف گروههای بسیار نشانه شکست کامل این شیوه شهراشوبانه در سیاست است. گرچه برادرمان در کنفرانس خبری خود فرمودند افرادی انگشت شمار بودند! البته انصاف ایشان از مثلا ایسنا بیشتر بود که نوشت دو سه نفر سالن را ترک کردند! - برای من این نوع نگاه به واقعیتی که جلو چشم شما اتفاق افتاده نشان می دهد که چقدر این برادر مشکل زاویه دید دارد.

سوم برسیم به گوشه هایی از اظهارات این رئیس جمهور عشق تیتر اول. او می گوید برای اصلاح امور جهان همکاری همه کشورها و دولتها لازم است. اما اگر واقعا اصلاحی لازم باشد و طرح آن از عهده احمدی نژاد برآید او خود درست مقابل همین حرف خویش عمل کرده است. اگر او قرار باشد همه کشورها دولتها یا فرض کنیم نیمی از آنها را به ضد خود بشوراند چگونه می خواهد و می تواند قدمی برای اصلاح جهان بردارد؟ اصلاح جهان با زدن زیر میز مذاکره و تفاهم و چانه زنی و نادیده گرفتن موقعیت و جایگاه و وزن کشورها که نمی شود. می شود؟ اگر احمدی نژاد وافعا صداقتی در این حرف دارد باید به الزامات حرف خود تن بدهد و به آن عمل کند. او حوصله و توان و دانش این کار را ندارد. اما ادعایش را چرا.

با مزه تر از آن جمله بعدی اوست که می گوید: «حضور اینجانب احترام به این مساله (همکاری) و نیز موضوع مهم حقوق بشر» است. همکاری را که گفتم. اما حقوق بشر: من در برنامه ریزی های سال پیش میلادی برای سی سالگی انقلاب در سال 2009 برنامه ای را تدارک می دیدم در باره 30 اصل حقوق بشر و سرنوشت آن در ایران طی 30 سال اخیر. برایم حیرت آور بود که جز یک اصل که به ازدواج اجباری بر می گشت و تحولاتی در مقابله با آن در مجلس و دولت ایران اتفاق افتاده بود که عمده آنهم به کمپین زنان بر می گشت در همه اصول دیگر ایران ناقض حقوق شهروندان خود بوده است. به زبان دیگر بجز استثناهایی اندک هیچ موردی در اصول حقوق بشر نمی بینیم که در ایران حرمت اش نگه داشته شده باشد و مردم از زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان از نقض حقوق خود در امان بوده باشند. رئیس جمهوری که در چندساله گذشته پلیس دولت اش هزاران نفر را به اتهامات ساده و من در اوردی دستگیر کرده است و صدها نفر را به اتهامات واهی راهی زندان کرده است و دهها نفر در زندانهایش به مرگ مشکوک مرده اند یا مورد تجاوز و تحقیرهای مادون انسانی و شکنجه قرار گرفته اند یا ناپدید شده اند چطور می تواند منادی حقوق بشر و عدالت باشد؟ آقای احمدی نژاد چطور می تواند از رفع تبعیض حرف بزند وقتی تمام نظام دولتی که او بر آن ریاست دارد اساسا بر تبعیض بنیان نهاده شده است؟ نه همه کس می تواند وارد دانشگاه شود و نه هیچ زنی می تواند حق برابر طلب کند و نه هر کسی می تواند کاندیدای مجلس شود. اصل عمومی و دینی و حقوق بشری «برائت» سالها ست رسما کنار گذاشته شده است. نشریه و رسانه و کتاب بی سانسور و دستور و کنترل و بگیر و ببند که اصلا غیرممکن است. در ایران هیچ فرصت برابری وجود ندارد. هیچ فرصتی. ارتقا در سیستم دولت و بدنه بزرگ آن منحصر است به افراد خاص و فامیل های خاص و روابط خاص. کسی که در این گروه باشد از همه مواهبی برخوردار است و هر خطایی بکند مصونیت دارد حتی اگر جعل رسوای مدرک باشد و کسی که از ان بیرون باشد هر قدر هم استعداد و صداقت و خلاقیت نشان دهد از آن بیرون می ماند و غیرخودی محسوب می شود. این است آنچه حضرتش «تحلیل درست و واقعی از انسان و بر اساس عدالت و ارزش گذاری به حقوق همه انسانها» می داند؟

نظامی که سرتا پا به دروغ و فشار و تهدید و تحقیر و ارعاب مردم اش آلوده است و تکرارکننده الگوی فاسد مالی و سیاسی آن نوع حکمرانی است که در دهها کشور عقب افتاده جهان می بینیم چنانکه مردم اش را از خود بیزار و فراری کرده است در جایگاهی نیست که بتواند از این حرفهای دلخوشکنک بزند. حرفهایی که ممکن است عربهای خیابانهای قاهره و بغداد و متعصبان کراچی و کابل را خوش آید یا برای چاوزهای طماع نان و آبی داشته باشد اما در میزان مردم ایران و سیاست جهان کلوخ پوکی است که لعاب طلایی ارزان بر آن کشیده باشند.

باز هم می نویسم.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5154
نقد و نظر

ميهن پرست باش و حامي رييس جمهور كشورت و عادلانه قضاوت كن

Posted by: hamid at April 24, 2009 11:03 AM



Hameye harfaaye 'ghashanget' be kenaar!! tedaade keshvaraaie ke in marasemo tark kardan 23 keshvar bood. 9 keshvar sherkat nakardan (Australia, Canada, USA, Israel, Netherlands, Poland, Italy, Germany,Newzealand...). bishtar az 100 keshvar namayande ferestadan to in conference. yek seri ham NGO o Human Rights group ham davat shode boodan. vaghti bishtar az 100 keshvar, ke adade daghighesho natoonestam peyda konam vali beyne 100-180 mitoone baashe to in conference bashan va 23-4 ta keshvar namayandehaashoon salono tark konan. aksariat yani hozoor daran, in kheilee moshkel nist. Shayad shoma ham faghat keshvaraye europe ro adam hesaab mikonin, harchi oona began hame mishinan kasi harfi be israel bezane va agar oona khosheshoon nayoomad miran biroon va esmesham mizarim Aksariat raftan chon cheshmaaye shoma deed. jalebe vaghean. tedaadi ke raftan kam naboode chon momkene namayandehashoon bishtar az 1-2 nafar boode har kodoom az in keshvara vali haddeaghal 4 barabare in tedaad to salon boodan.

Posted by: UN at April 23, 2009 11:07 AM



ما چنان بدبختیم که بزرگترین نماینده مان در بزرگترین مجمع جهانی ابرویمان را میبرد ولی کسی حق ندارد بگوید که اقا حرف سنجیده بزنید و بیش از این این کشور متمدن باستانی را در نظر تازه بدوران رسیده ها خوار نکنید منزوی شدن به نفع ما نیست کشور هایی با قدرت شوروی سابق و چین و ... نتوانستند از انزوا نتیجه بگیرند و اگر میخواهید رابطه داشته باشید باید احترام گذاشتن به سایرین را در نظر بگیرید تا انها هم محترمانه شما را تحویل بگیرند کجایند ان متفکرینی که حرفهایشان بهد از هزارها سال امروز مورد استفاده قرار میگیرد ایا واقعا وارث خلف انان اقای احمدی نژاد است ؟ راستی ما متفکر تر از این اقا نداریم ؟

Posted by: هوشنگ باقرزاده اصل at April 23, 2009 9:54 AM



خبرگزاری‌های حامی احمدی‌نژاد از «بازگشت فاتح ژنو» خبر دادند و مرا عجیب به یاد شعر منسوب به سعدی انداختند که چندی پیش در سیبستان در وصف این مرد خواندم:
چون کودکان که دامن خود اسب کرده‌اند - دامن سوار کرده و میدان‌ات آرزوست
-------------------
یادداشت شما مرا به این فکر می اندازد که چیزی بنویسم در باره اینکه ایرانیان چگونه رهبر و مدیری می خواهند و چکونه آدمی را در این مقام ستایش می کنند. تا بفهمیم چرا از احمدی نژاد با اکراه و مضحکه صحبت می کنند. - سیب

Posted by: سپهر سارونه at April 21, 2009 10:56 PM



ای آقا! ایشان بی‌خبرند!

راستش. زیاد با مطالبتان موافق نیستم.

Posted by: سوسن جعفری at April 21, 2009 9:59 AM



مغالطه شما همین بود که سخنان احمدی نژاد را بررسی کردید نه سخنان یک شخض که در رد اسرائیل سخن می گوید.در نتیجه تحلیل های شما از قبل قابل پیش بینی خواهد بود و البته ما هم منتظر سوپرایز نبودیم
راست می گویند که حب و بغض آفت حقیقتند
--------------------
خداوند همه را از قضاوت بر اساس حب و بغض نجات دهد. - سیب

Posted by: ن at April 21, 2009 7:04 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 6
چاپ کن
بفرست