:: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک
:: اهمیت یک سخنرانی نیمه تمام
:: از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد
:: نیمه خالی مجلس
:: فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی
:: معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای
:: خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم
::  تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی
:: عدم خشونت کافی نیست؛ ...بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است
:: نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی
:: خامنه ای در صد سال پیش
:: رای من کو؟ - یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی
:: ناظران روسی در انتخابات ریاست جمهوری
:: شرم
:: پایان یک رهبر، آغاز رهبران
:: حزب الله و حزب شیطان: نمونه ای برای راستی آزمایی
:: کشوری با دو رئیس جمهور و با دو ملت
:: خدمت آقای خامنه ای
:: کودتایی برای نابودی انتخابات
:: چه کسی باور خواهد کرد؟
:: تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟
:: همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی
:: کرباسچی و بی بی سی
:: اصل آبادی ایران است
:: دشمن پاسخ همه سوالها نیست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
March 10, 2009  
میرحسین ذخیره ای برای سیاست اخلاقی  
 

بیانیه میرحسین موسوی مرا برد به دوره اوایل انقلاب. یعنی زمانی که فضا هنوز واقعا بوی انقلاب داشت و بوی عفن دیکتاتوری اراذل الناس نگرفته بود. امروز از انقلاب چیزی نمانده است. مردم باورهاشان را از دست داده اند و کاریکاتورهایی مثل احمدی نژاد هم با وجود همه حمایتها که دیدند از پس هیچ کاری بر نیامدند که آلام مردم را کم کند. احمدی نژاد دیر یا زود باید برای حیف و میل امکانات مالی کشور محاکمه شود. کسی که با ادعاهای بزرگ رسوا می کنم افشا می کنم آمده بود خود حالا جزو کسانی است که باید رسوایش کرد و افشایش کرد. سکوت و مجامله و حمایت رهبر از او و ممانعت مجلس و دیگر نهادها برای برخورد با او نیز دست او را باز کرد و ذوق زدگی اش را به نهایت رساند و لافگویی اش را به وقاحت گره زد. به قول آن شعر منسوب به سعدی که انگار در حق احمدی نژاد گفته است و هر که چو اوست:

بر درگهی که نوبت ارنی همی زنند/ موری نه ای و ملک سلیمان ات آرزوست
موری نه ای و خدمت موری نکرده ای/ و آنگاه صف صفه مردان ات آرزوست
فرعون وارلاف انا الحق همی زنی/ و آنگاه قرب موسی عمران ات آرزوست
چون کودکان که دامن خود اسب کرده اند/ دامن سوار کرده و میدان ات آرزوست

بیانیه موسوی حال و هوایی دارد که انگار در عطردانی تاریخی را باز کرده باشی. این بوی گمشده در بوی پول و آز و باج و رشوه و تهدید و تطمیع و شکمهای برآمده و سنگین شده از خوردن مال مردم و اجحاف در حق ایشان و زیرشکمهای هرجایی که به کثرت و انباشت زن و معشوقه و کارنامه دراز شبخوابی با یک زن تازه می نازد. روزهای سی ساله شدن انقلاب فکر می کردم انقلاب اسلامی خاصه تحت رهبری 20 ساله آقای خامنه ای به زیر پا گذاشتن حق الناس به نام حق الله گذشته است. حق الناسی که دیگر کسی از آن حتی یاد هم نمی کند چندانکه رئیس مجلس نظام مقدس می تواند برود سودان که اضعف و انکر اقالیم قبله است و کنار کسی به حمایت بایستد که از اسب اسلام سواری گرفته تا هزاران مردم را زیرپا بگذارد و کک اش هم نگزد.

حضور موسوی رسواگر انحطاط اخلاقی سیاستمداران جمهوری ما ست. به نظرم این سر و صدا هم که هواداران خاتمی بر پا کرده اند و در روزهای آینده بر گرد و غبارش افزوده خواهد شد نیز از همین انحطاط سرچشمه می گیرد گیرم از نوعی دیگر. رجال ارشدی که دور خاتمی را گرفته اند چه گلی بر سر مملکت زدند وقتی چندین و چند روزنامه و مجله و نهاد داشتند و چه طرحی را به سامان رساندند و پشت کدام حقی را گرفتند؟ اگر چند کار پیش رفت به عوض صد کار زمین ماند و همه فرصتها را سوختند. فقط کافی است به کارنامه مجلس ششم نگاه کنیم. آنچه آنها کردند ما را گرفتار احمدی نژاد کرد. اگر پیران خردمند بودند و جوانان دلیر صحنه سیاست را به اهواء شخصی نمی کاستند تا خودشان و کشور تن به حکومت اراذل الناس بدهد. پوشیده خنده زدن بر احمدی نژاد یا اشکار از او انتقاد کردن چه سود دارد جز اینکه این رجال فکر کنند بگذار این نادان را ببینند تا قدر ما بدانند. بزودی به سوی ما بازخواهند گشت. واقعا ارزش اش را داشت؟ می گویند چرا میرحسین آن زمان که همین رجال رفتند و خواستند نیامد. به نظرم تا بگوید راه من از راه شما جدا ست. یا بگوید از من سواری نمی توانید گرفت. می بینیم که راه او واقعا از راه اینان جدا ست. تاریخ 20 ساله آنها را جدا کرده است.

من نه علاقه ای به موسوی دارم و نه در دوران او کم خون دل خورده ام. اما یک چیز هست که در او می ستایم: او همانی است که می گوید و می بینید. این مهمترین خصلت یک سیاستمدار با اخلاق است یا (به قول عبدی) سیاستمدار با مرام. او واقعا به آنچه می گوید اعتقاد دارد. چون به خلوت می رود کار دیگر نمی کند. حرف و عمل اش یکی است تا مصداق لم تقولون مالاتفعلون نباشد. مرام دارد. حزب باد نیست. از این شمار در آن مملکت زیاد نیستند. اما هر کدام شان ارزش والا دارند چه چپ باشند چه راست یا میانه. این فریبکاری که بر سیاست ایران چیره شده است را باید پایان داد. شرط اصلی و اساسی هر قرارداد اجتماعی اعتماد است مثل هر پیمان دیگر. به میر حسین می شود اعتماد کرد. خوبی و بدی آرایش مساله دوم است. اما حضور او و حرفهای او شلاقی است بر گرده سیاست در ایران که فربه از فریب است. اینکه او موفق شود یا نه را نمی دانم. یعنی می شود بین این همه لشکر جیره خواران و فرمانبرداران بی اخلاق و منحط (و بسا بیدین) آدمی با این خصایل تحمل شود؟ آدمی که خودش است و کاریکاتور نیست. آدمی که خود انقلابی اش را بعد از 20 سال حفظ کرده است در حالی که بیشترینه از دست دادند؛ نواله ای کوچک یا بزرگ گرفتند و فراموش کردند. نمی دانم. امیدوار هم نیستم. اما کلاه ام را به احترام او از سر بر می دارم.

پس نوشت:
در نقد رجال: «ميرحسين موسوي ... با چنان واکنش هايي از سوي برخي اصلاح طلبان مواجه شده که گويي مي خواهند به سرعت مطمئن شوند که ‏حاميان کانديداي جديد، ورود به صحنه درگيري داخلي را بدون فوت وقت آغاز خواهند کرد. البته واضح است که به ‏محض ورود يک کانديدا به صحنه، بايد از او توقع بيان شفاف مواضع خود را داشت. اما اگر از باب نمونه، حتي برخي ‏طرفداران همسوترين کانديدا با ميرحسين موسوي – آن هم بعد از مدت ها دعوت از نخست وزير سابق براي ورود به ‏صحنه - به محض جدي شدن ورود او به زير سوال بردن شخصيت سياسي او بپردازند، قطعاً رفتار ناپخته اي صورت ‏گرفته است.» - حسین باستانی 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5047
نقد و نظر

چه استعاره‌ي زيبايي:
«...انگار در عطردانی تاریخی را باز کرده باشی...»

امروز هم دختران و پسران صبورمان، به‌روي آسفالت خيابان «آزادي» در خون علتيدند...

آزادی،
در دامن اسارت می‌زاید،
در زنجیر رشد می‌کند،
از ستم تغذیه می‌کند،
با غصب بیدار می‌شود...
هان؛ این سرنوشت آزادی است!
علی شریعتی

چشمانم هنوز خيس است؛باور كنيد.

Posted by: ح.ش at June 21, 2009 12:17 AM



هر دولتی که حاضر شد جوونهاش تلف باشند ، خودش تلف خواهد شد. ببینید شاه چی‌ شد اینها هم همین سرنوشت رو خواهند داشت.خدا از ظلم اینها نخواهد گذشت.لطفا این قطعهٔ غمناک رو نگاه کنین و

خواستین با معین در تماس باشین.من فقط آیندهٔ جوان هارو نگرانم حالا هر کی‌ می‌خواد رئئس جمهور باشه.

http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
aazadeh.a@googlemail.com

Posted by: azadeh at May 8, 2009 8:41 AM



سلام.چهار سال ديگر و چهار سال ديگر و چهار سال ديگر. انضمامي است ديگر.
شاد و تن درست باشي سيب عزيز.
-------------------
ارادتمندیم اخوی. نیستی کم پیدایی؟ دست و دامن ات پر گل باد و مجلس ات با نوشانوش قرین باد. - سیب

Posted by: م.ویس آبادی at March 15, 2009 9:29 PM



ممنونم از پاسخ‌تان.مطلبی در وبلاگم نوشته‌ام که مقدمه‌ای است برای پاسخ به سوال شما.
---------------------
خب جالب است این دو پرده ای که نشان داده اید. منتظر می مانم برای پرده های بعدی! و متن فکرهایی که کرده اید. - سیب

Posted by: آریا at March 14, 2009 1:45 PM



با درود
با نوشته ای با عنوان (خاتمی را با احترام بدرقه کنیم) به روز هستم .

Posted by: مهدوي at March 13, 2009 12:53 PM



شاید مفهوم عطر برای تو متفاوت باشد ولی از این «عطر دان تاریخی»که نام برده ای جیزی جز بوی تعفن به مشام نمی رسد .با این نوستالژی بعید نمی دانم که بزودی دلت برای شهید رجائی تنگ شود . خوشبختانه در اینجا کلینیکهای خوبی برای درمان ناهنجاریهای روحی وجود دارد . چرا سری به آنها نمی زنی ؟
--------------------------
برای ما که در انقلاب شرکت کردیم و آن سالها را دیدیم تفاوت بزرگی هست میان آن دوره شور و شتاب و ایمان با اکنون. عطر آن دوره در حرفهای میرحسین هست. اما اینکه ما به آن دوره هنوز نیاز داریم یا اصلا او و تفکراتش شانسی دارد من چیزی نمی گویم. ولی آنچه گفته ام عین واقعیتی است که کسانی مانند من و از نسل من درک می کنند. بهتر است بگذارید ما با همین نوستالژی ها دلمان خوش باشد. آزاری که به شما ندارد. دارد؟ - سیب

Posted by: منوچهر at March 12, 2009 11:44 PM



فکر نمیکنید یکمقداری بیش از حد به موسوی بها, دادید .رهبر ریس جمهوری میخواهد که مطیع و فرمانبردار باشد . حال چه خاتمی باشد و چه موسوی یا احمدی نزاد.بنابرین اقای موسوی هم باید یک خصوصیاتی شبیه به آندو داشته باشد تا رهبر راضی به امدنش باشد .4 سال پیش اما از رهبر نقل قول شده بود که درین مملکت یا من باشم یا تو. خطاب به موسوی . حالا موسوی حتما باید تقییرات منظور رهبر را کرده باشد تا رهبر به ایشان بعله را کفته باشد برای نامزدی

Posted by: habibullah at March 12, 2009 10:51 PM



جناب جامي همانطور كه مي دانيد من اهل سياست نيستم ولي اين نوشته شما در باب مرام ومعرفت باعث شد براي بار دوم از شما سوالي بپرسم.
من قبلا يكبار پرسيده بودم كه "ادب پهلواني" را از كجا مي شود تهيه كرد كه گفتيد خود شما هم دسترسي به كتاب نداريد.مي خواستم خواهش كنم اگر هنوز هم اين كتاب ناياب است حداقل در همين وبلاگ كتابهاي مربوط به پهلواني را(كه منبع كتاب شما بوده) معرفي كنيد.
فكر ميكنم پهلواني خيلي خيلي مهمتر از سياست باشد!
با تشكر
----------------------------
دوست عزیز، اگر اوضاع و احوال خوب پیش برود و مشکلی پیش نیاید امیدوارم تجدید چاپ کتاب بزودی انجام شود. دست کم ناشر که قول داده است. اما به نظرم می توانید نسخه ای از کتاب را اگر در ایران هستید از کتابخانه ملی پیدا کنید. اگر در اروپا باشید البته مشکل است ولی باز هم باید کتابخانه های ایرانشناسی کتاب را داشته باشند. اگر به هر دلیلی منتشر نشد قول می دهم یا به صورت آنلاین یا از طریق ناشری در اروپا چند صد نسخه ای از آن منتشر کنم. - سیب

Posted by: Anonymous at March 11, 2009 7:30 PM



سلام جناب جامي

در ارتباط با آمدن موسوي و پستي كه راجع به تكثر جناح هاي سياسي ايران بود، گفتم شايد بد نباشد اين مطلب (ها) را هم ببينيد.
http://www.bahmanhatefi.blogfa.com/post-82.aspx

Posted by: Esfand at March 11, 2009 5:05 PM



سلام آقای جامی

امیدوارم بتوانم افکارم را در قواره ی یک کامنت منسجم کنم٬ جوری که به درو دیوار نزده باشم!
شناختی که من از شما دارم مرا به این نتیجه می‌رساند که شما بیشتر به یک روشنفکر دینی نزدیک هستید تا به یک روشنفکر سکولار/ اگر اینطور نیست بقیه‌ی کامنتم بلاموضوع می‌شود/ که معتقدید جمهوری اسلامی اجرای درستی از سناریوی اسلام برای حکومت دینی نداشته است و برای همین هم بیانیه‌ی آقای موسوی خصوصا اخلاق‌گرایی آن قند توی دل شما آب کرده است.
من هم با شما همعقیده هستم که می‌شد اسلام را بهتر از این اجرا کرد ولی به هرحال آنچه که ما امروز داریم همین است که می‌بینید.
و لابد پس از آقای موسوی مبسوط‌الید٬ نوبت سیاستمداری با عقاید سروش است که سکان کشتی را مدتی هم دست او بدهیم. این گزاره‌ها تازه با فرض مبسوط‌الید بودن آنهاست. یعنی بهترین اتفاقی که می‌تواند بیفتد.
من سوالم این است شما کی به سکولاریزم خواهید رسید؟ چه شرایطی باید فراهم شود که متوجه شوید روشنفکری دینی به بن‌بست رسیده است؟
این واقعا سوالی است که مدام در ذهن من حضور دارد و وقتی پافشاری شما را و دیگرانی را که مانند شما می اندیشند می‌بینم٬ احساس می‌کنم پاسخ آن می‌تواند بسیار تعیین کننده باشد.حتی شاید مرا هم مجاب کند.
این سوال را شاید دقیق‌تر بود از دوست شما در ملکوت بپرسم ولی ایشان به این گونه سوال‌ها پاسخ نمی‌دهند.

درضمن من اصراری به انتشار کامنتم ندارم. شاید بی‌ریط باشد به متن. هرطور که مایلید.


با احترام
--------------------------------------
من قبلا در پست اصلاح طلب و محافطه کار و دیگر(ان) هیچ نشان داده ام که عقاید سیاسی ام چگونه است. ولی در پست های بعدی سعی می کنم این وجهه نظر خود را روشن تر کنم که چرا می توانم از میرحسین دل خوشی نداشته باشم اما به او احترام بگذارم و او را گزینه بهتری از خاتمی بدانم. در این میان شما هم بنویسید که بختهای سکولارها در انتخابات فعلی کجاست و نامزد مطلوب شان چه کسی می تواند باشد. - سیب

Posted by: آریا at March 11, 2009 3:06 PM



سلام
جايي يادداشتي خواندم كه متاسفانه آدرس آن يادم نيست به اين مضمون كه خاتمي تنهاست حتي بين طرفداران خودش هم خاتمي تنهاست و اين از گردوخاكهايي كه بقول شما با اعلام كانديداتوري موسوي مي كنند كاملاً معلوم است 24ساعت از دادن بيانيه موسوي نگذشته اعلام مي كنند كه در نظر سنجي كمپين ها 94در صد شديداً مخالف كنار كشيدن خاتمي و آمدن موسوي هستند معلوم نيست در اين مملكت بي حساب و كتاب اين آمار با اين سرعت چگونه بدست آمده است؟ ...
موسوي چنانكه مي دانيم از با اخلاق ترين مردان سياسي ايران است و سكوت او در اين سالها حتماً دلايل و نا گفته هايي دارد ...و موافقم كه با آمدن هر كانديدايي بايد به تحليل مواضع و ظرفيت برنامه هاي او پرداخت نه اينكه آمدنش را زير سوال برد و اين اولين مشق دموكراسي است كه بسياري از ما هنوز آن را نياموخته ايم

Posted by: فرزانه at March 11, 2009 12:59 PM



تمام این سروصداهااز سوی برخی روشنفکران بر علیه موسوی، پیش از دوم خرداد علیه خاتمی هم بود و برخی روشنفکران ما همچنان کاری جز نبش قبر و کوباندن این و آن بلد نیستند و کاری بیشتر از دستشان برنمی‌آید. حالا نکته عجیب هیاهوها و بعضی مطالب عجیب از همین دوم خردادیهاست. مثلا میگویند به استناد نظرسنجی، محبوبیت خاتمی بیشتر است. گیرم که این توهم آنها نباشد و الان واقعا اینطور باشد؛ چه ربطی به زمان انتخابات دارد؟
-----------------------------
به نظرم این اختلافی که الان پیدا شده شبیه اختلاف در حزب دموکرات بین اوباما و هیلاری است. نهایتا ممکن است یکی باقی بماند و از هواداران خود بخواهد به دیگری رای دهند. همکاری هر دو در دولت اینده هم کاملا ممکن است. - سیب

Posted by: مهدی at March 11, 2009 10:54 AM



به نظر من باید فعلا محتاط بود و منتظر سخنرانی های بعدی میر حسین بود تا هر چه بیشتر با میرحسین88 آشنا شد. اما اینکه با انگ کاندیدای رهبری عده ای به استقبال او آمده اند برای من تعجب اور بود.
مطلبی در این باره نوشته ام ، خوشحال می شوم نظرتان را بدانم.
-------------------------
مطلب شما را خواندم. به نظرم خیلی خوب است که رابطه آقای خامنه ای و میرحسین را با دقت و مستند شرح کرده اید. اینکه جهتگیری سیاسی میرحسین همچنان بر خلاف رهبری باشد باورش مشکل است چون این دو در فرض انتخاب میرحسین باید با هم کار کنند ولی اینکه رهبر او را به میدان فرستاده باشد مشکل تر! - سیب

Posted by: صادق at March 11, 2009 10:37 AM



قرار دادن آقاي موسوي در مقابل آقاي خاتمي بدترين اتفاقي است كه جنابعالي داريد به آن دامن مي زنيد. من نمي دانم شما داراي چه خط فكري و سياسي هستيد، ولي اين را مي توان از نوشته شما برداشت كرد كه به هيچ عنوان اصلاح طلب نيستيد و بنده از اين بابت به عنوان يك اصلاح طلب بسيار خوشحالم.
----------------
من موسوی و خاتمی را روبروی هم نمی گذارم. من رجال خاتمی را موثرتر از خود خاتمی می بینم و همانها را مقابل موسوی می گذارم. بعد هم اصلاح طلب به «کدام معنا» نیستم؟ - سیب

Posted by: محمدرضا at March 11, 2009 10:15 AM



(او همانی است که می گوید و می بینید. این مهمترین خصلت یک سیاستمدار با اخلاق است.)
این را کم و بیش در مورد خمینی خامنه ای و احمدی نژاد هم می توان گفت. اما برایند تفکر عقب مانده و نادرست آنها چون نتیجه دوستی خاله خرسه زیانبار بوده و هست.
--------------------
پس هنوز باید بر سر این موضوع صحبت کرد تا طبیب و مدعی و دوغ و دوشاب به هم نیامیزد و معیار سخن روشن باشد. به قول حافظ:
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کلاه کج نهاد و تند نشست
کلاهداری و آیین سروری داند
- سیب

Posted by: ehsan10 at March 11, 2009 9:20 AM



اتفاقا اصلی ترین مشکل آقای موسوی این است که همین اول کاری با عدم صراحت ، پنهان کاری و سیاست بازی ، به شکل غیر اخلاقی آقای خاتمی را در موقعیت ناخواسته ای قرار داد و وفای به عهد را فدای طمع قدرت کرده است. مصداق از پشت خنجر زدن است. چرا آن زمانی که به آقای خاتمی می گویند که با آقای خاتمی هرگز رقابت نمی کنند و اجازه می دهند آقای خاتمی نظر مشترک را اعلام بکنند ، شما دم از گفتمان اخلاق گرایانه خاتمی نزدید؟
میرحسن موسوی با اعلام کاندیداتوری اتفاقا نشان داد راه پشت کردن به منافع ملی در جهت امیال و مقاصد شخصی را خوب بلد است.
-------------------------
به نظرم به جای خاتمی نباید حرف زد. موسوی هم آدمی نیست که این حرفها که زدید بهش بچسبد و گرنه در این 20 سال آلاف اولوفی به هم زده بود. - سیب

Posted by: محمد at March 11, 2009 3:18 AM



با احترام به نظر شما، به نظر من بیانیه آقای موسوی بسیار عوام فریبانه بود و متاسفانه نشان از این داشت که ایشان در پوپولیست بودن دست آقای احمدی نژاد رو هم از پشت بستند. متاسفانه نشان دادند همچنان در حال و هوای دهه شصت به سر می برند. حیف.
-------------------------------
به نظر من سیاستمدارانه و جامع بود از این بایت که برای هر یک از دیدگاههای اصولی او نشانه و گزاره ای وجود داشت. - سیب

Posted by: ابی at March 11, 2009 1:17 AM



و این نوشته هم نشانه دیگری است که آقای مهدی جامی اساساً مرام فکری مشخص و منسجمی ندارد.
-------------------------------
اتفاقا رفیق جان راسکولنیکوف عزیز همین مرام داشتن است که مرام فکری مهدی جامی است و این سیبستان اش پر است از همین حرفها. توجه کن که مهدی جامی از مرام و معرفت و اخلاق حرف زده است و نه از عقاید و مرام اقتصادی و سیاسی میرحسین. مهدی جامی کلا کشته مرده آدمهای بامرام است و تا آنجا که فکرش را می شود خواند مرام را باعث انسجام هم می داند. قربان آقا. - جن سیبستون

Posted by: Raskolnikof at March 10, 2009 11:27 PM



اول تعریفتون از اخلاق خیلی محدود است. مثلا همین نوع ورود موسوی خودش به نظر من بی اخلاقی است. یک نوع خودخواهی هم است. موسوی فقط به نگاه خودش به وضعیت کنونی فکر می کند و برایش نظرات جمع فعالین سیاسی مهم نیست. من به این می گم خودخواهی و بی اخلاقی و البته انحطاط. این که رای ها می شکنه و از آخر احمدی نژاد رییس جمهور می شه. و اتفاقا از این جنبه هست که به نظرم خاتمی خیلی بااخلاق تر از موسوی است. یک سری حرف ها هم درباره رجال ارشد دور خاتمی زده اید که خود جای بحث فراوان داره. ولی باید دید این رجال دور موسوی چه می کنن و مجلس مورد دلخواه موسوی چه گلی به سر این مملکت می زند

Posted by: یاسر at March 10, 2009 11:25 PM



می شه با آدرس دقیق بفرمایید طرفداران خاتمی کجا این سرو صداها رو هوا کرده اند که ما هم بریم بخونیم؟
------------------
دوست عزیز دعوا راه نینداز. اگر وبلاگها و بسایتها را بخوانی و دنبال کنی می بینی. من اگر لازم شد نام می برم. ولی بهتر است دنبال کننده خبرها خودتان باشید. - سیب

Posted by: Anonymous at March 10, 2009 10:49 PM



یک سیاستمدار واقعی و حرفه ای همیشه در سیاست هست و از آن کنار نمی کشد و حضورش را آن قدر کش نمی دهد که مملکتش از فرط بحران بیشتر به یک منجی احتیاج پیدا کند تا یک رییس جمهور.

Posted by: لقمانی at March 10, 2009 10:40 PM



مهدی جان نمی دانم متوجه شده ای؟ آنچه بيش از هر چيز برای من در متن اعلاميه موسوی جالب بود اينکه از اول تا انتها نه اسمی از خمينی به ميان آورده و نه اسمی از خامنه ای. از انقلاب و انقلابگری هم خبری نيست جز آنجا که به گفتمان انقلاب اشاره ای کرده. فقط ايکاش مسئله تبليغ با عکس و اين حرفها را با اين طول و تفصيل نمی آورد. چون مسئله مهمی نيست
------------------------------
اسم آقای خمینی آمده است: «استقرار یک جامعه ارزشی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) و متکی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی» - سیب

Posted by: محمود at March 10, 2009 8:48 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 22
چاپ کن
بفرست