:: سالگرد بی سرور زمانه
:: مدیریت زمانه: بوروکراتیک یا پست-بوروکراتیک؟
:: But my smile still stays on
:: دموکراسی سرهنگی
:: در فضایل چموشی
:: بیگانه با زمانه
:: عشق عمومی
:: چشم بدت دور ای بدیع شمایل
::  سوء تفاهم های پایدار
:: جستجو در معنای زمانه
:: زمانه حسينی
:: در باره لات بازی و ساير قضايا
:: حرفی از جنس زمان
:: آزمايش می کنيم: يک، دو، سه
:: دلگرمی های زمانه
:: از بی بی سی تا زمانه
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
November 11, 2008  
باز هم از زمانه  
 
قصد نداشتم به مسائل زمانه بازگردم اما به دلیل انتشار مصاحبه ای با آقای ولیان پور عضو بورد زمانه ناچارم نکاتی را توضیح دهم تا جریان اطلاع رسانی یکطرفه نباشد. در سیبستان می نویسم چون امیدی ندارم که توضیحات من در زمانه منتشر شود ولی اگر همکاران زمانه اجازه داشته باشند خوب است که دست کم به این مطلب در پایان مطلب آقای ولیان پور لینک بدهند. در زیر نکاتی را در مصاحبه زمانه با او مورد توجه قرار می دهم و قضاوت را به خوانندگان سیبستان و مخاطبان زمانه وامی نهم:
 
1 ایشان می گوید: «فکر می‌کنم رفتن آقای جامی انتخاب خود‌ش بود.» و کمی بعد می گوید: «آقای جامی با این انتخاب برد موافق نبودند و تصمیم گرفتند رادیو را ترک کنند.» برای من این شیوه از اطلاع رسانی موجب شگفتی است. دوستان ما ظاهرا بیانیه خودشان را فراموش کرده اند. این آنها بودند که تصمیم به تعلیق مدیر زمانه گرفتند و نخواستند به بحث های من و نظرات من توجه کنند. گفتن اینکه جامی زمانه را ترک کرد یا رفتن انتخاب خودش بود کاملا غیرمنصفانه و وارونه سازی جریان است.

2 ایشان گفته است که دو پست در دست جامی بود و اضافه کرده است که زمانه چارت سازمانی دارد که در ابتدای تشکیل آن درست شده است. هر دو گزاره نادرست است. زمانه به دلیل نوپا بودن فاقد چارت سازمانی بوده است و اگر اینطور بود نباید در طول نیمه اول سال 2008 تیمی مامور می شد که برای تهیه چارت اقدام کند. وانگهی این چارت به بورد زمانه پیشنهاد شد اما به دلیل مشکلاتی که در ساختار سازمان ایجاد می کرد تصویب نشد. بنابرین زمانه هنوز هم چارت ندارد. حتی در طرح تجدید ساختار زمانه هم چارت تازه ای دیده نشده و دست کم اعلام نشده است حتی به من. با این توضیح اینکه کسی بگوید دو پست در دست مدیر بوده است از نظر قانونی نادرست است. حتی اگر هم این جمله را اینطور بفهمیم که دو حیطه کاری مدیر به دو پست تحویل شده روش بورد برای جداسازی این دو حیطه کارشناسی نشده بوده و روش ابلاغ آن دستوری بوده است بدون کمترین گفتگو با مدیر.

3 ایشان گفته است که مدیر به کارهای پرسنلی و مالی و لجستیکی نمی رسیده است. از نظر قانونی قاعدتا بورد محترم باید از مدیر می خواست حیطه ادیتوریال را رها کند و به کاری که بورد به عنوان مدیر از او انتظار دارد برسد نه بالعکس. ضمنا اینکه ایشان می گوید تصمیم گرفته اند این دو حیطه را به عنوان دو شغل از هم جدا کنند خود نشان می دهد که این دو هرگز از هم جدا نشده بوده در حالی که اگر چارت ادعایی ایشان وجود می داشت نیازی به جداسازی و تصمیم برای آن نبود.  

4 اقای ولیان پور گفته است که بورد مسئولیت دارد که بر خطوط و استراتژی کلی بنیاد نظارت کند. باید از ایشان پرسیده می شد که آیا آنها اطمینان دارند که تحولات اخیر به حفظ خطوط و استراتژی زمانه می انجامد؟ و خوب بود از ایشان پرسیده می شد که اطلاع دارند که این خطوط چیست که تغییر نخواهد کرد؟ و نیز اینکه وقتی دهها روزنامه نگارزمانه با تصمیمات آنها مخالفت کردند و شماری این رادیو را ترک کردند چه تضمینی هست که آن خطوط ادامه یابد و تغییر نیابد؟

5 ایشان اشاره کرده است که «پاسخ‌گویی هم به این معنی است که بودجه عادلانه و صادقانه مصرف می‌شود و حیف و میل نمی‌شود». این نحوه برخورد مبهم و کلی، شایعات زیادی را دامن زده است که انگار بودجه حیف و میل شده است یا صادقانه خرج نشده است. ایشان باید توجه داشته باشند که این دست سخنان از نظر حقوقی قابل تعقیب است. زمانه با بودجه محدود یک رادیو به تولیدات چندرسانه ای پرداخته است که خود نشان می دهد بودجه به بهترین وجه مصرف شده است. من پیشتر در گزارشی به مخاطبان زمانه این موضوع را شرح داده ام (+) و تکرار نمی کنم. سابقه کار من در بی بی سی هم نشان می دهد که همیشه از بودجه بهترین استفاده را کرده ام. نمونه آخر آن سفر به کانادا بود که از بودجه ای برای برگزاری یک سمینار در باره مهاجرت هم سمینار برگزار کردم و هم دهها مطلب و عکس و یک فیلم فراهم کردم که به ایجاد صفحه ایرانیان کانادا انجامید. اولین صفحه ویژه ای که به اعتراف مدیران بی بی سی تمام مطالب آن تولیدی و غیرترجمه ای بود.

 6  ایشان در معرفی اعضای بورد شرحی داده است که معلوم می شود دو عضو (هلندی) آن مطبوعاتی اند ولی معترف اند که یکی از آنها «در حال حاضر در عراق مشغول نوشتن یک کتاب در مورد مسائل این کشور است. ولی از طریق ایمیل با برد در ارتباط است و در جلسات شرکت می‌کند». البته این موضوع محل مناقشه است و من وارد آن نمی شوم که چگونه کسی می تواند ماهها از بورد غیبت داشته باشد اما با ایمیل «در جلسات شرکت کند». در واقع بورد مرکب از یک عضو روزنامه نگار هلندی و سه عضو ایرانی است که روزنامه نگار نیستند. اما ایشان کمی بعد تاکید می کند که سه عضو در بورد مطبوعاتی هستند. امری که واقعیت آن را تایید نمی کند.

7 ایشان در باره  مدیر موقت می گوید «
قرار نیست ایشان در محتوا دخالت کند.» اما اینکه مدیر موقت به روزنامه نگاران بگوید یا ساکت باشید یا بروید چه معنا دارد جز تعیین تکلیف برای روزنامه نگاران و ایجاد فضایی که آنها برای نوشتن و گفتن آزاد نباشند؟ خود بورد هم که شان ادیتوریال ندارد دو بار دستور داده است مطالب مربوط به تحولات اخیر حذف شود. ولی متاسفانه این مصاحبه در باره این مسائل ساکت است.

8 فرموده اند که: «
در دو ماه آینده، یک سرپرست شورای دبیران یا همان مسئول ادیتوریال در یک روند کاملاً دموکراتیک به طوری که همه‌ کارکنان و همه‌ همکاران رادیو زمانه در آن مشارکت داشته باشند، استخدام (می) کنیم.» آیا روندهای دموکراتیک نباید از آغاز این تحولات وجود می داشته و اعمال می شده است؟ آیا می توان امیدی داشت که وقتی بوردی به دهها روزنامه نگار و خواسته آنها به طور کاملا غیردموکراتیک بی اعتنایی می کند از یک زمانی به بعد بتواند دموکراتیک رفتار کند؟ اگر روزنامه نگاران زمانه با ادیتور بعدی توافق نکردند بورد چه تصمیمی خواهد گرفت؟ بوردی که تا کنون غیرشفاف و غیردموکراتیک عمل کرده است چه تضمینی می دهد که به این روش ادامه ندهد؟ و چه خواهد کرد که صدماتی را که تاکنون به زمانه زده جبران کند؟ یا روند دموکراتیک شامل بورد نمی شود؟

9 ایشان فراموش نمی کند که تاکید کند «
در بین پرسنل هم به میزان زیادی نارضایتی بود. و به وسیله‌ی نامه و یا شفاهی به ما می‌رسید که نشان‌دهنده‌ آن بود بعضی از کارها خوب پیش نمی‌رود.» گیرم چنین است و سطح نارضایتی آنقدر بالا بوده است که تصمیم بورد را توجیه کند. اما ایشان فراموش می کند که بگوید بسیاری از پرسنل از جمله شماری از همان ناراضی ها هم با تصمیم بورد موافقت نداشتند. اینکه چرا بورد گروهی را در نظر می گیرد و گروهی را فراموش می کند نکته ای است که ایشان و بورد زمانه تاکنون ناگفته گذاشته است.

امشب هالوین است. در میان نوشتن چندین بار زنگ خانه به صدا در آمده است. بچه های کوچک با فانوسهایی کاغذی در دست در را که باز می کنی شروع می کنند سرود هالوین خواندن. بعد باید شکلاتی بیسکویتی تعارفشان کنی. هر چه در خانه دارم گذاشته ام روی سینی حصیری. چرا یادم نبود که تهیه ببینم؟ بعد از سی ماه کار در این کشور امشب اولین باری است که مراسم هالوین هلند را می بینم.  

پس نوشت:
چون بعضی خوانندگان اشکال کرده اند که 11 نوامبر هالوین نیست من موضوع را پیگیری کردم. ماجرا از این قرار است: هالوین رسمی عمدتا کاتولیکی است و در مناطق کاتولیک نشین رایج است و در آخر اکتبر و روز اول نوامبر که روز تمام قدیسان نام دارد بزرگ داشته می شود. اما چون این رسمی باقیمانده از دوره ما قبل مسیحی (و دوره به اصطلاح کافران است) پروتستان ها (اکثریت هلندی ها مثلا) به آن قائل نیستند و در عوض روز بعد از تولد قدیس مارتین را که 11 نوامبر باشد با مراسمی مشابه اما با لباس های عادی یا بر اساس شخصیت های انجیلی (و نه لباسهای جادوگرانه چنانکه در هالوین رسم است) جشن می گیرند. این متن از ویکی پدیا به همین موضوع اشاره دارد.
Halloween has become increasingly popular in The Netherlands since the early 1990s. From early October, stores are full of merchandising related to the popular Halloween themes. Students and little children dress up on Halloween for parties and small parades. Trick-or-treating is highly uncommon, also because this directly interferes with the Dutch tradition of celebrating St. Martin's Day. On November 11, Dutch children ring doorbells hoping to receive a small treat in return for singing a short song dedicated to St. Martin.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4538
نقد و نظر

ما که در زمانه بودیم می‌دانیم چه گذشت . اینها مهم نیست . مهم یادگار لبخند شماست که هنوز همراه ماست چه در زمانه باشید چه نه .

Posted by: فواد at November 17, 2008 11:30 AM



سلام آقاي جامي
از لطف شما در معرفي جامعه شناسي زميني تشكر مي كنم. به اميد ديدار
ارادتمند شما : رحمت اله صديق سروستاني
----------------------
از وقتی وبلاگ تان را کشف کرده ام کلی به دانش اجتماعی ام از ایران اضافه شده است. بعلاوه از شجاعت و صراحت شما در این دوره ترسخوردگی لذت می برم. - سیب

Posted by: رحمت اله صدیق سروستانی at November 17, 2008 12:18 AM



آلمانی ها ضرب المثلی دارند که می گويد:
die, die Dreckarbeiten verrichten
ترجمه فارسی اش می شود چيزی مثل: "آنانی که کارهای کثيف را به عهده می گيرند/ انجام می دهند". حالا در اين دعوا و ماجرای زمانه، "کار کثيف" را عباس معروفی عهده دار شده است. هر کسی را در اين جهان سهمی است...

Posted by: برادری at November 16, 2008 10:05 PM



درود
با عرض خسته نباشيد چون من قصد دارم پايان نامه ي خودم در مقطع كارشناسي ارشد علوم سياسي رو در مورد جنگهاي داخلي تاجيكستان بنويسم و قصد سفر به اين كشور جهت تحقيقات ميداني دارم خواستم اگر اطلاعاتي در اين خصوص داريد لطف بفرماييد.
قبلا از همكاري شما سپاسگذارم
با احترام
------------------------------
بهتر است قبل از سفر با آقای شهاب الدین فرخ یار تماس بگیرید که منبع دست اولی در این زمینه است و کتاب هم نوشته است. - سیب

Posted by: فرياد at November 13, 2008 11:15 PM



دوست عزیز
نوشته اید ".... بعد از سی ماه کار در این کشور امشب اولین باری است که مراسم هالوین هلند را می بینم...." . باید به عرضتان برسانم اگر 35 ماه هم در اینجا کار کرده بودید بیشتر از 2 تا هالوین به پستتان نمی خورد چون سنت هالووین فقط یکبار در سال برگزار می شود . چرا واحد زمان را با "ماه" متر کرده اید ؟
--------------------------
خب بستگی دارد از چه ماهی شروع کرده باشید! اگر از 25 اکتبر شروع کرده باشید در 35 ماه 3 تا هالوین خواهید داشت. - سیب

Posted by: امضا محفوظ at November 13, 2008 12:22 PM



مهدی جان جواب های خوبی داده ای. به نظرم با آنچه تا کنون گفته ای و گفته اند و به خصوص با اين پست جريان برای علاقه مندان زمانه روشن شد. حالا امکان دارد که مسايل حقوقی هم بين تو و زمانه باشد که خب بايد با کمک وکيل حل کنی. فقط يک خواهش دوستانه دارم. حالا که کار يکسره شده و تو ديگر به زمانه برنمی گردی، ان شاءالله مشغول پروژه ديگری شو و خواهشم از تو اين است که بيش از اين در اين باره ننويس که هم به لحاظ روحی و روانی مانع کارها و طرح های آينده ات می شود و هم قضيه بی مزه و تکرار می شود. خودت که در دنيای رسانه هستی و می دانی که يک موضوع را تا حدی می توان برای مخاطبان جذاب کرد و بعد ديگر مايه ملال است و خستگی. فقط خواهشی دوستانه بود.
-----------------------------------
ممنون از تو. اما مساله فقط رسانه ای نیست. ابعاد حقوقی گسترده ای دارد که به نظر نمی رسد به این زودی ها تمام شود. به هر حال من وقتی می نویسم برای این است که ابهامی اگر هست روشن کنم. زیاد به مزه اش فکر نکرده ام. این حق من و حق زمانه است که دارد پایمال می شود و اطمینان دارم که گروههایی در وبلاگستان و خارج از آن هستند که موضوع برایشان اهمیت دارد. کسانی که فقط دو روز مطلبی نظرشان را جلب می کند البته مورد اعتنای من نیستند. از نظر روانی هم من اگر حق خود را پایمال شده ببینم آشفته تر خواهم بود تا وقتی برای حق ام ایستاده باشم. - سیب

Posted by: حسام at November 13, 2008 10:08 AM



من نمي دانم چرا اتهاماتي به اين و آن زده مي شود اما من يكي از كساني بودم كه فعالانه در زمانه كامنت داشتم ولي در ماههاي اخير از هر 20 كامنت من فقط يكي يا دوتا در سايت منظور مي شود و حتي به زمانه هم اعتراض كرده ام و از چند روز پيش ديگر نظري نمي دهم و حتي مانند قبل مقالاتشان را هم نمي خوانم و اگر تعداد كامنتها را با قبل مقايسه كنيد سانسور شديد در زمانه مشاهده مي شود به نظر من ديگر زمانه با راديو تلويزيون جمهوري اسلامي هيچ فرقي ندارد اما تعجب مي كنم كه چطور باز ماموران امنيتي جمهوري اسلامي اين شايعه را درست كردند اگر رفت و آمدي هم بوده ولي در حال حاضر اوضاع وخيم تر شده است و نشان مي دهد كه مدير قبلي روش دموكراتيك تري را داشته است باز هم مي گويم كه ديگر زمانه حتي قابل شنيدن هم نيست
------------------------------
دوست عزیز، من در جواب به آن آقایی که شهره عام و خاص است و از این شایعات می سازد گفته ام و در سیبستانک هم هست که از 1996 فقط یکبار به ایران رفته ام برای دیدن مادرم که عمل قلب باز کرده بود. رفت و آمد روزنامه نگاران به ایران هم نه جرم است و نه منحصر به زمانه است. باید دید چه با خود آورده اند. بخش مهمی از سفر اخیر همکاران من به ایران هنوز منتشر نشده است. اما اگر منتشر شد خواهید دید که وقت شان را به لاس زدن با مقامات نگذرانده اند. - سیب

Posted by: farhad-faryad at November 12, 2008 5:58 PM



كاش من تنها نبودم كه فرق سردبير ومدير را نميدانم تا توضيح اينها يا لينكي به محل اين توضيحات ارزش ميداشت.
--------------------------
کمی با رسانه اشنا می بودید جواب سوالتان را می دانستید ولی احتمالا این موضوع موضوع شما نیست. - سیب

Posted by: موثق at November 12, 2008 10:05 AM



درود بر آقاي جامي عزيز. من رضا ولي زاده هستم. روزنامه نگار، مجري راديو گفتگو و مدير سايت بازنگار. قصد دارم براي برنامه همين جمعه ي پيش رو از طرف راديو گفت و گو با شما مصاحبه تلفني داشته باشم. موضوع گفت و گو هم صحبت هاي عزت الله ضرغامي رييس صدا و سيما است كه در همايش چهره هاي ماندگار گفت: «صدا و سيما متهم رديف اول عرصه آزاد انديشي است و ما اين اتهام را مي پذيريم»
از آن جا كه از شما ايميل نداشتم مجبور شدم كامنت بگذارم. اميدوارم امروز و دست كم تا يكي دو ساعت ديگر بتوانيم اين قرار را هماهنگ كنيم و از شما شماره تماسي داشته باشم چون بايد براي تماس هاي خارجي پاره اي از تشريفات اداري و نامه نگاري را يك روز قبل انجام دهيم. با سپاس از شما در انتظار پيام شما هستم. بدرود
----------------------
رضای عزیز، از لطف شما سپاسگزارم اما در این زمینه من صاحبنظر نیستم و در سالهای اخیر کمتر از همیشه صدا و سیمای ایران را دنبال کرده ام و شناخت دست اولی از آن ندارم. امید حبیبی نیا و مهدی عبدالله زاده و پرویز جاهد خیلی بهتر می توانند در این خصوص نظر بدهند. - سیب

Posted by: رضا ولي زاده at November 12, 2008 8:54 AM



سلام
فکر نمیکنید به این سخنها جواب ندهید بهتر است.
حیف نیست آدم وقت خود را صرف پاسخگویی به این و آن کند؟

گذشت زمان همیشه باعث آشکار شدن حقیقت میشود. پس بگذارید زمانه خود آشکار خواهد کرد که در زمانه حق با کیست.

من که هر گاه برایم این داستانها پیش میاید فقط میگویم:
میشنیدم فحش و خر میراندم
رب یسر زیر لب میخواندم
هر زمان میگفتم از سوز درون
اهد قومی تنهم لایعلمون

شما نیز خر خود را برانید و زحمت پاسخ دادن به فحش های دیگران بر خود هموار نکنید

Posted by: سعید at November 12, 2008 8:53 AM



آقا جان ديگر خيلي رو شده بود. نمي شد. سازمان مطبوعاتي هلندي نمي توانست جوابگوي مراودات شما با جمهوري اسلامي و سياست و ابسته به اصلاح طلبان حكومتي در زمانه باشد.
اينها چاره اي نداشتند و شما خودت خوب مي داني كه راه ديگري براي آنها نبود. والسلام.
--------------------------
راست می گویی. حق ام بیش از این نبود. خدا را شکر که شما قاضی محکمه نیستید. - سیب

Posted by: مستمع at November 12, 2008 1:29 AM



شما به درستی مدیر تولید خوبی بودید . اما فاقد شرایط لازم برای مدیریت یک رسانه به مانند رادیو بوده و هستید. خود نیز به این قضیه به خوبی واقفید.
تعلیق، اخراج و یا شاید استعفا واژگانی نزدیک به هم که شما باید قادر به تشخیص فرق های آن باشید، امیدوارم.
علی الحساب این باشد، که اگر لطف حضرتعالی که همیشه شامل حال بنده و امثال من شده، شامل حال این کامنت شود و به مانند اکثر کامنت هایی که به مذاق حضرت عالی خوش نیامده و سانسور شده، سانسور نشود. در آن صورت در ادامه به بقیه مطالب خواهم پرداخت.

یه شورشی
-----------------------
خوشحال می شوم ادامه بدهید. - سیب



Posted by: یه شورشی at November 11, 2008 8:59 PM



آقای جامی عزیز، متاسفم که از زمانه رفته اید. شخصا تقریبا از شروع فعالیت زمانه دیدار کننده منظم سایت آن بوده ام، اما این آخری ها بسیار کم به زمانه سر می زدم. از اینکه از زمانه رفته اید متاسف شدم و می دانم که زمانه زیان شدیدی از نبود شما خواهد دید. به نظر من زمانه در ماههای گذشته کمتر جذاب بود، که صحبت در باره آن مجال دیگری را می طلبد. ولی واقعا دلیل شما را از نپذیرفتن سمت سردبیر(بدون مدیریت)درک نمی کنم، کاشکی می ماندید. امیدوارم کار خوبی که شما شروع کننده اصلی آن بوده اید(زمانه)ادامه پیدا کند، و امیدوارم که هئیت مدیره بتوانند با شما به توافق برای برگشت تان به زمانه برسند. در آخر با اجازه اینکه امشب هالوین نیست. شب یازده سپتامبر است و بچه ها با چراغ یک سرود راجع به اینکه امشب شب فانوس های روشن است و یک سرود هم برای یک قدیس می خوانند. موفق باشید
----------------------
ممنون از تذکرتان. این را مادر یکی از بچه ها گفت شاید هم انگلیسی اش آنقدر نبوده که توضیح بدهد خواسته باشد مرا روشن کند که ماجرا چیزی در ردیف هالوین است. به هر حال این نشان می دهد که چقدر از تقویم این جشن ها سر در می اورم! در باره منافشه من با بورد زمانه هم مساله فقط سردبیری نیست. اما اجازه بدهید در زمان خودش تفصیل بدهم. می بینید که من همیشه در واکنش به دوستان می نویسم و در همان حد هم می مانم. چون نمی خواهم نقض کننده محدودیتهای حقوقی باشم. - سیب

Posted by: فرنگی at November 11, 2008 8:30 PM



مهدی جان سلام
من به نوشته شما در مداد لینک دادم. امیدوارم دیگر دوستان و همکاران هم اگر صلاح دانستند لینک بدهند تا سخن شما در حلقه گسترده تری منتشر شود.

Posted by: حسین at November 11, 2008 8:02 PM



سالی که نکوست از بهارش پیداست!

امروز در بخش گفتگوی خودمونی رادیو زمانه لیدا حسینی نژاد و مریم اقدمی گفتگویی با جهانبخش ولیان پور( یکی از سه عضو ایرانی اعضای پنج نفره ی هیئت مدیره رادیو زمانه) داشته اند که طی آن ولیان پور عمده دلایل بحران اخیر این رسانه را در رابطه با برکناری مهدی جامی و گزینش مدیر موقت رادیو زمانه تفکیک دو پست سازمانی در ساختار این رسانه (شامل مدیریت و سردبیری) بعلت مشکلات مالی و عدم توفیق جامی در سمت مدیریت اعلام کرد.

گزارش این گونه آغاز می شود:

هیأت مدیره‌ رادیو زمانه از تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۸ سمت مدیریتی مدیر این رادیو را به حالت تعلیق درآورد. هیأت مدیره‌ این پروژه‌ رادیویی، به مدیر قبلی زمانه پیشنهاد ادامه‌ کار در سمت سردبیری را داده‌ بود؛ ولی او این پیشنهاد را رد کرد. بر اساس بیانیه‌ی هیأت ‌مدیره، به منظور حل مشکلات مدیریتی و تداوم کار پروژه، هیأت مدیره تصمیم گرفت تا زوران‌ جوکانویچ از سازمان پرس ناو را به عنوان مدیر موقت رادیو منصوب کند. بعد از این تغییرات در ساختار مدیریتی زمانه، هیأت مدیره، بیانیه‌ای صادر کرد که روی سایت قرار گرفت. این بیانه با حدود ۸۵ کامنت با واکنش زیاد خوانندگان زمانه روبه‌رو شد... (برای خواندن ادامه گزارش کلیک کنید.)...

در این فرصت، قصد دارم با طرح توضیحات و پرسش های ذیل در این پست، به سری نوشته های از این دست در این دفتر خاتمه دهم:

تمام فعالیتهای رادیو زمانه برای ارائه سرویس و خدمات رسانه ای به خوانندگان آن است. وقتی حضور مدیریت موفقی مثل آقای جامی در کنار حمایت مالی دولت هلند باعث ایجاد و رشد چنین اعتباری برای یک رسانه می شود چرا نباید دلایل مخالفت ایشان( گیریم غیر علمی) مد نظر قرار گیرد؟ از دیدگاه مالی و حقوقی وجود چنین اعتباری، حقوقی را بوجود می آورد که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت. حتی از دید اقتصادی لااقل با این اعتبار به عنوان یک دارایی نامشهود و یا یک سرقفلی برخورد شود نه یک جابه جایی سیاسی و نظامی. حتی این رسانه نمیتواند یک بنگاه اقتصادی خصوصی قلمداد شود. با توجه به این مقدمات اعلامیه مدیر موقت کاملا توهین آمیز، خشن و غیر حرفه ای بوده است و هیئت مدیره نسبت به آن هیچگونه واکنش شایسته ای نداشته است. هیئت مدیره و برد رادیو زمانه بدون اعتنا به ادعا و دلایل و نقطه نظرات و خواست آقای جامی بعنوان یکی از مؤثرترین عوامل ایجاد چنین اعتباری و نیز بدون اعتنا به نظرات مخاطبین با شیوه ای ناشیانه و دگم و با سرعتی نامعقول( در منظر مخاطبین) دست به چنین تحولی زده است؟ و چرا بیانه ی مدیر موقت جدید را که در مواجهه با نویسندگان و همکاران رادیو زمانه با لحن تهدید و قاطعیتی نظامی بیان شده نادیده گرفته و تاکنون هیچ واکنش مناسبی را در مواجهه با اذهان عموی نداشته است؟ آیا نگاه اقتصادی صرف برد زمانه به یک رسانه ی فرهنگی که هویت و ماهیت و اعتبار خود را به دلیل حضور مخاطبین و همکاران فرهنگی آن به دست آورده است به نوعی توهینی علنی به ولی نعمتان اصلی رادیو که همانا مخاطبین ایرانی آنند محسوب نمیشود؟ آیا سکوت و عدم واکنش مناسب و برخورد خشک هیئت مدیره با این مقوله ی فرهنگی که با روح و اندیشه و عواطف مصرف کنندگان این رسانه ی فرهنگی سروکار دارد و تمام اعتبار حضور خود را مدیون مخاطبین آن است به نوعی ضعف مدیریتی و یا ناگزیری از اجرای سیاستی استعماگرایانه را نمیرساند؟چرا یک هیئت مدیره که ادعای رفتار حرفه ای در مقوله رسانه را دارد باید مثل سیاستمداران دگم و تمامیتخواه برخورد کند؟ چگونه میتوان قول آقای ولیان پور را در باره ی انتخاب دموکراتیک سرپرست شورای دبیران باور کرد در حال که این قلع و قمع یکجانبه و تهدیدات مستند مدیر موقت فعلی سلطه جویانه و غیر دموکراتیک بوده است؟! آیا این نقض غرضی آشکار نیست؟ به نظر من این رفتارها حتی از تبار یک رفتار حرفه ای اقتصادی هم نیست چه برسد به یک رفتار حرفه ای فرهنگی آن هم از نوع دموکراتیک!

آقای ولیان پور و اعضای محترم ایرانی خدمتکار دولت هلند! باید گفت سالی که نکوست از بهارش پیداست! هیئت مدیره چه پاسخی برای زدودن این ابهامات و پرسشها دارد ؟ و چه واکنشی باید داشته باشد و چگونه میخواهد در آینده آنرا جبران کند؟ گام بعدی هیئت مدیره و برد زمانه برای زدودن آثار این رفتار غیردموکراتیک و غیر فرهنگی و سایر ابهاماتی که منجر به یغما رفتن اعتبار و سرقفلی معنوی زمانه ی ایرانی به دست استعمار هلندی شده است و راه جبران مافات آن چیست؟

Posted by: ماهگون at November 11, 2008 7:50 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 15
چاپ کن
بفرست