:: بیگانه با زمانه
 
 
کارهایی که پدر نکرد اما پسر از پس اش برآمده است  |:|   بهتر است دلتنگ وطن باشی و دور تا متنفر از وطن باشی و نزدیک  |:|   در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
October 31, 2008  
زمانه را زمین نزنید  
 

 ابراهیم نبوی متنی نوشته است شگفت انگیز به نام زمانه را زمین نزنید. به قول آن مثل ایرانی با چنین دوستان چه حاجت به دشمن. او می نویسد برکناری از زمانه  نتیجه طبیعی مدیریت آقای جامی در رادیو است و به نظرش «بخش وسیعی از مشکلات رادیو ناشی از رفتارهای نادرست اوست». به نظرم نبوی قدرتی باورنکردنی در تغییر موضع دارد. هر طور که رفتار و گفتار او را توجیه کنم باز برایم دشوار است بفهمم کسی که هفته پیش متن دیگری با همین عنوان (زمانه را زمین نزنید) نوشته بود و استدلالهایی درست بر عکس در آن مطرح کرده بود و به بورد تاخته بود - که البته گویا فرستاد نشد- چطور یکباره به این متن می رسد.

برادر نبوی چنان از جانب بورد زمانه که تا هفته پیش آنها را متهم میکرد نقش وکیل مدافع بازی می کند که آدم فکر می کند او یکی از آدمهای بورد بوده است و در همه جلسات آنها شرکت داشته است. اینطور قاطعانه دفاع کردن در عین بی خبر بودن فقط به وکیلی می ماند که بر اساس اسنادی که موکل اش به او می دهد دفاع را بر عهده می گیرد و برایش واقعیت مهم نیست. دفاع مهم است. خب البته برای همان استخدام شده است.

نبوی از جانب «همه اکثریت بچه های زمانه» هم حرف می زند و آنها را قربانی آدمی به نام مهدی جامی می شمارد. خب این هم نوعی دفاع از موکل است که قربانی واقعی را جانی و متجاوز جلوه دهیم. نبوی از یک طرف می گوید اعضای ایرانی بورد در هشت ماه گذشته مدافع جامی بوده اند و از طرف دیگر می گوید مهدی اختلافات با بورد را یک سال است از بچه های زمانه مخفی کرده است. قاعدتا یکی از دو گزاره اندک تصحیحی لازم دارد. این هلندی ها هم که ایشان می گوید اصرار داشته اند ایشان برود چرا یکبار مهدی را استیضاح نکرده اند و اینقدر چراغ خاموش آمدند؟ از چه باک داشتند و منتظر چه فرصتی بودند که به همان شیوه ایرانی «نهان روشی» متوسل شدند؟ 

برادر بزرگوار ما می فرماید مهدی اصرار داشت همه کارها را خودش انجام دهد. خب بخشی از این همه کارها جزو طبیعی کار مدیر است که باید همه کارها را زیر نظر داشته باشد. اما اینکه بخواهد کسی همه چیز را خودش انجام دهد به نظرم باید اینطور بازنویسی شود که چون زمانه سازمان کوچکی است که افراد در آن معمولا چندپیشه اند مدیرش هم مستثنا نیست و باید کلی کار مختلف انجام دهد. اما اینکه نمی توانست کارها را پیش ببرد البته چیزی نیست که نبوی بتواند ازآن باخبر بوده باشد. صرف ادعا ست.

نبوی می گوید جامی تهدید کرده است. اما آنکه به ایشان این حرف را زده فقط یک طرف قصه را گفته است اما لابد ارزش حرفش ظرف این یک هفته بالاتر رفته که می تواند آن را در مقابل حرف من بپذیرد. من می دانم چه گفته ام ولی می دانم که که نمی توانم خواستار نابودی زمانه باشم. آنها که زمانه را نابود می کنند همکارانی نیستند که صدای اعتراض خود را بلند می کنند. امنیت را نباید بهانه محدود کردن آزادی ساخت. 

نبوی رادیو را دسته بندی می کند به دوستان مهدی و مخالفان مهدی. به نظرش اگر بچه های زمانه و به زعم او دوستان مهدی اعتصاب بکنند خطرناک است. اما فراموش می کند که اعتصاب حق قانونی همه روزنامه نگاران در همه جای جهان است. اعتصاب به عنوان آخرین راه برای مجبور کردن اصحاب قدرت به گوش دادن صدای اعتراض و شفافیت طلبی است. چرا او فکر می کند روزنامه نگار ایرانی در غربت حق اعتصاب ندارد؟ شاید هم اصولا معتقد است روزنامه نگار نباید اعتصاب کند. اما این روشی کاملا دموکراتیک است و فکر نمی کنم بتوان حق اعتصاب را از کسی سلب کرد به این بهانه که می گویند ایرانی ها چنین و چنان اند. ما برای دیگران زندگی نمی کنیم. ما مثل دیگران از همه حقوق مدنی خود برخورداریم. اما اینکه تصمیم به اعتصابی گرفته شود یا نشود به تصمبم جمع بستگی دارد. هیچ اعتصابی تحمیلی نیست. اگر هیچ راهی برای تضمین آینده رادیو بجز اعتصاب وجود نداشته باشد من صراحتا به آن توصیه می کنم. اما این فقط یک توصیه است. تصمیم را جمع می گیرد. من این را به منشی بورد هم گفته ام. او آنقدر درک مدنی داشت که پذیرفت که اعتصاب حق روزنامه نگاران زمانه است. چرا نبوی فکر می کند استفاده از حربه اعتصاب «حیثیت ایرانی» را زیر سوال می برد؟
 
نبوی در استدلالی شبیه استدلالهای آقای قرائتی می گوید بچه های زمانه - که او معتقد است همه اکثریت شان قربانی مدیر بوده اند - از مهدی حمایت می کنند چون گزینه بهتری ندارند! خب این که جای نارحتی ندارد. خود اقای نبوی هم از هر کس حمایت می کند لابد فکر می کند گزینه بهتر از او نیست. به نظر برادرمان این منطق عادی حمایت کردن می لنگد؟ یا چون به نفع مهدی است باید حتما مزخرف باشد؟ نبوی از خودش پرسیده است چرا بچه های زمانه فکر می کنند زمانه با این روش برخورد با مهدی نمی پاید؟ این اجماع عمومی چیزی را نشان می دهد که اهل خرد را ملزم می کند به آن توجه کافی داشته باشند. البته اگر آزادانه فکر کنند و نقش وکیل فری لانس بورد را بر عهده نگرفته باشند. 

برادر عزیزمان که اصلا احساساتی نمی شود و همیشه سرد و منطقی و سنجیده سخن می گوید و مواضع محکم و روشنی دارد یک دو پرده از آنچه در ایتالیا بین من و یکی از دوستان گذشت با مقدار کافی نمک و فلفل بیان می کند. اما فراموش می کند که بگوید خود او چگونه برنامه هایی را که نمی توانستیم پخش کنیم بر مدیر زمانه تحمیل کرد. هم دلخوری آن دوست از من و هم دلخوری نبوی از من برای همین مدیریت ساده مالی بود که برادران بیش از این مقدار نمی توانیم هزینه کنیم. حالا من متهم شده ام که مالیه را درست اداره نمی کرده ام و نبوی مدعی است.

اما اینکه دوست ما خواسته باشد برخورد فیزیکی کند امری است که در خیالات برادر نبوی گذشته است. اینهم که کسی گفته باشد متاسف است مرا به رادیویی اروپایی معرفی کرده دروغ محض است. این داستانی است که من از نبوی می شنوم و هرگز کسی مرا نه به بی بی سی معرفی کرد و نه به زمانه. خود به پای خود آمدم و به اعتبار خود. رادیوی دیگری هم نرفته ام که مدیون کسی باشم. حتی گیرم که دوستانی داشته ام که چند ماه پیش خیلی از من دلخور بوده اند و امروز از آنچه برای زمانه پیش امده متاسف اند و حمایت می کنند. این کجایش عیبناک است؟ اگر نبوی می تواند طرف یک هفته 180 درجه بچرخد چرا رفقای دیگر نتوانند رنجش چندماه پیش خود را فراموش کنند و دست به حمایت بزنند؟
 
فرموده اند که کاری نکنید مهدی متوهم شود. اینجا او از جانب من و برای من دلسوزی می کند. باید بگویم من متوهم نمی شوم. دوستان ازادند هر کار خواستند بکنند.

او از «شیوه نادرست و غیردموکراتیک» مهدی هم شکایت دارد. البته در این باب باید کسی حرف بزند که خودش شیوه درست و رفتار دموکراتیک داشته باشد. این هم یکجور برچسب متظاهر به مدرن است که بگوییم فلانی دموکراتیک رفتار نکرد. اما حالا که اینقدر نگران شیوه درست و دموکراتیک است بهتر است نبوی فقط این را از من طلب نکند و ذره ای هم که شده به دهها نفری که به بورد اعتراض کرده اند حق بدهد که بخواهند بورد شیوه درست و رفتار دموکراتیک داشته باشد.  

نهایتا برادرمان می نویسد که میان من و بورد پادرمیانی کرده است اما «برخوردهای دوگانه مهدی» باعث شده کار به نتیجه نرسد. به نظرم این وارونه کردن حقیقت است. حقیقت این است که نبوی پیشنهادی برای من فرستاد که می گفت رئیس بورد با آن موافقت کرده است اما وقتی از او خواستم تایید پیشنهاد را کتبا بگیرد رفت و برگشت و گفت که بیژن موافقت نکرد.

نبوی در پایان آینه ای در مقابل خود می گذارد و مدعی می شود که من سعی کرده ام از حسن نیت همکاران برای ماندن خود بهره برداری کنم. این را به همکاران ام وا می گذارم تا پاسخ دهند. و برای نبوی قلب سالم و دل صاف و بی غش آرزو می کنم.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4425
نقد و نظر
نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 0
چاپ کن
بفرست