جناب آقای سیبستان خیلی خیلی ممنون از روشنگریتان. فقط چند چیز پا در هوا ماند. شما در متن دو استدلال شبه فلسفی مشخص کرده اید:
1. ادعا کرده اید حساسیت پلیس به پاسپورت یک فرد ایرانی "نمونه ای" از "نظام نشانه شناختی هویت" در "ذهن پلیس" است.
2. ادعا کرده اید پاسپورت اروپایی یعنی "همسانی با نظامی از نشانه ها" که "هویت" افراد را تعریف میکنند.
حالا شما استدلال شبه فلسفی کاملا متفاوتی میکنید:
1. پاسپورت نشانه است.
چرا که ربطی به "هویت تعریف شده" دارد که "پلیس به خوبی میشناسد".
2. نظام ذهنی پلیس همیشه با نشانه کار میکند.
ولی هنوز توضیح ندادید که این "نظام نشانه شناختی موجود درذهن پلیس" دقیقا چیست و چه ربطی به هویت انسانها دارد.
ثانیا شما باید توضیح دهید چگونه دو گروه انسان میتوانند به خاطر داشتن پاسپورت هندی یا نپالی خودبه خود تبدیل به "خدم و حشم انگلیس ها" بشوند. توضیح اینکه استدلال شما در باره ی "همین نپالیها" در بحبوحه "بحث بن لادن" هیچ ربطی به سوال من نداشت.
حالا اینبار که گذشت ولی از بار بعد محبت کنید و برای کشفیات عمیقتان در رابطه با "نظامهای نشانه شناختی" رفرنس دقیقی هم از کتابها و جورنالهای فلسفی بگذارید تا خواننده دقیقا بداند شما درباره چه حرف میزنید، بکگراند بحث چیست و از چه سنت فلسفی صحبت میشود.
دوستدار همیشگی شما
-----------------------------
درست است که نام ات کلنگ است اما استدلال هات بايد کمی غيرکلنگی باشد اخوی! من هيچ نوع ادعای کشف و کرامات نکردم فقط از ديد مالوف خودم يک مشکل مرزی را بازنمايی کرده ام. بعد هم بحث از پاسپورت همچون نشانه اصلا چيزی متفاوت از آنچه قبلا گفته ام نيست بخشی از همان مساله است که با بيانی ديگر بر آن تاکيد شده است. در باره نپالی ها و هندی ها هم اشاره من از بحث پاسپورت جدا بود و اين شما هستيد که هر دو را با هم آميخته ايد. مسلما کسی ادعا نکرده است که صرف داشتن پاس نپالی به نتايج مورد نظر شما می رسد. اما اين درست است که آنها بيشتر از ايرانی ها مورد اعتماد پليس قرار می گيرند. در باره رفرنس هم فکر نمی کنم در چارچوب وبلاگی چندان عرف باشد. ولی اگر مايليد از رفرنس صحبت کنيم خوب است شما هم در کامنت هاتان رفرنس بدهيد تا خواننده "دقیقا بداند شما درباره چه حرف میزنید، بکگراند بحث چیست و از چه سنت فلسفی صحبت میشود" ما هم در خدمت تان هستيم. - سيب