:: انديشيدن يعنی فحشا
:: فروغ و پرهيز از در افتادن صريح با سنت
:: آلترناتيوهای دينی و دیالکتیک نفی و رقابت
:: مدرنيته و کهن الگوی زن بدکاره
:: انسان شناسی بکارت
:: آيا "تجدد ايرانی" بی معناست؟
:: وداع با دکتر سروش
:: تروريست: قيصر، قاتل يا سرباز؟
:: مدرنيسم ايرانی و آلودگی بيان هگلی
:: مدرنيسم ايرانی: تبديل دايره به خط
:: ما هم مردمی هستيم
:: سکس، سنت، و قديسين
:: قرن بيستم- يک طرح امپرسيونيستی از چشم اندازی بی نهايت متنوع
:: يک روز با فيلسوف ايرانی
:: کرانمندی عقل سرخ و بيکرانگی عقل عاريه؟
:: خاموش کردن چراغ مولانا
:: در خدمت و خيانت روشنفکران
:: چگونه سنت زايا می شود
:: باز هم حافظه تاريخی
:: گرايش به نفی
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
January 31, 2007  
عطر عتيق  
 

امشب سخن های عجيب گفتيم. و از اينکه نمی توان از اين عجايب سخن گفت. از خواب هايی که تعبير می شوند. از ارتباط آدم و درخت. از درختهايی که بايد ترساندشان تا ميوه دهند. از ازدواج دادن دختر مرده با درخت تا تنها نمرده باشد. از درختهای مقدس بخارا و حصار و خراسان و همه جا. از بهشت بی درخت ايرانی. از ديگ های غذايی که تمام نمی شدند. از باور کردن به «عکس خمينی تو ماه». از اينکه مردم هنوز و همچنان با اسطوره زندگی می کنند. حتی در اروپا. کافی است از شهر دور شويد. از شبهای برات در مشهد. شبهای مردگان. از ادامه آيين های کهن در قالب آيين نو. از زندگی زير سايه ارواح پدران. از عطر شبهای جمعه که مرده ها آزاد بودند تا به خانه مان بيايند و در سفره شريک شوند و ما را متبرک سازند. از کجا سخن به کجا رسيد. صحبت از اين بود که قمه زنی. که ميخ کوبيدن بر دست تا رنج مسيح را تجربه کنند. از درويشان مسلمان و هندو و داوری ايزدی. از عشق و رنج. از حکمت شرقی و عقل مغربی. از يونگ. از ئی چينگ. از کرامات مشايخ تا دختر شفابخش کرمانشاه. از اينکه زنها به جادو نزديک ترند. حس شان در خواب روشن تر است. از اينکه عقل باور کردن به تضادهای ما ست تا پرهيختن از آن. که دوگانگی ايرانی فقط سياسی نيست که تعزير می کنند. از اين هم هست که ميان سنت اش و عقلی که غربی می پنداردش در نوسان است. در تذبذب است. نه با اين است نه با آن. جانش شرقی است و پزش غربی. خودش نيست. اگر خود باشيم کنار آمدن با تضادها مان آسان است. حقيقت شايد زن است.  مثل معشوق عرفان. مثل خدا.       


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1095
نقد و نظر

دعوت به اطاق هم اندیشی جهت بررسی پیشنهاد تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید
احتراماً به استحضار می رساند که اطاق هم اندیشی جهت بررسی پیشنهاد تشکیل نهضت حق طلبی نسل جدید دایر شده است، منتظر حضور سبز و نظرات سازنده شما هستیم. با سپاس فراوان
http://goftegoo1.blogfa.com

Posted by: قائمی at February 5, 2007 10:35 PM



سلام
حقيقت شايد زن است
خوشحالم كه يك نفر به اين حقيقت دست يافت

Posted by: مهتاب at February 5, 2007 8:37 PM



تمدن، فلسفه و عرفان را نه عقده های فروکوفته که تلاش برای توجیه مرگ میسازد.
آنچه که آدمی از آن منع میشود در بهشت خوردن درخت آگاهی و حیات است. کاشکی حوا (زن) به جاي ميوه درخت آگاهي برايمان ميوه حيات را مي آورد.

Posted by: محسن at February 5, 2007 2:18 AM



"اگر خود باشيم کنار آمدن با تضادها مان آسان است. حقيقت شايد زن است. مثل معشوق عرفان. مثل خدا..."

خیلی دوست دارم یک روز شاگردیتان را بکنم.
-----------------------
در نظام فکری من هر کسی استاد است و هر کسی شاگرد. - سيب

Posted by: صبح روز بعد at February 3, 2007 8:43 PM



با کسب اجازه از سيب:
http://www.nilgoon.org/index_menuX_01.html

ع ـ کلانتری

Posted by: ع ـ ک at February 1, 2007 7:58 AM



همان طور که خودت گفتی انسان ها بیشتر از آن چه فکر می کنیم شبیه هم هستند. برای یادگرفتن همه باید مثل هم تلاش کنند. کمی یاد گرفتن و بسیار عمل کردن.

شاد باشی

Posted by: راد at January 31, 2007 10:39 PM



آقاي جامي اين متن عجيب جادويي است. خواننده را مي برد به ميهماني اوهامي كه الهام كننده هستند

Posted by: سحر مرانلو at January 31, 2007 7:21 PM



اتفاقا چند وقت پیش ما هم بحث مبسوطی بر سر این دوگانگی و تضاد تفکر و رفتار ایرانی جماعت داشتیم

Posted by: آورا at January 31, 2007 8:19 AM



ببخشید پا برهنه اومدم و دارم کامنت بی ربط می ذارم،

ولی اگه واست تکراری نبود و خواستی، راجع به" زندگی دوم " اطلاعاتی کسب کنی،یه سری به من بزن، حیفم اومد نخونیش.
------------------
ممنون! اختيار دارين. - سيب

Posted by: civil at January 31, 2007 6:17 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 9
چاپ کن
بفرست