::  باسمه های روشنفکرا و زناشون
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
August 17, 2006  
سوره الاعتراف  
 
الف عين ت راء فاء. آماده شد بالاخره جهانبگلو از برای اعتراف. همانا شما و ما هم اگر چند ماه در زندان بوديم و مغزمان شست و شويی يافته بود و روحمان مصفا گشته بود و به دين امنيتی ها لبيک گفته بوديم بسا زودتر از اينها آماده اعتراف می شديم. بادا که جهانبگلو نمازخوان هم بشود. غلط می کند که روزه اش را هم باز کند. صائم دايم است.

اعتراف نوعی غسل تعميد است. آب توبه بر سر ريختن است. بر سر فواحش سياسی. اعتراف زمان مرخصی بازجو ست. آخيش! نفس راحتی می کشد. رئيس راضی است. رئيس رئيس هم راضی است. پاداش نزديک است. يک زندانی ديگر هم سرانجام اعتراف کرد. يکی به لشکر خداوند افزوده شد.

اين روزها اعتراف کم است. کم کسی توبه می کند. بگو جوانتر که بوديم اعتراف زياد بود. هر شب تلويزيون آدمهای سرشناس را می آورد نه تنهايی که در صف اعتراف؛ و اعتراف می کردند. چه دورانی بود. به خدا نزديک تر بوديم. آنهمه اعتراف چه ذوقی در دل بازجوها بايد می انداخته باشد.

بگو ما که جوان و جاهل بوديم هميشه از اين اعتراف ها حيرت می کرديم. از اينکه زندان چه دانشگاه-کليسايی است که هر که به آن دخول کرد قلبش روشن می شود و روحش صفا می گيرد و آماده اعتراف به گناهان کبيره و صغيره خود می شود. زندان معبدی است با گنبد طلا در آستان قدرت شکست ناپذير ما.

همانا زندان بهترين آيت قدرت تربيت دينی در سلطنت ابدمدت جمهوری اسلامی است. کليسايی است. با آنهمه کشيش اعتراف گير. کشيش هايی که هدفی نمی جويند جز پراکندن بذر محبت خدا در دلها. جدی و سختکوش اند و در عين حال مهربان. آنها بهترين نوع کشيشان اند و بهترين خادمان حرم امن جمهوری اسلامی. خدا ايشان را دوس دارد و ايشان خدا را دوس می دارند.

بگو جوان که بوديم اما اعترافها هم سنگين تر و جدی تر بود. براندازی ابهتی داشت. ضدانقلابيگری پشت آدم را به لرزه می انداخت. کودتا پر از سرهنگ بود. براندازی توپ و تانک می خواست پول فراوان و آدم فراوان می خواست. پشت براندازی يک لشکر بود.

حالا براندازی شده است آرام و خاموش و مخملی. تفو بر شما. احمقانه است. اين جور براندازی واقعا کار فيلسوفان است نه کار سرهنگان. پشت اش هم معلوم نيست چند نفر هستند. شايد يکی شايد هم يک و نصفی. همان به درد به زندان افتادن می خورد. و چنين خداوند خوار می دارد اهل ضلالت را. بگو من طرفدار براندازی ناآرام و پرسر و صدا و از جنس کيسه حمام هستم. 

و جالب است که بسياری از اين گنه-کردگان و اعتراف کنندگان که خودشان هم خواسته اند حتما حتما اعترافاتشان برای تنوير افکار و تنذير اشرار در ملا عمومی از تمام بلندگوهای مساجد و کليساها پخش شود به محض اينکه پايشان را از کليسا بيرون می گذارند دوباره بر می گردند به عالم گناه و اصلا می زنند زير اعترافات آشکاری که به زبان خودشان جلو هزارها نفر کرده اند.

زندان بهترين و امن ترين جای جهان است. عالم بيرون عالم آلودگی و گناه است. چنين گفت کشيش کشيشان. کاشکی مردمان همواره در زندان بودند تا معترف به گناه و تقصير، و مشتاق به طلب عفو بودند. بيرون که می روند هر چه يادشان داده ايم فراموش می کنند. ان الانسان ظلوما جهولا. با شما می گويم ايمان بياوريد به اعتراف و آن را انکار نکنيد از پس آنکه اقرار کرديد. بدرستی که عاقبت آنها که انکار کردند پس از آنکه اقرار کرده بودند، عذابی اليم است. و الينا المصير.

از: قرآن ابوجهل
(نسخه محفوظ در مسجد سپهسالار) 
Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/873
نقد و نظر

راست دوستان سروش با اين پليميک ارزان آبروی خود را بُرد. آخر اين چه پاسخی به نظرات نصر است؟! ناراحتی سروش يا بهتر بگويم حسادت او بيشتر از آنجا سرچشمه می گيرد که نصر در تمام طول سه دهه گذشته از انقلاب تا کنون بدون وارد شدن به مقولات سياسی و مسايل روز، با نظرات و نظريه های علمی اش در محيط های دانشگاهی و نهادهای علمی جهان کسب وجهه کرده و به عنوان يک دانشمند مورد احترام است. و اين همه به رغم موضعگيری هايی که در حال حاضر اصلاً مطلوب جهان غرب نيست. اما سروش تمام وجهه خود را با موضعگيری های سياسی و اظهار نظراتش در مورد مسايل روز کسب کرده و با آنکه طرفداران و مقلدانش سعی بسيار کردند که از او "مارتين لوتر" و "مصلح بزرگ جهان اسلام" بسازند، ولی هنوز که هنوز است به عنوان کسی که در حاکميت جمهوری اسلامی شراکت داشته و حالا از آن انتقاد می کند شناخته شده است و نه بيشتر. در يک کلام، نصر با آنکه من نظراتش را قبول ندارم اما استادی باکلاس و پُرمايه است و سروش با آنکه من برخی نظراتش را قبول دارم اما در واقع نظريه پردازی دست دوم است که حالا با اين سخن سخيف که در پاسخ به اظهارات نصر داشته فقط سطح سواد و دانش خود را نشان داده است.
-----------------------------
ظاهرا بايد در زمانه می آمد اين نظر نه اينجا - سيب

Posted by: جمال at August 18, 2006 8:22 PM



دكتر عباس پارتيزان (كارشناس حقوق مجازي و لاتي)

آقا مهدي اولا كه ما تازه اينجارو همچين بفهمي نفهمي شناختيم ... دوما كه، داداش ، ما به اين صوبتها كاري نداريم خواستيم بگيم كه شوما چرا در اين سايت بي بي سي ، هيچگونه صوبتي از خانوم- فخرالقلم سيبيل طلا- كه يكي از وزنه هاي سنگين ادبيات معاصر هستن ، به ميان نياورديد ؟؟؟
خب اين كار شوما داره هزينهاي سنگيني رو به ايشون و ديگران تحميل ميكنه هاااااااا

خلاصه خوبيت نداره
عزت زياد
----------
بيزحمت سعي كنيد كه اين عرايض ما سانسور نشه

Posted by: دكتر عباس پارتيزان at August 18, 2006 1:08 PM



حسن آقای جعفری استنباط!! نبود برادر،استفهامی بی هیچ امیدی در اثبات آن بود. هر چند در این سرای ناامید کردن شیوه ی مرسومی است. اما تا باشد از این دست ناامیدی ها....

Posted by: امید at August 18, 2006 11:01 AM



به پرده پایانی نمایش نزدیک می‌شویم.

Posted by: میرزا at August 18, 2006 10:45 AM



یا ایها المعترفون, لماذا تکذبوا کل ما تعترف بهم من الاوین بعد مرحمت نایب الله من الارض؟ (1)قال نایب الله تعالی انتم تغرقون من الذلال شدیدآ و تحتاجون بالسیف الجیش الله تعالی دوباره شدیدآ(2)قال معترف العزیز الحقیر یسمی بالرامین: نحن نراد ان ننقلب من الارض مخملی, هل هذا القول الصحیح؟(3)لماذا انتم تنقلبوا مخلمی و لماذا لا تنقبوا بچیت الری؟(4)هذا قول نایب الربه الجبار القسام الرحیم: یا ایها المنقلبون اعترفوا اعترفوا من التیوی کما یعترف الرامین(5)
(از نسخه ی اصلی قرآن ابوجهل-سوره سوم آیات 1تا5)این نسخه همزمان با چاپ کتاب فرقان الحق در بلاد کفر به اصغر آقا چلویی نازل شد و به همین دلیل در جای جای این کتاب خداوند اصغر آقا خود را "الله اصغر" نامیده است: یعنی خدای اصغر آقا

Posted by: ا.ا at August 17, 2006 11:43 PM



برای آقای امید می‌نویسم:
برایم عجیب است. کس دیگری هم استنباطی همچون شما کرده بود و از این تشابه اسمی، فرضیات پر دامنه‌ی پلیسی (در یکی از نشریات اینترنتی) بافته بود. متأسفم که ناامیدتان می‌کنم اما خیر. من با نویسنده‌ی آن خزعبلات نسبتی ندارم.

Posted by: حسن جعفری (مرحوم زوال) at August 17, 2006 7:07 PM



آقاْ برادر سلام عرض شد. خسته نباشي.

Posted by: shahin at August 17, 2006 5:15 PM



در تدارک انقلاب مخملی !!! نویسنده حسن جعفری!! زوال نویس سابق؟

http://jomhourieslami.com/1385/13850521
/index.html

Posted by: امید at August 17, 2006 4:02 PM



بی‌خیال! خیلی جدی گرفتی‌ها....

Posted by: حسین at August 17, 2006 2:30 PM



و خداوند ايشان فرمود كه اعتراف نيكوست. و اعتراف را چنان كه صيقلي بر دل و صافي اي بر مغز باشد برساختند. و چنين مقامي نيكويي تمام بود و هيچ ستمي بر اهل اعتراف وارد نگرديد و ايشان به رضايت كامل زبان به تحقير خويش گشودند باشد كه ديگران را در اين امر به خير و سعادت رهنمون گردند. و آنان كه بر اعتراف ايمان ندارند و آن را ساخته مي دانند عاقبت گرفتار دوزخ اند. بدان كه هر كس بر اعتراف اينان ايمان آورد و دل به حكم حاكم سپارد همانا او رستگار است. و هر آن كه پندارد سخنان بيرون از زندان ايشان حقيقت است به درستي كه در گمراهي اي آشكار است. اعتراف مي كنند و سپس آن را تكذيب مي نمايند. به درستي كه ايشان را مرضي آشكار است. در اين مرض گرفتارند و ما نيز تا پايان آنان را آسوده نخواهيم گذاشت.
جلد دوم همان- سوره معترفين. آيه 35 تا 41.

Posted by: محسن مؤمنی at August 17, 2006 12:22 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 10
چاپ کن
بفرست