رادیو زمانه اتفاق خوبیست. بعد از مدتها یه اتفاق حرفهای در وبلاگستان میافتد که میتواند فرای خوانندگان آن رود و مخاطب عام ایرانی پیدا کند . می گویم حرفهای چون:
۱) زمانه نگاه رسانهای دارد. یعنی به نظر میرسد میخواهد مانند رسانههای حرفهای دیگر محتوای با ارزش تولید کند و برای مخاطب عام جذاب باشد.
۲) زمانه هزینه میکند. این روزها برای انجام هر کار درست و حسابی باید هزینه کرد. زمانه میداند که تولید محتوا هزینهبر است. باید خرج کرد و خرج کرد و داشتن منابع مالی یک مزیت بزرگ است.
۳) به نظر میرسد زمانه حساب شده پیش می رود. از شروع آزمایشی اینترنتیاش گرفته تا شروع وب سایت آن. این شروع گام به گام خود نشانه جدی گرفتن و حرفهای گرفتن کار است.
۴) مدیر آن٬ آقای جامی٬ یکی از معدود کسانی است که در وبلاگستان سودای فرهنگ سازی دارد. اگر این نگاه در زمانه دنبال شود - بدون اینکه زمانه لزومن آینه تمام قد سیبستان شود و محدود به آن نگاه باقی نماند و سلایق متعدد را در برگیرد- بسیار امیدوار کننده است.
۵) زمانه سعی میکند که یک رسانه عصر جدید باشد با تعامل دوطرفه با مخاطب و نه یک رادیو سنتی دیگر. استفاده از امکانات وب و وبلاگستان بسیار امیدوار کننده است.
اما چند پیشنهاد:
۱) به گمانم در یک نگاه کلی میتوان رسانههای موجود در خارج از کشور را به دو دسته عمومی تقسیم کرد:
- آنان که بنگاه خبریاند و از سیاستهای بنگاه خبری اصلیشان پیروی می کنند. مانند بیبیسی٬ صدای امریکا٬ رادیو فرانسه و حتی رادیو فردا. به گمانم این رسانهها بیشتر حول خبررسانی میچرخند و بعضی از آنها سیاستهای خاص کشور وابستهشان را تبلیغ می کنند. مثل رادیو فردا.
- رادیوها و تلویزیونهای ماهوارهای فارسی امریکا: من با رادیوهای اروپایی آشنایی ندارم ولی آنچه که از لوس آنجلس دیدهام را می شود یک کاسه کرد. به غیر از ابتذال رایج و غالب(که البته با معیار من مبتذل هستند) از جهت برنامهسازی همه از چند ژانر خیلی مشخص خسته کننده و ملال آور پیروی می کنند. آنها برنامه سازی نمی کنند. آنها هزینه تولید محتوا نمیکنند. آنها سادهترین٬ سهلترین و کمهزینهترین روشهای روی آنتن رفتن را استفاده میکنند و همین میشود که از دید عام مبتذل نگاشته میشوند.
به گمانم قرار گرفتن زمانه در یکی از این دو گروه و یا ترکیبی بینابین هرز دادن پتانسیل آن خواهد بود. بعبارت دیگر تولید محتوای غنی و تازه یکی از چالشهای زمانه خواهد بود.
۲) چالش دیگر رادیو زمانه این خواهد بود که یک پردایم جدید درست کند و به همان مسیری که هر کدام از رسانه های بالا رفته اند نرود. هم محتوا ایجاد کند و هم این محتوا را در شکل جدیدی ارائه دهد. این شکل جدید بسیار مهم است. وجود وبلاگستان و تعامل دو طرفه٬ استفاده از نیروی جوان و خلاق وبلاگستان و تمرکز بر فرهنگ جوانان همه خوب است. اما از جهت برنامه سازی و اجرا به گمانم بهتر است به دنبال فرمت های جدید بود. بعضی از این فرمت ها در غرب تجربه شده و می توان از آنها٬ با تغییر لازم بهره برد. یکی از بهترین این نمونه ها NPR است. تنوع برنامه های NPR چه از جهت شکل و چه از جهت ارزش محتوایی حتا در میان رسانهای امریکایی مثال زدنیست. از آن طرف حتی روش بعضبی از برنامههای دیگر رسانه ها مانند Standup Comdey می تواند برای نسل جوان ایران بسیار جذاب باشد.
۳) زمانه می تواند از اشتباهات دیگران بسیار یاد بگیرد. در گذشته ظهور مجلات اینترنتی را از وبلاگ ها دیده ایم. به گمان من بزرگترین اشتباه بعضی از آنها این بود که در همان عمق سطحی وبلاگ هایشان باقی ماندند و تبدیل شدند به یک مجموعه وبلاگ زیر نام مجله وبی. از آن طرف٬ روزنامه های اینترنتی را هم دیده ایم که خبرنگار مستقل ندارند٬ خبرهایشان یک خطیست و یا کل یه مقاله را بر اساس یک شایعه بنا می کنند و مقاله تکرار دانستههای عام است یا کپی شده از جایی دیگر. زمانه می تواند حوزه مشخص تری برای خود تعیین کند که در آن حوزه اوریجینال باشد و لازم نیست از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را کاور کند.
۴) در بین ما ایرانیان شایعه و حرف و حدیث گاه بسیار رواج دارد. کاش وب سایت زمانه هرچه زودتر یک صفحه به چشمانداز (vision)٬ ماموریت (mission) و بالاخره اسپانسر مالی خود تخصیص دهد و بصورت شفاف عمل کند که از این حرف و حدیثها جلوگیری شود.
امیدوارم زمانه رسانه ای شود که همه ما به وجودش افتخار کنیم.