جناب جامی .
این سیاست "نه سیخ را بسوزان نه کباب راو بيشتر از ان مواظب باش خودت نسوزي " بدجوری در عکس العمل های اخیر شما توی ذوق می زند .مرا ياد چيز بامزه اي انداخت . کسی تعریف می کرد از روز عاشورا در هند . اینکه فیلها را سیاهپوش می کنند و زمین و زمان در التهاب غم و عزا می سوزند و خاک و خون و فلان و بهمان همه جا را می پوشاند. در میان این معرکه ی غریب توریست های اروپايي و امريكايي با عینک های افتابی و شلوارک های قرمز و سبز و زرد از این طرف به آن طرف می جهند تا زاویه ی مناسبی برای عکس گرفتن پیدا کنند . جسارت نباشد! در این معرکه ان عینک افتابی و شلوارک رنگين بر قامت شما هم دیده شد ..بگذریم ...
من بدوا و از روی ناامیدی وخستگی این تذبذب در برابر حركات توده ی خروشان را به کل روشنفکری ایرانی نسبت دادم.سابقه ی تاریخی در پنجاه و هفت هم نظرم را تائید می کرد . اینکه این جماعت بلد نیست اشکارا جلوی توده ای که کارهای احمقانه می کند و شعارهای احمقانه می دهد بیاستد.اینکه درست در لحظات بحرانی که موضع گیری شفاف و صریحی می طلبد فیل اش یاد هندوستان اسیب شناسی و ریشه شناسی می کند(کاری که پیکوفسکی کرده بود و من لینکش را در وبلاگ شما دیدم )...اما دوست عزیزی ( ایرج ) با من مخالف بود . او معتقد بود حوزه ی روشنفکری زبان فارسی اوضاع بهتری دارد . اوضاع بهتری نسبت به روشنفکران آذربایجان که محض نمونه یکی شان جرات نکرد بگوید قیصریه را برای یک دستمال آتش زدن حماقت است . یکی شان جرات نکرد راست و درست جلوی سیل خروشان غیرت های الکی تحریک شده بیاستد . من که معتقدم اصلا توهینی در کار نبوده اما حتی اگر توهینی درکار بود معذرت خواهی نیستانی کفایت می کرد. اینکه معذرت خواهی او را نمی پذیرند نشانه ی چیزی نیست جز تعصب و بیشعوری.چه می خواهند از جان او ؟ چند سال در زندان بماند تا آبی باشد بر غیرت این غیورها ؟ می گویم حالا که ادعای اثبات علمی !! هم درکار است در آزمایشگاهی چیزی زیر میکوسکوپ توهین و غلظت آن را هم نشان بدهند تا بغهمیم چه حکمی بر کاریکاتوریست جاری شود !قطع ید خوب است ؟اینطوری دیگر در سوییس هم نمی تواند به ترک ها توهین کند :) باری ایرج معتقد بود گسست زبان از تاریخ این بلا را بر سر روشنفكران آذربایجان آورده .او خليل ملكي و كسروي را مثال مي زد كه تعلق شان به حوزه ي زبان فارسي باعث شده بود چند سروگردن بالاتر از ديگران بياستند. شاید حق با او باشد . اما من که در سایر قسمت های ایران نشانه ای از بهتر بودن اوضاع نمی بینم .از امثال سوسن جعفری که مطلبش را نقل کردید منطقا توقعی نداریم .او آنقدر غیرتش فوران کرده که می گوید اگر مانا دچار اختلال شعور شده بهتر است در زندان آب خنک بخورد . به گمان من اما خود کسی که این حرف را می زند به احتمالی معنادار دچار چنین اختلالی است .لیکن هرگز تقاضای زندانی شدن او از این طرف روانه نمی شود كه بيشعور ها هم حق ازادي دارند .حق شورش هم بهكذا ! بهرحال سیر وقایع نشان می دهد که از هیچکس نباید توقع داشت . روشنفکران ایرانی ( که البته به تسامح می گویم روشنفکر )دست کمی از اخوندهایش ندارند. حق هو :)
------------
خب دوست عزيز با اين استدلال شما هم راه به جای بهتری نخواهيم بود چون همه را نواخته ايد که چرا به مانا تاخته اند. اين هم يکجور نااميدی است. سياست سيخ و کباب سياست مورد علاقه من نيست. سياست مورد علاقه من سياستی است که به جای تکيه بر مشکل تکيه بر راه حل کنيم. بلکم نجات يابيم. آيه ياس خواندن و همه را به يک چوب نواختن کار آسانی است. از آن آسانتر ايستادن کنار عقيده خود و ناديده گرفتن عقيده ديگران است. به نظر تو اينجوری فرقی بين عالم و عامی می ماند؟ بحث در روش بايد کرد تا موضع و عقيده. من دنبال روش ام. روشی برای ديدن همه نه فقط خود و همفکران خود. - سيبستان