 |
 |
 |
| |
دنيا ايستاده است سيبهايی به هوا انداخته ام که هزار چرخ بخورد و برگردد هيچيک برنگشته است گويی نه در مدار من که در مدار ديگری چرخ می خورد
هر سيب که به هوا می اندازم يا ذغال گداخته سرخی می شود مثل زمين و می رود به مدار خودمدار خويش يا شهابی که سوخته می گذرد
گاهی خدايی هستم که در زمين ساکن است گاهی کودکی حيران از سيبهايی که برنگشته اند
دهانم گس می شود سيبستان ام چراغان از سفينه های کوچک سرخ جايی گم شده ام
زمين ايستاده است دنيا آرام است تا خود را پيدا کنم سنگی بر می دارم به ميان آب می اندازم کجای آن موج ام؟
قصه ادامه دارد من کودکی که با قصه های خودم به خواب می روم کسی گوش نمی کند
با سنگی پرتاب می شوم ميانه آبی که تازه صوفی شده است تا در خلوت اش شريک شوم تا کسی پيدايم نکند
تا وقتی نفس دارم زير آب می مانم دنبال ام نگرديد
|
|
| آدرس دنبالک اين نوشته |
| http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/844 |
|
دوستی داشتم که همنام شما بود (خدا بیامرزدش). اوایل فکر میکردم این سیبستان مال اوست، او هم خاکستری فکر میکرد. هر از چند گاهی آفتابی نمیشد و بیتابش میشدم. یک بار جرات کردم و پرسیدم. گفت که در غار رفته است و از این آشفتگیها و پریشانیها جان میگیرد و راست میگفت. این یادداشت شما مرا به یاد او انداخت. میدانید که سیبستانتان را دوست داریم و میدانیم باغبانتر برمیگردید. به خاطر همین است که تندی حساب کردم آخر هفته میشود کی؟ آخر هفتهٔ ایرانی یا انگلیسی؟! |
Posted by: وبلاگوار at May 12, 2006 12:15 PM
|
عجب نفسي داري مهربان! چشم به راهيم |
Posted by: مرتضا at May 11, 2006 10:41 AM
|
آقا مهدي باغبون@ سيب ها رو پنداري زياد بالا مي ندازي كه ديگه برنميگردن. از آتمسفر زمين هم مي گذرن كه ديگه جاذبه روشون تاثير نداره.
اميدوارم هر چه پرنفس تر باشي ولي بهر حال بايد از زير آب بياي بيرون.
|
Posted by: زیتون at May 10, 2006 9:39 PM
|
ديدم ديگه با چه زبانی باید پرسید، کجا هستید!
-----------
لطف داری. نمی دانستم دوستان را منتظر گذاشته ام. به همان زبان شيرين فارسی هم می پرسيدی جواب می دادم. اميدوارم تا آخر هفته يا حداکثر هفته ديگر به سيبستان برگردم. فعلا اين دور و برها نيستم! - سيبسبتان |
Posted by: مانی at May 10, 2006 7:58 PM
|
سلام.の赤玉土です。通気性や水はけが良く、 硬質なので玉のくずれが少なく丈夫です。 園芸用土の基本である、赤玉土7:腐葉土3の ブレンドに使用いただけます。中粒なので中鉢向きです。
---------
مانی جان من اين خط خواندن نتوانم! - سيب |
Posted by: مانی at May 10, 2006 3:29 PM
|
با سلام خدمت سيبستان عزيز و دل تنگ:
سر خود را مزن اينگونه به سنگ...دل ديوانه’ تنها,دل تنگ...منشين در پس اين بهت گران...مدران جامه’ جان را,مدران.... پيش اين سنگدلان قدر گل و سنگ يكيست...قيل و قال زغن و بانگ شباهنگ يكيست!
در مورد نامه احمدي نژاد مطلبي نوشتم كه خوشحال ميشوم تحشيه اي بر آن تقرير بفرماييد. |
Posted by: اتفاق at May 10, 2006 9:54 AM
|
كجاييد؟!
----
هنوز خودم هم نمی دانم فکر کنم به ساحل نزديک می شوم ولی هنوز هر چه می بينم آب است و آب و ماهی و رودخانه های زير دريا. - سيبستان |
Posted by: سوسن جعفري at May 9, 2006 3:25 PM
|
سلام مؤمن. وبلاگستان عرصه بي در و پيكري شده است براي تعارفات و خوشامدها و هيچ كس دوست ندارد حرف دلش را بزند تا مبادا كسي برنجد. به من مأموريت دادهاند اين وظيفه خطير را بر عهده بگيرم و حالي اساسي بدهم به همه كساني كه موقع نوشتن، كار را سرسري ميگيرند و خوانندهها را به حساب نميآورند. ميدانم ادبيات اين سرزمين به وجود امثال من افتخار خواهد كرد! به گير بازار ما خوش آمديد.
استادنا! شما چه اصرار داري نثرت را به شكل شعر بنويسي تا اين توهم ايجاد شود كه منظور شعر است؟ |
Posted by: ابن محمود at May 9, 2006 10:55 AM
|
اولين بار چه كسي گفت زمين گرد است؟ |
Posted by: Mahda at May 8, 2006 6:25 PM
|
|
Posted by: Behruz at May 8, 2006 3:36 PM
|
هاي! سيب هاتان اين همه چرخ بخورند و بخورند و شما نيستيد!؟ ... سلام! |
Posted by: سوسن جعفري at May 8, 2006 12:30 PM
|
Please remind Emad Baghi to renew his domain.
"Notice: This domain name expired on 05/02/06 and is pending renewal or deletion
emadbaghi.com "
|
Posted by: AmirT at May 7, 2006 10:30 PM
|
بازهم سيب هست .. نگاه كن .. |
Posted by: hossein at May 6, 2006 12:40 PM
|
حال ناخوش رامین جهانبگلو را دریاب |
Posted by: بوف کور at May 6, 2006 1:15 AM
|
|
Posted by: farzad at May 5, 2006 4:59 PM
|
زير آب نفستان تمام نشد؟
دنيا هم آنقدر نايستاده که شما فکر میکنيد. بابا ديويد بلين هم تا الآن نفسش تمام شده بود!
----------
آن زير تونلی به دريا هست هنوز ار دريا رد نشده ام به آن طرف آب برسم برای نفس تازه کردن هم باشد بايد مدتی در ساحل بمانم فعلا هنوز نرسيده ام. اين زير دنيا ايستاده است. - سيبستان |
Posted by: امين at May 5, 2006 2:47 PM
|
سلام
هر روز اينجا سر مي زنم اما الان چها روز كه اينجا آپ ديت نشده. ميشه ما رو بيشتر از اين منتظر نگذاريد. |
Posted by: مينو at May 5, 2006 1:13 PM
|
|
Posted by: هرمز at May 3, 2006 9:38 PM
|
|
Posted by: Ramin Rakhsha at May 3, 2006 4:00 PM
|
سلام ... و سيب هايي كه مي چرخند ... مثل بچگي هامان كه سيب را مي بست مادر به نخي بلند و مي ايستاد توي شكم پنجره و تابش مي داد، تابش مي داد ... و ما با دستهايي گره خورده در پشت ... و دهانهايي باز و خنده هامان ... و گاز سفيد سيب هاي سرخ ... خنده ... سيب ... خنده ... |
Posted by: سوسن جعفري at May 3, 2006 3:35 PM
|
شايد سيب هاي تو پس از سالها و در نقطه ديگري از دنيا فرودي بي همتا داشته باشند. منتظرشان بمان مطمئنم كه همان لحظه همان جا خواهي بود تا در دامان شان بگيري. فكر مي كنم كه آن سيب هايي كه مي گويي كه مانند شهاب و ذغال گداخته از آسمان مي افتند سيب هاي كال باشند. چون براي سيب هاي رسيده و ترد و خوشمزه نياز به زمان زيادي است. مگر نه صاحب سيبستان؟ |
Posted by: Second Self at May 1, 2006 9:14 PM
|
سلام مهدی جان
به گمانم بيشتر به نثر بپردازی به باشد!
|
Posted by: دريده at May 1, 2006 1:09 PM
|
Nafasat payedar va faravan bad! Barayeh maahiye bozorgi keh del-o- jane oo daryast, az tangiyeh nafas dar zireh ab che baakast! Y |
Posted by: Joseph Naghdi at May 1, 2006 12:25 PM
|
تا ته دریا با شما آمدم، تا کنار مرجانها و صخره های رنگی! روی سفینه تان نشستم و آسمان را چرخ زدم و...! عالی بود. ممنونم. |
Posted by: sahebdiba at May 1, 2006 10:27 AM
|
|
|
|
 |
|
 |
|
 |
|