در ميان مطالبی که در باره بحران کنونی ميان ايران و جهان غرب منتشر شده است يکی دو نوشته و مصاحبه محسن امين زاده از مسئولان وزارت خارجه ايران در دوره خاتمی بسيار شاخص است. او در گفتگويی پس از تصويب قطعنامه شورای حکام آژانس اتمی که به ايران فرصت می داد تا قبل از گزارش شدن به شورای امنيت راه حلی برای خروج از بحران پيدا کند تحليل های درجه يکی در باره جنبه های مختلف اين بحران کرده است که بيشتر جنبه پيش بينی دارد. رسيدن به درجه ای که تحليل به پيش بينی تبديل شود نشانه دانش و بينش عميق است. من از گفتگوی بلند او قطعه هايی را انتخاب کرده ام که هم از نگاه گذشته نگر و هم در ديد آينده نگر بسيار گويا ست.
شکست ديپلماسی مدعيان قطعنامه اخير شورايحكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي را يك شكست براي ديپلماسي كشور ميدانم. صرفنظر از اينكه چرا چنين شده و چه كسي مقصر است، اين نتيجه يك شكست ديپلماتيك مهم براي جمهوري اسلامي ايران و گام بزرگي به عقب در قياس با تجربه گذشته است كه جبران آن كار دشواري است.
ماموريت ديپلماسي كشور تبليغات و درگيري نيست. وظيفه ديپلماسي كشور اين است كه تلاش كند چنين قطعنامهاي بر ضد ايران تصويب نشود. اگر چارهاي نيست و قرار است قطعنامهاي بر ضد ايران تصويب شود، مانع از آن شود كه چنين تعابيري در آن درج شود. اگر در گذشته چنين قطعنامهاي تصويب نشده و چنين عبارات اتهامي بر ضد ما به كار نميرفته و حالا به كار رفته است، نشانه آن است كه ما شكست مهمي در صحنه ديپلماسي خوردهايم.
خواسته های بی سابقه قطعنامه آنچه قطعنامه از ايران براي شفافسازي مطالبه ميكند، خواستههاي بيسابقه و سنگيني است. دسترسي به افراد براي مصاحبه و بازجويي، دسترسي به اسناد مربوط به خريد كالاهاي دومنظوره، دسترسي به برخي مراكز نظامي هم مواردي است كه كار را براي ما بسيار دشوارتر از گذشته ميكند.
از ما خواسته شده كه كارخانه UCF اصفهان را تعطيل كنيم. در بندهاي ديگري هم بر عدم ساخت رآكتور آبسنگين و تعليق كامل همه مراحل غنيسازي و فرآوري به صورت پايدار و كامل تأكيد شده است. در مجموع و در مقام مقايسه ميتوان گفت كه اين قطعنامه از قطعنامهاي كه در شرايط مشابه برضد عراق صادر شد، تندتر است؛ ضمن اينكه اين قطعنامه تنها با يك رأي مخالف، روايتي از عملكرد ما را بيان ميكند كه كاملاً با گذشته متفاوت است. سنگ رو يخ کردن سه کشور اروپايی اگر ما چارهاي براي كار نينديشيم، با اين قطعنامه پرونده ما به شوراي امنيت ارجاع خواهد شد. كشورهايي كه براي حل مسأله تلاش كردهاند مانند فرانسه، آلمان، انگليس و روسيه منافعشان ايجاب ميكند كه تلاشهاي سياسي آنان شكست نخورد و نتيجه كارشان كه نوعي ابتكار عمل در برابر آمريكا بوده، موفقيتآميز باشد.
به نظرم ما شرايط اين كشورها را به درستي درك نكرديم. از ابتدا كشورهاي اروپايي به دعوت ما تلاش كردند كه شرايط را كنترل كنند و نگذارند كه وضعيت بر ضد ما تند شود، چون اين كشورها بسيار علاقهمند بودند كه سرنوشت يك كشور مهم باقيمانده منطقه يعني ايران به دست آمريكا نيفتد و آنان ابتكارعمل حل يك بحران مهم در اين منطقه را به دست آورند.
آنها به مذاكره با ما نشستند و ماهها فشارهاي بيامان آمريكا را تحمل كردند و نقش كنترلكننده خودشان را از دست ندادند. آمريكا آنگونه كه از اظهارات مقامات اين كشور برميآيد دائماً مدعي بود كه ايران قابل اعتماد نيست و مذاكره با ايران بيفايده است. اروپاييان نيز مدعي بودند كه اين مذاكرات نتيجهبخش است. ظاهراً در يك مقطع، آمريكا به معاملهاي با اروپا دست زده است. پذيرفته است كه اندكي كوتاه بيايد و به اروپا وقت بدهد اما از اروپا خواسته است كه اگر حاصل مذاكراتش با ايران به نتيجه نرسيد اروپا در كنار آمريكا قرار گيرد. شرايط و روند كار به سمتي رفت كه نتيجه همان شد كه آمريكا ميخواست. نگاه کهنه جنگ سردی مديريت اين بحران توسط ايران در مرحله اخير ناموفق بود. ما نتوانستيم از اين اختلاف جدي ميان اروپا و آمريكا به نفع خودمان بهره بگيريم. مسئولان ذيربط در تحليلهاي خود به شيوه دوران جنگ سرد مسائل را سياه و سفيد ميديدند و لذا توقعاتشان از اروپا خيلي بيش از توان اروپا بود. روش عمل ما باعث شد كه اروپا به عنوان طرفي كه در مقابل آمريكا كم آورده بود به سمت سياستهاي آمريكا برود.
شورای امنيت و بازی در زمين آمريکا ارجاع پرونده ما به شوراي امنيت يك شكست بزرگ و تاريخي براي كشور است. اگر ما آمريكا را كشور مخالف و حريف خودمان ميدانيم رفتن به شوراي امنيت به شكلي در واقع واگذار كردن صحنه به كشور مخالف وحريفمان است و اين طبعاً هيچ چيزي جز ناكامي عايد ما نميكند.
چون بسياري از مديران كشور تجربه نظامي دارند من مثال نظامي ميزنم. اگر در زمان جنگ فرماندهي مطلع ميشد كه دشمن در نقطهاي يك توان نظامي غير قابل رخنه ايجاد كرده است مگر ما به جنگ او در آن نقطه ميرفتيم؟ مگر ما حاضر بوديم براي اينكه كوتاه نيامده باشيم در ميداني عمليات انجام دهيم كه همه نيروها قتلعام شوند؟ فرمانده چه ميكرد ؟ آن صحنه را رها ميكرد. از مسير ديگري تدبير ميكرد. تلاش ميكرد كه قبل از حمله, توان دشمن را خنثي كند. سعي ميكرد راهي بيابد كه دشمن را در آن منطقه دور بزند و از اين طريق توان عملياتي حريف را خنثي كند. همه اين كارها را ميكرد ولي به جنگ با دشمن در صحنه تحتتسلط كامل حريف تن نميداد.
رفتن به شورای امنيت مهم نيست؟ اگر اين روايت از تاكتيك و استراتژي در جنگ درست است من ميخواهم بگويم شوراي امنيت صحنهاي است كه دشمن ما همه ابزارها را براي سركوب ما در اختيار دارد. چگونه ممكن است و با چه منطقي ممكن است ما بگوييم موضوع مهمي نيست. نه برعكس خيلي مهم است.
همه دوستان ما به ما توصيه ميكنند كه تلاش كنيم كه پرونده ما به شوراي امنيت ارجاع نشود. متقابلاً تندروترين مخالفان ما در آمريكا و اسرائيل بيش از همه از اين مسأله استقبال ميكنند و معناي آن اين است كه رفتن پرونده ما به شوراي امنيت ايجاد فرصت بيشتر براي افراطيترين جريانهاي مخالف ما در دنياست. همه اين شواهد تأييد ميكنند كه ارجاع پرونده ما به شوراي امنيت براي مصالح كشور بسيار خطرناك است.
از دست دادن چيزی که برايش به بحران تن داده ايمفكر ميكنم اولين گام براي مجازات ما، توقف كامل همه همكاريهاي هستهاي دنيا با ايران است. بر اين اساس روسيه كارش را در نيروگاه بوشهر متوقف خواهد كرد و ساخت نيروگاه بوشهر به شدت لطمه خواهد خورد و تا زمان پايان بحران و شايد براي هميشه متوقف خواهد شد. در نتيجه اولين حاصل تصميمات شوراي امنيت ميتواند از دست رفتن و يا تعليق نامحدود همان چيزي باشد كه ما به خاطرش مقاومت ميكنيم و به چنين بحراني تن ميدهيم.
تحريم های هوشمند تحقير کننده است آنگونه كه گفتهاند، گام بعدي تحريمهاي هوشمند خواهد بود. منظور از تحريمهاي هوشمند شكل پيچيدهتر بلايي است كه بر سر عراق آوردند و نامش را نفت در برابر غذا گذاشتند. اجازه صدور نفت و واردات غذا و دارو را به شكل بسيار تحقيركنندهاي دادند. كشور ما يك كشور در حال توسعه با نرخ رشد بالاست. ما در يك مرحله جهش اقتصادي قرارداريم و طبق آنچه در دولت گذشته طراحي و اجرا شده است، ميتوانيم به لحاظ ثروت و در آمد سرانه به سرعت خودمان را در جهان چندين پله بالاتر بكشيم. ما ديگر يك كشور جنگزده يا منزوي نيستيم. ما رشد سريع را تجربه كردهايم . ما اقتصاد مولد را تجربه كردهايم. ما سرمايهگذاريهاي زيربنايي زيادي انجام دادهايم و صنايع مهمي مثل پتروشيمي را به باروري نسبي رساندهايم. ما عراق يا كرهشمالي يا ليبي نيستيم كه چيزي براي از دست دادن نداشته باشيم و تحريمهاي اقتصادي را سالهاي طولاني با گرسنگي و فلاكت تحمل كنيم. چنان وضعي شايسته ملت و كشور پرظرفيت ما نيست.
تحريم هايی که بسيار بسيار گران تمام می شود با چنين فرصتها وچشماندازي از توسعه است كه ميگوييم تحريم ميتواند براي ما بسيار بسيار گران تمام شود و متأسفانه دنياي ارتباطات و الكترونيك و پيوندهاي اقتصادي جهان باعث ميشود كه حريف ما آمريكا كه در اين زمينهها صاحب فناوري و علوم برتري است براي لطمه زدن به كشور پرتحركي به لحاظ اقتصادي مثل ما ابزار خيلي بيشتري از گذشته در اختيار داشته باشد. اين تحريمها ميتواند در مراحل بعد تحريمهايي باشد كه ضمن داشتن خسارات سنگين اقتصادي، به لحاظ شئونات هم تحقيركننده است مثل تحريمهاي هوايي و .... يا دخالت در گردشهاي مالي ما ميتواند بسيار لطمهزننده باشد.
آيا احتمال حمله نظامي وجود دارد؟ فكر نميكنم حمله نظامي هم صورت گيرد. حداقل انتخاب كنوني آمريكا نيست و آمريكا از هزينههاي سنگين آن واهمه دارد و به علاوه فكر ميكند ابزار كافي براي يك جنگ نرم موفق با ما در اختياردارد. طبعاً آمريكا الان هم در حوزههاي مورد حملهاش دچار مشكلات جدي است و بعيد است به فكر حمله به ما بيفتد. به ويژه كه اشاره كردم آمريكا متأسفانه ابزار بينظيري براي موفقيت در يك جنگ نرم بر ضد ما در اختيار دارد.
برگرفته از: امروز (با ويرايش) |