:: آشوبگران ۱۶ ساله و پایان عصر ایدیولوژی
:: عریان شدن سرطان مهاجرت
:: انفعال در برابر قتل عام
:: مديريت بحران
:: وقتی مردم نباشند
:: فيلسوف "خاطره جمعی" به خاطره پيوست
:: وضعيت بی ستارگی
:: خداوند و رنج ما
:: غول نابينايی که وزير شد
:: دموکراسی و خرد بريتانيايی
:: کليپی در باره ايتاليا که هيچ ايرانی نبايد از دست بدهد
:: دفاع از آزادی بيان: مجرد يا انضمامی؟
:: تروريست: قيصر، قاتل يا سرباز؟
:: افسانه جهانی شدن هنر و ادبيات ما
:: شارون مبشر صلح
:: معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی
:: آيا مدرنيسم سکولار خصلت مسيحی دارد؟
:: کنفورميسم و مدرنيسم
:: جمکران اروپا
:: پست مدرنيسم مارک تجارتی روشنفکران
::  فهرست 100 روشنفکر برتر
:: اروپای لعنتی
:: حجاب، فرانسه و رويای زمان از دست رفته
:: سکس، سنت، و قديسين
:: کرم ها و غول ها
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
February 2, 2006  
ضدعقل های دموکراسی اروپايی  
 

راههای نرفته روشنفکران و اصلاحگران دينی

هنوز باورم نمی شود که اينهمه نشريات مختلف در کشورهای اروپايی دست به انتشار کاريکاتورهايی زده باشند که مسلمانها را آزرده می کند فقط به اين دليل که می خواهند نشريه دانمارکی يولاندز پستن در مقابل سيل فشارهای جامعه عربی و اسلامی تنها نماند. اين يعنی چه؟ اين دفاع از آزادی است؟ يا لجبازی؟ يا فاشيسم رسانه ای؟ ما در اروپاييم؟

اصلا چطور شد که داستان مرده کاريکاتورها که يکبار در سپتامبر چاپ شده بود و به آن اعتراض محدودی هم شده بود دوباره در ژانويه زنده شد؟ آن کاريکاتورها چه اهميت ويژه ای داشتند که بايد دوباره چاپ می‌شدند؟ آيا اروپا دستی-‌دستی دارد به مقابله با عقايد مسلمانها می‌رود؟ چرا الان؟ چه عايدش خواهد شد؟ تشويق مسلمانها به اينتگريشن؟ يا اجبار آنها؟ ( شاه هم می گفت يا به حزب رستاخيز بپيونديد يا از اين مملکت شاهنشاهی برويد) آيا اروپا به هماهنگی با فرهنگ اروپايی می‌خواند؟ آخر اين فرهنگی که به من نوعی - مسلمان يا گبر يا بودايی- و عقايد من احترام نگذارد چرا بايد انتظار داشته باشد من به او احترام بگذارم و با آن يگانه شوم؟ جای من در اين فرهنگ کجاست؟ من هيچ حرمتی در اين فرهنگ دارم؟ يا اين فرهنگ می خواهد من به او سر تسليم فرود بياورم و او را به عنوان الگو و مثال عالی و متعالی و نهايی بپذيرم و از خودم دست بشويم؟ آن وقت اين می‌شود يگانگی مسلمانها -مثلا- با اروپا؟ اصلا آن وقت اسلامی هم می‌ماند که مسلمانش يگانه شده باشد يا نشده باشد؟

اين اسلام‌ترسی از کجا می‌آيد؟ من ريشه آن را بسيار قبل‌تر از بن لادن و طالبان می‌بينم و يا انقلاب اسلامی. اروپا هنوز از زير سايه وحشت-از-عثمانی خارج نشده است. هنوز اسلام را در چارچوب هزار-و-يکشبی می‌شناسد. و اين اواخر بن لادنی. اروپا از دست کليشه هايش نجات نيافته است. کاريکاتورها را نگاه کنيد. چهره ها گوياست. گويای اين تصوير تاريخی. اين وحشت تاريخی. هنوز از فروپاشی عثمانی 80-90 سال بيشتر نمی‌گذرد. آن خطر 500 ساله. وانگهی اروپا هنوز فاصله زيادی از فاشيسم دوره جنگ ندارد. هنوز از پايان رسمی تبعيض های نژادی اش چند دهه بيشتر نمی‌گذرد. هنوز کسانی از نسل دوره يهودستيزی اش زنده اند. آيا مسلمانان يهوديان بعدی اروپا خواهند بود؟

الان وقت و حوصله تحليل کاريکاتورها و اين اسلام‌ترسی اروپايی را ندارم. همه اينها را نوشتم تا سوالی اساسی را با اصلاحگران دينی در ميان بگذارم. با کسانی مانند دکتر سروش. با کسانی مانند احمد قابل. مجتهد شبستری. محمد خاتمی. محمد رضا حکيمی. علوی تبار. پيمان. عليجانی. طهماسبی. شريعتی ها. قوچانی. محبيان. ايمانی. ملکيان. کديور. مهاجرانی. تاجيک. ثقفی. ملی-مذهبی ها. اصلاح طلبان و روشنفکران دينی. مراجع خوشفکر و زمان‌شناس. روحانيون جوان و چالاک و دين‌فهم. چرا شما تاکنون در اين زمينه ها ساکت بوده ايد؟

وضع ما چنين است که از يک سو با ضدمذهب های ارتدوکس سر-و-کار داريم که هر کاری را زير لوای آزادی توجيه‌پذير می‌کنند و از ديگر سو با مذهبيون متعصب که هر توهينی آنها را به خشم می‌آورد و به واکنش های هيستريک وامی‌دارد. اين طرف می‌گويد هيچ چيز برای ما مقدس نيست آن طرف می‌گويد همه چيز ما مقدس است. ميان اين دو گفتار افراطی هيچ راه خردورانه ای هست؟

روابط اجتماعی بدون سطحی از سازش عمومی غيرممکن است. روابط مسلمانان با غيرمسلمانان خاصه در اروپا روز-به-روز دشوارتر می‌شود زيرا از سازش دورتر می‌شود و به سمت برخورد حرکت می‌کند. حالا رسانه های بزرگ هم به سمت برخورد گام بر می‌دارند. چرا روشنفکران دينی و اصلاحگران ما به اين مساله بنيادين بی توجه مانده اند؟ کسی مثل دکتر سروش که هم اروپا را می شناسد و هم در آن زندگی کرده است چرا تا به حال سخنی در اين باب نگفته است؟ آيا قرار است اسلام را به دست متعصبين رها کنيم؟ آيا آنها تنها مدافعان اسلام اند؟ آيا قرار است اسلام را در مقابل توهين های عمدی، از مدافع خردمند بی‌نصيب بگذاريم؟ راه برخورد خردورانه با توهين کدام است؟ اين مبرم ترين سوال از همه روشنفکران دينی است از همه آنها که سرمایه های معنوی اسلام اند و در عالم نظر حل معما می کنند. صاحب نظران ما بايد بتوانند در وقت عمل راهی انسانی و شايسته پيش بگذارند. اگر اين معماهای عملی گشوده نشود گشودن کدام معمای نظری حل مساله خواهد کرد مفيد خواهد بود؟ نظر بايد به کار عمل بيايد. اين گرهها بدون ورود نخبگان گره‌گشا نه تنها باز نمی‌شود که گره بر گره اش افزوده می‌شود. بسم الله. فردا دير است.    

پس نوشت:
اخراح سردبير روزنامه فرانسوی برای بازچاپ کاريکاتورها و توهين به مسلمانان
اظهارنظرهای خوانندگان سايت بی بی سی جهانی در باره کاريکاتورها
عکس هايی از واکنش مسلمانان در عراق و مصر ويمن و کويت
نيز:
برخورد تمدنها يا گفتگوی يکطرفه تمدنها، نيکان


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/797
نقد و نظر

با سلام٠ اين حرفها براى اين است كه شما به خوبى كشورهاى اروپايى را نمى شناسيد٠ بسيارى از اين حركات قبل از آنكه ايدئولوژيك و جهانى باشد سياستهاي داخلى احزاب ضد خارجى است ٠ آزردن خاطر مسلمانان هدف اصلى نيست بلكه وادار كردن عده اي به نام مسلمان به عكس العمل است٠ نتيجه اينكه در پى عربده كشى و آتش زدنها تعداد زيادى از آرا كه وحشتزده مى شوند به نفع اين احزاب تغيير مى كند. اكثريت مسلمانان در اين كشورها با اينكه حتمآ از ديدن اين تصاوير آزرده مى شوند ولى در عين حال پاسيو هستند . در حالى كه گروهى سازمان يافته كه در مواردى حتى از محافل ضد خارجى تغذيه مى شوند كار خود را بلدند. شما براى يك پاسخ ساده دست به دامان روشنفكران مذهبى نشويد ٠ پاسخ اين است كه قبل از آنكه كسى را به جرم كشيدن كاريكاتور لايق مرگ بدانيم توجه كنيم كه دشمن واقعى در لباس دوست نام مسلمان را به لجن كشيده است. چه شما بخواهيد و نخواهيد آنها هستندكه نمايندگى مسلمانان را در ذهن مردم كسب مى كنند و عنصر روشنفكر مسلمان غايب است.

Posted by: siamak farid at February 15, 2008 2:07 AM



چیزی که مشخصه اینه که هدف ایران بوده نه اسلام

Posted by: پارسا at February 3, 2006 1:59 PM



اول نگاهی به این کارتونhttp://www.techtonian.com/?p=23 بیندازید و بعد دوباره نگاهی به کاریکاتورها و بعد کل قضایا را یکبار دیگر مرور کنید.
دوستان مسلمان، اگر شما به مسلمانان نه به عنوان پیروان دین و شریعت و ایدئولوژی، بلکه به عنوان انسان هایی واقعی و زمینی،اقلیتی در جامعه اروپا و آمریکا و جمعیتی در آسیا و شمال آفریقا نگاه می کنید، خوب این انسانها دارای حقوقی هستند و شایسته احترامی.
ولی احترام به عقیده(که می توانید دین بنامیدش)چه اصالتی دارد؟ چرا باید به موهوماتی با هر نام احترام بگذاریم که که برای ما(شاید روزنامه نگاران اروپایی هم) معنایی ندارد؟ این ترس و لرز موهوم و تقدس خون آلود اسلام _ نه به عنوان شناسه و قسمتی از هویت بخشی از جمعیت جهان _ که واقعیت هایی تاریخی و سلسله عقاید و جهانبینی و تعالیم واخلاق،از کجا ریشه میگیرد که باید به آن احترام گذاشت. دوستان مسلمان دین برای انسان است و نه انسان برای دین، و هیج عقیده و باوری از انتقاد و پرسش و هزل(به ویژه هزل و ریشخند) در امان نبوده و نیست .حالا دوباره نگاهی به آن کارتون بیندازید و نگاهی به کاریکاتورها( راستی چقدر بد کشیده شده اند!!)

Posted by: فرشاد at February 3, 2006 10:54 AM



Again, if someone says something to me with the purpose of offending me, the most childish reaction that I can resort to is to show him that he's succeeded in pissing me off.

2. The issue of "towhin" doesn't start or end with these "blasphemous" cartoons. In post-revolutionary Iran youth and women were harassed with the excuse of offending the martyrs' blood by their un-Islamic appearances. "Being offended" can indeed be used as a lever to curb your rights and freedoms.

3. One way to react to such "towhin"s is to return the "favor": Offend them back! (mobaahele!!) Then if they don't get offended no matter how hard you try, don't get mad or violent. Learn from them!

4. What many of us fail to understand is the following: There is NO automatic link between "getting offended" and violent action (the kind that led to the murder of Van Gogh). In other words, your having the right to feel offended, does NOT give you the right to break the law.

5. On Power. If Europe can humiliate us by a dozen cartoons, it's not their fault. It is our own ridiculously high "tahrik-paziri" that makes it possile for them to flex their muscles. Try to retaliate by running some cartoons in your periodicals, and you will see

Posted by: Amir at February 3, 2006 1:45 AM



وقتي تمام سايت هاي مربوط به اين كاريكاتور فيلتر شده فكر مي كني كسي بتواند جوابگوي چيزي باشد كه نيست ؟ صورت مساله اي كه پاك شده ؟ ... راستش ما داريم توي يك جزيره زندگي مي كنيم كم كم . اينتر نت ملي هم مي شود مزيد بر علت تا تمام مشروب هاي دنيا بشود آب گيلاس ! باز آن همه مردم مسلمان دنيا فرصت يافتند خوب يا بد بر عليه عكس ها بر آشوبند . اين ها كه حتي نمي خواهند باور كنند بايد توي اين دنيا جواب گوي خيلي چيزها باشند .

Posted by: تیغ ماهی at February 2, 2006 11:52 PM



شرودر صدراعظم قبلی آلمان نیز بر علیه روزنامه‌هایی که نوشته بودند «او موهای خود را رنگ می‌کند»، خواستار حکم قضایی شد و دادگاه رفتار روزنامه نگاران را محکوم و حق را به او داد.

Maani: you're mixing things up! To be condemned because of having lied is one thing and to be condemned because of having "offended" someone another.

But more importantly, what you miss is the following: X says something about Y. Y feels offended by what X says. Y chooses to ignore X to say whatever he wants or decides to file complaint. Court finds X guilty (or not guilty). X receives a verdict. Vassalaam!

See? This was all non-violent. Nobody got killed in the process. Nobody received a bomb threat. Nobody flew a plane into a tower. It was all done in a civilized manner. The point you miss is: This is not the case here.

Posted by: Amir at February 2, 2006 11:04 PM



چند روزي است كه تصاوير عده اي به نام" مسلمانان خشمگين" از رسانه هاي داخلي و بين المللي پخش مي شود . اين مسلمانان از آنچه كه توهين به ساحت پيامبر اسلام (ص) ناميده مي شود ،‌ خشمگينند . به زعم اين"مسلمانان خشمگين" اين امر به واسطه چاپ كاريكاتور هايي در يك روزنامه دانماركي و متعاقب آن در روزنامه هاي ساير كشور هاي اروپايي ، محقق شده است. اين كاريكاتور ها در برخي از سايت ها و وبلاگ ها موجود است و با جستجو در گوگل به راحتي مي توانيد آنها را بيابيد ( اين همه گفتم تا نگويم كه من جرات قرار دادن لينك آن ها را در اين وبلاگ ندارم !) . من به عنوان يك مسلمان كه البته انتقاداتي به برخي روشهاي جاري مسلماني دارم و مسلمانيم به سبك و سياق خاص خودم است ! اين كاريكاتور ها را ديده ام و معتقدم كه آنچه كه هست اولا در هر حال در شان حضرت رسول اكرم (ص) نمي باشد ،‌ثانيا ميزان اين جار و جنجال ها هم ، براي اين كاريكاتور ها زيادي است و ثالثا هر چه كه هست ، برآمده از تصويري است كه همين "مسلمانان خشمگين" در جهان از اسلام به وجود آورده اند !
انجام اعمال خشونت بار به نام اسلام ،‌ايجاد محدوديت براي زنان به نام اسلام ،‌ ترويج خرافات به نام اسلام و ارائه تصويري خوفناك از اسلام ، دير يا زود به اينجا مي انجاميد كه عده اي گمان برند كه لابد [...] اين چنين است كه پيروانش اين چنين شده اند ! ( نعوذ با...)
به هر حال اميدوارم تا قضيه به جاهاي باريكتر كشيده نشده و بحران مضاعفي ايجاد نگرديده ، موضوع به نوعي فيصله داده شود . هرچند از نوع اعلام اتحاد ميان مطبوعات اروپايي به نظر مي رسد كه اين رشته سر دراز خواهد داشت .

Posted by: يعقوب قائم پناه at February 2, 2006 9:43 PM



در مورد آزادی رسانه‌ای می‌خواستم چیزی اضافه کنم. این آزادی در هیچ جای اروپا بی‌حد و مرز نیست. همین چندسال پیش «دادگاه عالی اروپایی برای حقوق بشر» به ملکه موناکو کارولین که علیه انتشار عکس‌هایش توسط مطبوعات از آن‌ها شکایت کرده بود حق داد. لینک به آلمانی در ویکیپدیا:
http://de.wikipedia.org/wiki/Caroline-Urteil
شرودر صدراعظم قبلی آلمان نیز بر علیه روزنامه‌هایی که نوشته بودند «او موهای خود را رنگ می‌کند»، خواستار حکم قضایی شد و دادگاه رفتار روزنامه نگاران را محکوم و حق را به او داد.

Posted by: مانی at February 2, 2006 9:07 PM



I am sure you did not seek answer to your long list of questions that you portrayed in your writing here. However, I answer your questions with another question as to “What part of the freedom of speech (or drawing) right you do not understand !!?” In the west, you witness that people practice this basic right in their every day life. Nothing is sacred here but “freedom” itself. If you have problem with that and are trying to enforce your way of life or ideology on me and disfigure me to become something like yourself then guess what, I will fight back with your very weapon. A very simple action-reaction rule.

Posted by: villej at February 2, 2006 8:59 PM



وقتي آيت الله جنتي در نماز جمعه تهران پنج ميليارد مردم جهان را حيوانات در حال چرا خطاب مي كند، خب نبايد از حيوانات بيش از اين هم توقع داشت!!!؟؟؟ چرا راه دوري برويم آيت الله سيستاني روز روشن دارد ما ها را كوتاه فكر و سفيه فرض مي گند. اين ها كه ديگر بن لادن نيستند. اغلب پيروان ساير اديان را كافر و نجس مي دانند!

§ سؤال : ولیّ را توضيح دهيد.

§ جواب : کسی که امور طفل صغير ويا شخص کوتاه فکر وسفيه ويا به طور کلی شئون جامعه ای را مطابق شريعت سر پرستی و اداره می کند. (نقل ازسايت آيت الله سيستانی، مصطلحات فقهى)

Posted by: آرش (Mother Earth) at February 2, 2006 8:56 PM



برای توهين آگاهانه، راه سکوت و بی اعتنايی به جايی نمی رسد.

Did I forget to say that I disagree with that one too?

Posted by: Amir at February 2, 2006 8:49 PM



سلام.
البته که از اصلاحگران دینی می‌توان و باید خواست که ساکت ننشینند. همین الان هم اگر برنامه‌ریزهای کانال‌های تلوزیونی بخواهند، می‌توانند به جای یهودیان اورینتالیست اسلام‌شناس از کدیور یا از سروش دعوت کنند. اما اگر فکر کرده‌اید تلاش یک ساله آن‌ها می‌تواند تأثیری به اندازه یک مقاله از روزنامه‌های لابیئیست مثل «دی ولت» را داشته باشد، قضیه را ساده کرده‌اید.
چندوقت پیش فیلم گیبسون هم باعث اتهام ضدسامی‌گری به او، تظاهرات و اعتراضات شدید و بایکوت فیلم از سوی محافل یهودی شد. هیچ "هنرمندی"، هیچ کدام از مدافعین هنر و آزادی هنری، هیچ روزنامه‌نگاری این عمل آنان را به تلاش برای محدود کردن «آزادی هنر» یا «دیکته کردن مرزهای هنر به ما» تعبیر نکرد.
من به خود کاریکاتورها کاری ندارم، اما واکنش رسانه‌های عمومی در اروپا برایم جالب و قابل تأمل است. تقریبا همه متحد‌القول انگشت تقبیح به سوی مسلمان‌ها گرفته‌اند که «آن‌ها می‌خواهند آزادی ما را محدود کنند».
یکی از این روشنفکران آلمانی چندوقت پیش حرف جالبی می‌زد. می‌گفت: وقتی که روزنامه‌ها را می‌خوانم، تازه می‌فهمم که نازی‌ها چطور رسانه‌ها را یکسان‌سازی کرده بودند. این حدس شما که مسلمانان یهودیان امروز اروپا هستند به واقعیت نزدیک‌تراست تا دخالت دادن «وحشت از عثمانی» در این بحث.

Posted by: مانی at February 2, 2006 8:49 PM



توهين به قصد ديده شدن و مورد اعتنا قرار گرفتن انجام می شود. وانگهی توهينی که بتوان در باره اش ساکت ماند موارد بسيار محدودی دارد از جمله وقتی با خودتان بتوانيد بگوييد طرف عقلش پاره سنگ بر می دارد! برای توهين آگاهانه، راه سکوت و بی اعتنايی به جايی نمی رسد. بعد هم مساله قدرت است.

First of all, I disagree that in order to ignore what somebody says you should believe that he's stupid or insane. In mature democracies, cartoonists and other satirists make fun of the opposite camo quite often and it doesn't lead to violence or bomb threats.

Also, and more importantly, one can say the same thing that you say (your first and last sentences quoted above) about the other side: to an outsider,
it is as if some so-called mulsims are just looking for an excuse to make it known to the world that they have the "power" to make life hell for others.

Posted by: Amir at February 2, 2006 8:46 PM



راه برخورد خردورانه با توهين کدام است؟

There is a mis-assumption in your question about the meaning of the word "towhin": These cartoons may not have been meant to OFFEND muslims, although some muslims have been offended by them. (Not to mention that there is a long way from "being offended" to taking violent actions. One may counter hurt feelings by means other than violent demonstrations.)

Now, to answer your question, the wise way to deal with "towhin", whether maliciously intentional or just accidental is quite easy: Ignore the offender. This is something well understood and practiced in the West, but foreign to us. Can you imagine the leader of a developed country spending all his time and energy pursuing and prosecuting (and persecuting) the cartoonists who mock ("offend"!) him?


* فعلا يک نکته: هيچکس در مقابل توهين ساکت نمی نشيند. توهين به قصد ديده شدن و مورد اعتنا قرار گرفتن انجام می شود. وانگهی توهينی که بتوان در باره اش ساکت ماند موارد بسيار محدودی دارد از جمله وقتی با خودتان بتوانيد بگوييد طرف عقلش پاره سنگ بر می دارد! برای توهين آگاهانه، راه سکوت و بی اعتنايی به جايی نمی رسد. بعد هم مساله قدرت است. بماند قرار بود يک نکته باشد. - سيبستان

Posted by: Amir at February 2, 2006 6:21 PM



محمد رضا ويژه عزيز، اگر بر فرض مثال عقيده شما سلب آزادي و مخيل آسايش من شد و باشد، آن وقت شما به من اين بيان آزادي را روا خواهي داشت تا من از اعتقادات شما انتقاد كنم. آيا من مي‌توانم به كساني كه خميني را امام و رهبر فقيد خودشان مي‌دانند اين سوال را بكنم كه اين آقا در طول حياتش جنايت كرد و جواناني را كه در زندان بودنند را مظلومانه روانه جوخه‌هاي اعدام كرد يا نه؟ آيا من مي‌توانم ابراز عقيده كنم كه در زمان ييامبر اسلام كساني به دستور خوده ييامبر اسلام كشته شده‌اند كه تنها جرم‌شان هجويه گفتن در باره او بود و بس. آيا من مي‌توانم عنوان كنم كه به جز آيه‌هاي كه در قران موجود است، آيه‌هاي ديگري هم وجود داشته و دارنند كه به آيات شيطاني معروفند، آيا اين‌ها بايد توهين محسوب شوند و دستور قتل نويسنده‌اي شود وسزاي گفتن اين حرف‌ها، بمب و ترورست؟ آيا عمر سوزان و لعنت بر يزد و معاويه كه خليفه‌هاي سني مذهب‌ها هستند جايز است؟ آيا جزيه از زرتشتيان خواستن اسمش احترام به اديان ديگر است. آيا همه اين‌ها دوگانه‌گي در حرف و عمل، دوروئي و تزوير نيست. البته من تصوير محمد را كشيدن را توهين نمي‌دانم، اما تحقير مسلمان شايد. اما از آن طرف مقابل(مسلمانان به ظاهر مظلوم) هم غافل نيستم كه تهديد به ترور و باج‌خواهي مي‌كنند.

Posted by: سياوش at February 2, 2006 4:17 PM



A few months ago the son of the heir to the British throne wore a Nazi uniform to a party. Then, the British people did not regard this act as falling within the realm of personal freedom of expression and demanded an apology. Obviously, freedom of expression is subject to interpretation the world over.

Posted by: Omar Radi, Toronto at February 2, 2006 3:23 PM



با سلام آقای جامی
سخن شما کاملاً صحیح است. از منظر حقوقی،آزادی بیان در هیچ کجا برابر توهین به عقاید انسانهای دیگر نیست. به نظرم تندرویان در اروپا همواره قصد دارند که با دستاویز آزادی بیان گروه های دیگر را مورد آزار روحی قرار دهند. نکته ی دیگر اینکه در اکثر کشورهای اروپایی نئو نازیسم در اشکال گوناگون خویش ممنوع و ضمانت اجرای کیفری دارد. یهود ستیزی ویژگی خاصی ندارد بلکه جریحه دار شدن گروهی از انسانها علت آن است. هیچ دلیلی وجود ندارد که مسلمانان نیز به عنوان معتقدان به یک آیین مشمول این حمایت حقوقی نباشند و به بهانه ی آزادی بیان بتوان اعتقادات آنها را خدشه دار نمود.

Posted by: محمد رضا ویژه at February 2, 2006 12:53 PM



سلام آقای جامی
من درک درستی از آزادی بيان ندارم. آزادی بيان چی هست ؟

آیا آزادی بيان عبارت است از اينکه بيان و نوشتن هر مطلبی آزاد هست ؟ ( بدون هيچ قيدی )

آيا بر آزادی بيان قيدی هست ؟ چرا باید باشد ؟ آگر لازم هست آیا ممکن هم هست ؟ یا به عبارت دیگر آیا خوش تعریف هم هست ؟

شنیده ام که می گویند قید آزادی بیان عده دخالت در امور خصوصی افراد است. من هنوز معنی و مرز امور خصوصی را درک نکرده ام.

شنيده ام که می گويند در بعضی جاها آزادی بيان نيست و در بعضی کشور ها هست. من اين را هم نمی فهمم. آزادی بيان ظاهرا اين است که صدای افراد به گوش برسد. در کشور هایی که آزادی بیان نیست بعضی صدا ها به گوش می رسد و بعضی به گوش نمی رسد. در کشور هایی که آزادی بیان هست هم همین طور است. چه فرقی هست بین بستن دهان یک فرد و انداختن نویز شدید روی صدای یک فرد ؟

در جاهایی که آزادی بیان هست شدت صدایی که پشتوانه مالی و سیاسی و انسانی بیشتری دارد آنقدر بالا است که صدای بقیه عملا شنیده نمی شود.

به نظر من آنچه در عمل در جریان است نظریه تکامل است. صدای ضعیف شنیده نمیشود و دائما هم ضعیف تر می شود.

فرض کنید دولت ایران از فردا به همه احزاب ایرانی اجازه بدهد روزنامه داشته باشند و هر چه می خواهند بنویسند اما چاپ خانه ها روزنامه های یک حزب را ارزان چاپ کنند و بقیه را هزار برابر گران تر چاپ کنند به طوری که عملا انتشار غیر ممکن باشد. حزب غالب هم شروع کند دائم دروغ و تهمت در باره سایرین بپراکند به نظر من این چندان فرقی با ممنوعیت آزادی بیان ندارد.

کسانی که آزادی بیان مطلق را قبول دارند معمولا وقتی از آن دفاع می کنند می گویند نقد و انتقاد باید آزاد باشد. ولی عمده دعواهای این چند سال اخیر بین مسلمانان و غربی ها به خاطر رمان ها و کاریکاتور ها بوده نه به خاطر کتب آکادمیک که دینی را به نقد گرفته باشد. یکی از مشکلات هم تعریف تمسخر هست. تمسخر چیست ؟

علی

Posted by: Ali at February 2, 2006 11:58 AM



خيلي جالب است واقعا!به سايت بي بي سي انگليسي اگر سر بزنيد مي بينيد اكثر قريب به اتفاق اروپايي هايي كه اظهارنظر كرده اند چاپ كاريكاتورها را كاري اشتباه و غيرمسئولانه دانسته اند اما بعضي از ما داريم از هول چيزي كه در ذهن خودمان پرورانده ايم و آزادي نامش داده ايم در ديگ مي افتيم!

Posted by: نوشا at February 2, 2006 8:47 AM



خُب اين همه گفتيد تابوشکنی سنت شکنی ساختارشکنی و هزارتا کوفت و زهرمارشکنی ديگه. حالا چرا ناراحت و عصبی شده ايد وقتی بنيادشکنی ميشه؟


* من زياد با شکستن شکستن کردن موافق نيستم و باشم هم بعضی ها جلوتر از بنده هستند که بايد مورد خطاب سرکار قرار بگيرند. بعد هم اينکه شکستن داريم تا شکستن!- اگر کسی قرار است چيزی را بشکند دست کم بايد برای خود او تابو بوده باشد. در اين مثال فرضا بايد مسلمان باشد و کاريکاتور بکشد. تابو شکنی غيرمسلمان برای مسلمان مثل تصحيح انجيل به قلم مسلمانان برای مسيحيان است. طبعا به جايی نمی رسد. اما تاکيد می کنم که بحث از زاويه ای که من می بينم يک بحث اجتماعی است نه عقيدتی: چگونه می شود با مسلمان و گبر و يهودی و ضدمذهب همزيستی داشت در يک جامعه. سوال از هم عقيده شدن نيست. همزيست شدن است. بدون سازش اجتماعی فقط نزاع دايمی و تنش و جنگ خواهد بود و بس. آيا توهين به عقايد راه درستی برای همزيستی است؟ - سيبستان

Posted by: marjan at February 2, 2006 8:08 AM



مي خواستم بروم آمريكا اقتصاد و حقوق بخوانم حالا مي روم و اقتصاد و انرژي مي خوانم!
ولي از شوخي گذشته چقدر با اين آقاي هانتينگتون حال كردم. طرف واقعا چيز مي فهمه. برعكس مزخرفاتي كه خاتمي مي گفت. او البته مي فهميد و دروغ مي گفت.
جالب ترين مساله عدم توجه مردم ايران است. نه اينكه به توهين بي توجه باشند نه. جرات داري به امام حسين يا امام درازده حرف بزن. متاسفانه مساله اين است كه ايرانيان شيعه هيچگاه براي پيامبر اهميت قايل نبوده اند و اصلا مسلمان نيستند. آنها دين خود را دارند )استنباط نشود كه موافق عكس العمل تند هستم. فقط خواستم بس توجهي به پيامبر را نزد ايرانيان مطرح كنم(

Posted by: ميثم at February 2, 2006 6:08 AM



آيا تا كنون كاريكاتور موهني در مورد مسيح يا پاپ و كليسا در مجلات غربي چاپ نشده، مردم آنجا چه واكنشي نشان داده اند؟
آيا تا كنون كاريكاتوري در ايران در مورد مثلن ماركس چاپ نشده، كمونيست ها چه واكنشي نشان داده اند؟
آيا روز به اصطلاح انقلاب فرهنگي كه جلوي دانشگاه انباشته از خاكسترهاي كتاب ها و روز نامه ها بود، اتفاق موهني افتاده بود؟
آيا به گفته آقاي منتظري آقاي خميني دو نامه براي كشتن مجاهدين و كمونيست ها نداد؟
آيا هر روزه عده ي زيادي از طريق عمليات انتحاري (كه به نام مسلمانان به ثبت رسيده است) كشته نمي شوند؟
آيا يازده سپتامبر يك عمليات انتحاري هاليوودي نبود؟
بهتر نيست يك تنه به قاضي نرويم؟


* من يکبار ديگر به اين سوالها پاسخ داده ام. به پرونده تئو ون گوگ در سيبستان مراجعه کنيد و از جمله به يادداشت ضدمقدس، تلويزيون و ترور. من نمی خواهم يکطرفه به قاضی بروم ولی فکر می کنم هر کسی بايد از جايگاه منافع عقيدتی و اجتماعی خود وارد بحث شود تا به تفاهمی برسيم. من موظف نيستم جور ديگران را بکشم. ولی آماده ام حرف ديگران را بشنوم. ضمن اينکه اروپا به اندازه کافی تريبون دارد برای انتقال حرفها و مواضع خود. مسلمانها هستند که ندارند و بايد پيدا کنند. مسلمانهای تندرو را هم نمی گويم همين من و شمايی را می گويم که نه تروريست هستيم نه دنبال جنگ و دعوا ولی چوب اين تنش ها را می خوريم يا دير يا زود خواهيم خورد. - سيبستان

Posted by: يك دوست at February 2, 2006 5:51 AM



به نظر من مشكل بسياري از مسلمانان از اينجا آغاز مي شود كه خود را حق و باقي را باطل مي دانند. اگر بتوانند از اين ذهنيت رهايي يابند, فكر كنم بتوانند به آرامشي با "ديگران" برسند. اروپا چندين قرن مبارزه كرده تا توانسته مذهب رابه امري شخصي تقليل دهد و از بسياري از امور تقدس زدايي كند. خوب يابد, دوست داشته باشيم يانه, اين حاصل خرد جمعي اروپاست و بر اين اساس به نظمي رسيده اند كه بر آن اساس رفتار مي كنند و توقع نبايد داشت كه چهارچوب اقليت مسلمان را بپذيرند. وقتي روا مي دارند مسخره ي مسيح را,چراديگران را بايد مستثنا كنند. به نظرم خوبست مسلماناني كه در كشور هاي غيرمسلمان زندگي مي كنند ,سعي كنند خود را با "نظم رفتاري" آنها تطبيق دهند, تا توقع داشته باشند آن به زعمشان "باطلها" خود را با مسلمانان تطبيق دهند.

Posted by: Pedram at February 2, 2006 5:21 AM



علت تجدید چاپ تهدید روزنامه‌نگاران دانمارکی بود. حتما اطلاع دارید که حتی یک بار دفتر روزنامه را به علت تهدید بمب تخلیه کردند. جنجال را هم برادران مسلمان شما با حمله به منافع اروپا و افراد مسیحی در خاورمیانه شروع کردند. موضوع احترام هم که کشک است. اگر قرار باشد همه خودسانسوری کنند که بایستی حناق بگیریم! آن هم با وجود این همه باور متضاد. شما در مقابل توهین‌های اسلام به آیین‌های چندخدایی هم همین واکنش را نشان می‌دهید؟


* توجه داريد که من خطابم به اصلاحگران دینی است و خود نوشته ام که ما در ميان دو افراط گرفتاريم. فرض کنيد دامنه حمايت از روزنامه دانمارکی را وسيعتر کرديم اين خطر را از ناحيه متعصبين از بين می برد يا افزايش می دهد و منتشر می کند؟ شما اصلا خودسانسوری نکنيد چنانکه من هم اين را بر خود نمی پسندم. در باره توهين به آيين های چندخدايی هم هر گاه رابطه اجتماعی را دچار اختلال کند موضع من همين خواهد بود. اصولا بحث من در نفس توهين هم نيست. در نقش يافتن توهين در شبکه اجتماعی به عنوان يک ابزار فشار است. - سيبستان

پس نوشت: برای اينکه سکوت من در برابر خبر تهديد به بمبگذاری و حمله به منافع مسيحيان در خاورميانه به معنای تاييد خبر نباشد عرض می کنم که من نشانه ای از اين خبرها نيافته ام. بجز حمله به دفتر اتحاديه اروپا در غزه از حمله مسلحانه يا تهديد ديگری بی خبرم. آخرين چيزی که در منابع قابل اعتماد خبری خوانده ام يک تهديد اينترنتی است:
A statement on the internet purporting to be from an Iraqi militant group called on fighters to "hit whatever targets possible belonging to these two countries and others that follow their steps". - سيبستان

Posted by: ضدمذهب ارتدوکس at February 2, 2006 3:06 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 24
چاپ کن
بفرست