بنده می خواستم اظهار نظر کوچکی کنم و از حضور عزیزتان مرخص شوم. تازگیها متوجه شده ام برای ادعای روشنفکری دوستان عادت کرده اند که به هر چه سیبستان می گوید بتازند تا اثبات کنند که از منورالفکرانند. هشدار بدهم که از دو جهت این مشکل بر دوستان ممکن است حادث شود: ۱- پیروی از مد و به قول رفقا فشن. ۲- چرا متفاوتی با ما چای بنوش یا هم پیاله ی ما شو!
توضیح قسمت دو: مردم از تفاوت بیزارند. در واقع می گویند که به قلم ما بنویس و همانند ما بنویس و همانند ما بیاندیش وگرنه اعتراض می کنیم و حتی با موافقانمان هم مخالفت خواهیم کرد.
ببینید اگر کسی زبان فرانسه یا انگلیسی المانی... خوب بنویسد این دوستان در علم کتل می کنند که فلانی به زبان ایکس خیلی روان سخن می گوید و می نویسد و افتخاری برای او خواهد بود. حالا چه شده است که قوت در زبان فارسی شده
است شرم؟
اینکه جناب سیبستان زبان فارسیش خوب است باید موجب متلک شنیدنش بشود؟ عجب!
در ضمن این وبلاگ نویسی یک بدی بزرگ دارد و ان هم این است که شبیه سیب زمینی پوست گرفتن دم در خانه است. حالا سیب زمینی که پوست می گیرید و با هر کس و ناکسی می نشینید و مثلا بحث های مغزدار هم بکنید خوب واضح است که عده ای صحبت های شما را متوجه نمی شوند و گاه هم برمی اشوبند که این چه زبانیست و چرا به کلام ما سخن نمی گویی؟
ای بابا زبان فارسیتان را قوی کنید. از ایرانی بودن جز غرغر کردن و اعتراض کردن به هرچیز و هر نوشته چیز دیگری نیاموخته اند!
رفقا اول متنی را بخوانید و بعد نظر بدهید. یک وبلاگ را باز نکنید که فقط بتازید. تاختن هم مد شده است؟
در ضمن جناب جامی، استدعا می کنم که ماجرای این فمینیست نما ها را پایان دهید. یا ابتدا تعریف مشخصی باید ارایه بدهیم که چه کسی را می توان فمینیست نامید و بعد از این ایسم ها به خیک مبارکشان ببندیم!
عمرتان شاد و دراز باد!