مهدی عزيز
شرمنده کرديد ما را. مبادا خدای نکرده از اين ادبيات کلثوم ننهای ما هول کنيد و مادربزرگی ما شما را بترساند که فکر کنيد خيلی ما زبانم لال قدرقدرتی زنانه داريم ها! نکند اين اسم سيبيل طلا کار دست من داده؟ شما که ما را در ولايت خودمان ديدهايد که؟ نه سيبيلی در کار بود نه قدر قدرتی. يک نازک اندامی بوديم افسرده که مثل همه زنهای افسرده خيلی هم. زيبا. ما درست بر عکس انقلاب هستيم اولش عجوزه نشون می ديم بعد که با ما می خوابند می بينند چه زن جوان و زيبايی بوديم. به هر حال اگر بر زدن برچسب قدرقدرتی بر ما اصرار داريد، من ادبيات خاله خايه داری را ترجيح می دهم.
زت زياد