از پاسخِ شما سپاسگزارم.
گويا من پرسش و منظورِ خود را درست ننوشتهام. :-)
من هرجا نوشتهام مسيح، منظورم «مهر» بوده و نه «عيسای ناصری».
راستش من چندان پيگيرِ بود و نبود عيسی نيستم. اگر هم چنين کسی بوده است، به گمانِ من بيش از يک مصلحِ معمولی نمیتوان برای او اهميتی يافت. جدا از آنچه بعدها پيرامون چنين شخصی گفته و نوشته شده است.
چون شما با توجه به پرسشِ من نوشتهايد به شخصيتِ تاريخی مسيح باور داريد، سپس «مهر» و «مسيح» را در برابر هم بکار بردهايد، من کمی سردرگم شدهام، نمیدانم به شخصيتِ تاريخی عيسی باور داريد يا مهر. از مسيحِ ايرانی همان برداشتِ من را داريد (چيزی که من مسيحِ راستين مینامم و همان مهر است در برابر مسيحِ دروغين که عيسی است) يا چيزِ ديگری.
به گمان من با توجه به آنچه استاد بهروز ارائه دادهاند و بر پايه نوشتهها و سندهای بيشتر شرقی، تاريخ زايش مهر و وفات او دقيق و درست است. بويژه اگر آن را با تاريخ رصد زرتشت بدست دادهاند. آيا شما تاريخی را که ايشان برای زمان زرتشت حساب کردهاند نيز قانع کننده نمیدانيد؟
ديگر اينکه من نمیتوانم آنچه شما «اغراق» میگوييد، در نوشتههای پژوهشگران ياد شده بيابم. که اين بيشتر به ناواردی و آگاه نبودن اينجانب به تحليل و بررسی علمی بر میگردد. برای همين هم دوست داشتم يک نمونه از آنچه شما میفرماييد در برابر داشته باشم تا بتوانم هم يک چيزی در اين زمينه فرابگيرم و هم با يک ديدگاهِ دگرگونه به موضوع بنگرم.
همچنين نمیتوانم دريابم که چرا میگوييد مقدم مانند بهروز قدرتِ نظريه پردازی نداشت. اين يعنی اينکه نظريهی آنها نادرست بوده (با توجه به گفتهی شما مبنی بر تصحيح نظريه) يا نمیدانستند چه مدرکهايی بايد پيرامونِ نظرِ خود ارائه دهند؟
با توجه به آنچه میانديشيد، می توانيد بگوييد اين تصحيحِ نظريه که بيان کردهايد، به چه گونهای و در چه راستايی بايد باشد؟
کتابِ جامعی که میگوييد شادروان مقدم در غرب نگاشتهاند، چيست؟ همين کتابِ «جستار درباره مهر و ناهيد» را میفرماييد، يا کتابی ديگر و به زبانی ديگر؟
چيزی که من از نوشتهی جناب بهار برداشت کردم اين بود که ايشان در بخشی از گفتارِ خود زرتشت را پيرامون زمان هخامنشيان میانگارند و با توجه به اين، نظريه و برداشتِ ايشان در آن بخش، نادرست و بی پايه و اساس مینماياند. که چون درست موضوع يادم نيست، اکنون آن را به کنار میگذارم. بايد ياداشت بر میداشتم که با توجه به زمانی که داشتم، نشد.
* ببخشيد زيادی پرسش میکنم. خواهش میکنم توجه کنيد که من چندان با دانش نيستم و چون به موضوع علاقه دارم، کوشش می کنم چيزکی دريابم. شما و يک نفر ديگر که نظرش به ديدگاه پژوهشگرانِ ياد شده نزديک است، تنها کسانی هستيد که در اينترنت میتوانم از آنها راهنمايی بگيرم. همين باعث میشود مزاحم شما بشوم.