يادم هست كه يلداي پارسال شيرين بود در سيبستان نه تلخ! سرخي انار بود و زيبايي شگفت تصويري كه در خيالم رويايي شد كه با قلم نقش بسته بود و در حقيقت نگاه جستجوگر شما بود از ميان لنز دوربينتان به زندگي. باز هم يادم هست كه انگار دخو داماد مي شد! باورم نمي شود! همين ديروز بود! زمان چه زود مي گذرد حتي در همين دنياي مجازي! يلدا مبارك حضرت سيبستان(آقاي جامي نازنين!). كاش امشب را به قاعده دلتان با نوشتاري شيرين، سروده و يا عكسي زيبا و دلنشين از خود ميزبانمان بوديد و ما هم به رسم كوچكي و ادب ميهمان!