بحث جانك ساينس مثل باز کردن قوطی کرم ها يا به اصطلاح فارسی شوراندن لانه زنبور است زيرا جانک ساينس آنقدر خصلت پروپاگاندا دارد که اگر با معيار آن وارد بحث شدی ديگر دقيقا نمی توان تعيين کرد چه چيزی جانک ساينش نيست! مثلا مشاوران و دانشمندان دولتی آمريکا بحث گرم شدن زمين را جانک می خوانند ويا صنايع سيگارسازی بحث های مربوط به ضررهای دود سيگار را برای غيرسيگاری ها جانک می دانند. پيداست که هدف پروپاگانداست. اما احتمالا از هر دو سو. خلاصه هر کس توليد و بحث هر گروهی را نپسنديد می تواند آن را به جانک متصف کند.
در واقع جانک ساينس نامی شبه علمی است و ميدانی برای دعواهای بين گروههای دارای منافع متضاد که هر کدام طرف مقابل را به هوچيگری و جانک بودن متهم می کند. از نظر ايرانيان که معمولا برای علم معصوميت و تقدس قائل اند اين حوزه زياده مادی و دستمالی شده است اما واقعيت همين است که علم در جهان امروز در خدمت منافع صاحبان صنايع و سياست ها قرار می گيرد و منافع هم برای از ميدان به در کردن حريف نياز به پروپاگاندا دارند. جانک ساينس ميدان را برای اين دعواها آماده می کند.
به هر حال از مطالعه در باره بشقاب پرنده ها تا تحقيق در باره ميترائيسم ايرانی می تواند جانک ناميده شود. بسته به اينکه کجا ايستاده باشيد. مثال های اخير ايرانی اش در بحث پاسارگاد و تنگه بلاغی اتفاق افتاد. يا تقريبا کل تحقيقات ناصر پورپيرار را به دليل جنبه شديدا تبليغاتی اش می توان جانک خواند.
با اين اوصاف اگر يکبار ديگر به ادعای آرش دقت کنيم بهتر پی خواهيم برد که چه کسی در حوزه توليد جانک قرار دارد. کسی که به استدلال رو می کند يا کسی که از تعطيل استدلال دفاع می کند.
از نگاه من جانک بيشتر از جنس برچسب است و برجسب ها معمولا برای اين ساخته می شوند که آدم را از فکر کردن و زحمت کشيدن و به نتيجه رساندن راحت کنند. چون اصولا پروپاگاندا سر و کاری با تفکر ندارد. خلاصه اينکه دانشگاهيان که آرش می گويد بعضی توليدات علمی را جانک می خوانند آدمهای معصومی نيستند. بسياری از اين دانشگاهيان در خدمت همان صنايع اند و دليل اينکه دستاورد ديگران را جانک می نامند اين است که آنها حريف و رقيب اينهايند. يعنی با جانک ناميدن می خواهند آنها را از ميدان بيرون کنند. همين!