بزرگتر بهتر است کوچک زيباست قاعده ای وجود ندارد. تناسب اصل است.
اما تناسب با چه؟
من از دوگانه ها بزرگ-کوچک، سفيد-سياه، اينطرفی-آنطرفی بيزارم. از اين دوگانه ها رهزن تر در عالم فکر بشری نبوده است. از هر کس و هر مرامی که اين دوگانه های را نفی کند و صورت انسانی تری به جهان دهد استقبال می کنم. روزنامه گاردين در قطع جديد خود از نمونه های نفی اين دوگانه هاست.
گاردين در اولين شماره قطع تبلويدی خود (که گويا همان قطع مطبوعات ورزشی ايران هم هست) در گوشه صفحه اول نوشته است: Bigger isn’t always better … فرهنگ آمريکايی فرهنگ سايزهای بزرگ است. خانه بزرگ ماشين بزرگ مک دونالد دو طبقه نوشابه بزرگ واقعا بزرگ ... بزرگتر هميشه بهتر نيست. روزنامه های معتبر آمريکايی هنوز با همان قد و قواره دراز خود که مثل بارانی بلند است در می آيند. بزرگتر بهتر است شعار آمريکايی است.
اما آيا واقعا بزرگتر بهتر است؟ زمانی شعار کوچک زيباست مطرح شد. شايد اول بار فقط مفهوم اقتثصادی داشت و اقتصاد روستايی را تحسين می کرد. در هند. زيبايی کوچکها هم زيبايی ديگری است. اما کوچک زيباست فقط به اقتصاد محدود نماند. ژاپنی ها طيف رنگارنگی از کوچکهای زيبا فراهم کرده اند در تکنولوژی. ماشين های بزرگ هم از رده خارج شدند. مصرف بنزين شان زياد بود. جا هم زياد می گرفتند. حالا کلی ماشين تو دل برو ساخته شده است با سايزهای مختلف ولی نه بزرگ. دست کم نه برای عموم.
بزرگ بهتر است يا کوچک؟ پاسخ به اين دوگانه دادن هم مثل سوال اش رهزنی می کند. جواب ساده است: تناسب بهتر است!
گاردين روزنامه بسيار معتبری است. برای روزنامه ای مثل گاردين تغيير شکل و سايز دادن اصلا کار آسانی نيست. آنهم در کشوری که محافظه کاری حرف اول را می زند. گاردين با شجاعت و درايت کافی پا به عرصه گذاشته است و يک سنت صد و بيست ساله را تغيير داده است.
درست است که تايمز و اينيدپندنت هم پيش از اين تغيير سايز داده اند. اما گاردين نه تايمز است نه اينديپندنت. گاردين گاردين است!
با اينهمه يک چيز مسلم است. گاردين با تغيير سايز خود به واقع بينی در عرصه بازار مطبوعاتی گردن نهاده است. سنت شکنی گاردين نشانه مهمی است. شايد برای همين است که گاردين اولين روزنامه ای نبود که به سوی تغيير سايز رفت. گاردين نياز داشت بيشتر بسنجد. حالا هم با امکانات بيشتری آمده است و انديشيده تر. ورق زدن شماره اولش در قطع جديد واقعا لذت بخش بود: بازسازی گاردين قديمی در دنيايی جديد. بيگانه اما آشنا. آشنايی زدايی که سالهاست رفيق شما بوده است.
گاردين هيچ ابايی ندارد که بگويد در تغيير قطع پيرو روزنامه های عامه پسند شده است. مرز غيرقابل عبوری بين روزنامه عامه پسند و نخبه پسند نيست – باز دوگانه! اين روزنامه های عامه پسند بودند که اول بار قطع مردمی تر و قابل استفاده تری را انتخاب و رايج کردند. شايد در آغاز اصلا می خواستند با انتخاب قطع کوچکتر به روزنامه های جاافتاده طبقات اعيان تر و تحصيلکرده تر دهن کجی کنند و تفاوت خود را از همان قطع شان به رخ بکشند و بگويند ما هيچ نيازی نداريم برای کسب اعتبار شبيه شما شويم. و نشدند. آنها راههای ديگری برای جلب مشتريان خود داشتند و دارند و بسيار پرفروش اند.
گاردين شرمی ندارد که بگويد از آنها ياد گرفته است. اين اعترافی به اعتقاد به دمو است. همان که با کراسی می شود دموکراسی. اگر امروز بيشتر خوانندگان آن قطع را می پسندند مقاومت در برابر آن احمقانه است.
در عين حال گاردين چندان هم وامی به تبلويد ها ندارد. سالهاست که قطع ويرايش بين المللی گاردين همين است که امروز قطع عمومی آن شده است. اما روشن است که آن قطع را در داخل کشور کسی نديده و نمی شناسد. گاردين به هر حال به صف ديگر مطبوعات قطع نيم ورقی داخل پيوسته است. پس وامدار پيشگامان آن است که هيچيک نخبه گرا نبوده اند.
زمانی بود که عامه نويس ها بايد متشبه به نخبه نويس ها می شدند تا قيافه حق به جانب و غلط اندازی بگيرند و جنس خود را آب کنند. آن زمانها فرهنگ هنوز اينقدر به دمو وابسته نبود. هنوز طبقات اعيان حرف اول را در همه صحنه های سياسی و فرهنگی می زدند. فرهنگ جليقه و يقه سفيد و شلوار اتوکشيده و لهجه آکسفوردی به همراه مخلفاتی مثل پيپ رايج بود. حالا دوره خاکی بودن دمو است. مدتها ست البته. دمو همه چيز را تعيين می کند. حالا اگر نه دقيقا همه چيز دست کم بر همه چيز سايه دارد. حالا نخبه نويس ها بايد به جلد عامه نويس ها درآيند تا حرفشان زيادی بوی اسنوبيسم اشرافی ندهد.
بزرگتر يا کوچکتر؟ مساله اين نيست. مساله اصلی و واقعی تناسب است. تناسب با اقتضائات تازه. پسندهای تازه. دريافت های تازه. تنوع طلبی ها تازه. جريانهای مسلط فرهنگ. بزرگ هميشه بهتر نيست. کوچک هميشه زيبا نيست. اما تناسب؟ - هميشه زيباست. و مثل هر زيبايی اصيل نشانه ای از هوش سرشار.
در وب: همه چيز در باره چهره جديد، گاردين در باره تغيير سايز گاردين، يونس شکرخواه
|