:: پايان شب سيه سپيد است
:: نوروز خانواده گنجی دهم فروردين است
:: سلام آقای گنجی
:: صدايی که شنيده نمی شنود
:: چرا گوش نمی کنيم؟
:: در معنای بی معنايی
:: روشن نگه داشتن شمع اميد
:: شمعی به ياد گنجی روشن می کنم
:: انقلاب تک نفره
:: چرا آدمکش ها اعتصاب غذا نمی کنند
:: حجاب و تفاوت
:: چرخه باطل سرخوردگی و مجازات تفاوت
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
August 12, 2005  
ميلاد در بيمارستان  
 
اجتماع دوستداران گنجی در برابر بيمارستان ميلاد
از مجموعه عکس های خبرگزاری فارس در ايرانيان. من برای مردمی که آنچه را می خواهند، بی واهمه و  آشکار می گويند سخت احترام قائل ام. اين ميلاد نسل تازه ای است. صدايی تازه که بايد پيش از آنکه دير شود شنيد. آنها امروز اندک اند. اما فردا می تواند روز ديگری باشد. من برای آنها که به جای امضا اقدام می کنند احترام قائلم. برای آنها که امضاشان اقدام است احترام قائلم. من برای آنها که راه اقدام را می شناسند و خشونت را با خشونت پاسخ نمی دهند احترام قائلم. من شمع گنجی را روشن می بينم. 
Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/721
نقد و نظر


Dorod bar shoma..ma ze yaran chashme yari darim.
به داد كردها برسيم

2ــ چرا در كنار آزاديخواهان و مبارزان داخل كشور، مدعيان مبارزه در خارج هم در برابر جنايات رژيم در كردستان سكوت كرده‌اند؟ مگر كردها ايراني نيستند؟ مگر جان آنها عزيز نيست؟ اين چه منطقي است كه تا قربانيان رژيم كرد و بلوچ و عرب و آذري و تركمن مي‌شوند، غيرت ملي و حميت و تعصب ملي گرائي شووينيستي به ما اجازه نمي‌دهد نسبت به اين جنايت سخني بگوئيم؟ از يك سو مدعي هستيم ايراني‌ها همه برابر و برادرند و در سرنوشت با هم همراه و همسفرند، اما وقتي پاي دفاع از حقوق آنها به ميان مي‌آيد با گفتن اينكه «بله اينها تجزيه طلبند» از مسئوليت خود شانه خالي مي‌كنيم. طي سه هفته اخير حداقل سي نفر در كردستان كشته و دويست تن زخمي شده‌اند. رژيم مزدوران خود را در گروه پژاك (وابستگان حزب كارگران انقلابي كرد تركيه كه در پناه سپاه پاسداران هستند) و تشكيلات تازه‌اي كه با عنوان جيش اسلام به فرماندهي ابومنصور از وابستگان جهاد اسلامي برپا كرده به شهرهاي كردستان و استان اروميه ريخته و اينها از يكسو مساجد و حسينيه‌ها را آتش مي‌زنند و از سوي ديگر به قتل و آزار كردها و تجاوز به خانه و حريم شخصي آنها مشغولند.
چرا سكوت كرده ‌ايم؟ آيا حزب دمكرات كردستان ايران در طول 26 سال گذشته صداي رساي مردم ما در چهارسوي جهان نبوده است؟ آيا هرگز اين حزب در حمايت از مبارزان ايراني از هر قوم و تيره و مذهب، ذره ‌اي كوتاهي كرده است كه امروز تنهايش گذاشته‌ايم؟


August 11, 2005 04:40 P

Posted by: Hiwa at August 13, 2005 12:05 AM



خوش به حال آنهايي كه ميدانند چرا گرسنه هستند!!!

Posted by: pinokio at August 12, 2005 10:53 PM



تك تك شان را دوست دارم و محترم مي دارمشان.شجاعت و جسارت زيادي ميخواهد كه اين عزيزان دارند وباعث افتخار همه ما هستند.قدر همه شونو مي دونم.

Posted by: neylabak at August 12, 2005 10:57 AM



سلام

درود بر شما آقای جامی.درود.

موافقم که این نسل نسل نوی است.جامعه ما
چند شقه شده و این حکومت روی همین شکاف ها حکومت می کند. اما در این وضع موجود انگار این نسل بیدار شده باشد.سیلی ها کار خودش را می کند کم کم.خاکستر پاشیدند دوغ در آب پاش کردند و پاشیدند و اما هنوز در این شهر کسانی هستند که بیدارند.

این رسم امیدواری است. یعنی چاره ای هم نیست.

با مهر

Posted by: جواد_ق at August 12, 2005 9:59 AM



چرابيش تر از 250نفر در اين اجتماع نبودند به نظر شما اين علامت چيست؟

Posted by: وبگرد at August 12, 2005 9:19 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 5
چاپ کن
بفرست