:: گفتمانی تازه برای ما: مبارزه با فقر و فساد و تبعيض
:: وبلاگستان در تعطيلات و قضيه خلع سلاح
:: توضيح المسائل انتخابات هدايت شده
:: منطق گفتگو از شکست
:: دموکراسی ايرانی، تقلب و درويشی
:: خزانه غيب انتخابات
:: بازی تمام شد
:: زندگی از شنبه همچنان ادامه خواهد داشت
:: نام و ننگ در انتخاب های اضطراری
:: شکاف انتخاباتی يا شکاف اجتماعی؟
:: مشکل فقدان جسارت در اصلاح طلبان
:: شکست حزب ليبرال دموکرات وبلاگستان
:: مغولها
:: رفسنجانی، کرباسچی و غول چراغ جادو
:: ديدار با حجاريان
:: حداکثرطلبی در سياست معين
:: رئيس جمهور نخست وزير نيست
:: عليه استصواب - با کدام قدرت از کدام راه؟
:: معين ملت يا معين مشارکت؟
:: معين يا رفسنجانی؟ - مساله چيز ديگری است
:: بگذاريم غريزه پی بازی برود
:: رفسنجانی مظهر شيخوخيت ايرانی
:: گره اصلی در انتخابات ايران
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
July 1, 2005  
! ما گروگان ايم  
 

می گويند احمدی نژاد ممکن است در گروگانگيری شرم آور سفارت آمريکا دست داشته بوده باشد. سه ملاحظه:

اولا از نظر من دعوا اصلا بر سر واقعيت ماجرا نيست. آمريکايی ها دارند با احمدی نژاد لاس می زنند! يک جور سلام و احوالپرسی غيرمتعارف. دارند طرف را وزن می کنند و واکنش هاش را می سنجند تا اين آدم ناشناخته را کمی محک بزنند و بشناسند. قضيه شباهت او با عکس کسی که معلوم نيست کی هست ( و اين هم خود چيز عجيبی است) بهانه است. بهترين بهانه!

ثانيا جنس دعوی آمريکايی ها از همان جنس دعوی رئيس جمهور بودن آقای احمدی نژاد است. اگر اين طرف می تواند از هيچ همه چيز بسازد چرا آمريکايی ها نتوانند! چيزی که عوض دارد گله ندارد. حداکثر می شود مثل خيلی از پرونده سازی هايی که قوه قضايی عزيز می کند و تا پای اعدام هم طرف را می برد بعد می گويند درست است اشتباه شده بوده است.

ثالثا واقعيت اين است که پر بيراه هم نمی گويند. منتها تاريخ گروگان گيری را اشتباه کرده اند. آقای احمدی نژاد گروگان گير هست اما گروگان های او ملت ايران اند. يا دقيقتر: انتخابات 84. روش او هيچ کم از روش گروگان گيرها نداشته است.

پی نوشت:

اولا
صاحب آن عکس خود را حلق آويز کرده بوده است!
ثانيا با طرح ادعاهای جديد
ماجرا ادامه دارد؛ از طريق دنيای يک ايرانی


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/696
نقد و نظر

شهلا خانم عزيز،
لينک شما را ديدم. من به نامه های اينچنانی هرگز اعتماد نمی کنم و هزار و يک دليل برای جعلی بودن آنها دارم. اصولا هم کار ما با ظواهر امور و نشانه هاست. کار با اسناد يا کار اطلاعاتی کار ديگری است و کار آدم های غيرحرفه ای مثل ما نيست. من در تحليل های خود سعی می کنم واقعيت های عمومی و در دسترس را بسنجم تا اسناد پشت پرده را. در تکيه به اينجور اسناد و اعتماد به آنها نوعی تنبلی فکری می بينيم. وقتی هزار دليل آشکار برای رسيدن به نتيجه هست تکيه بر دلايل نامطمئن و مشکوک بی معنی است.

پوريای عزيز،
با نظر تو کاملا موافقم. بازی های آمريکايی ها معمولا چند هدفی است. زمينه سازی برای هر نوع تعرض هم در اين قضيه ديده می شود.

Posted by: سيبستان at July 1, 2005 6:41 PM



جنبه ديگر اين خبر مربوط به تحت تاثير قرار دادن افكار عمومي آمريكا در جهت آماده سازي براي برخورد نظامي احتمالي است. يادآوري گروگان گيري سال 58 كه تاثيري منفي بر اذهان آمريكاييان گذاشته بود در كنار هشدارهاي جديد دولت آمريكا در مورد ورود اتباع اين كشور به خاك ايران و همچنين گسترده تر كردن تحريم هاي بين المللي در قبال ايران و افزودن به قطر پرونده جنگ عليه تروريسم, مي توانند صداي آژير خطر را به گوشمان برسانند. از سوي ديگر انتخاب احمدي نژاد و احتمال شكست مذاكرات ديپلوماتيك با اروپا و امكان ارجاع پرونده هسته اي به شوراي امنيت خطر را نزديك تر مي كنند. هرچند امروزه رخدادها از تحليل ها و پيش بيني ها پيشي مي گيرند( مصداق بارز اين امر را در مورد انتخابات خودمان شاهد بوديم) اما به نگاهي به تعرضات سالهاي اخير آمريكا به كشورهايي چون افغانستان و عراق در ميابيم كه حمله به ايران نه تنها دور از ذهن نيست كه شايد برنامه ريزي نيز شده باشد. اما تكرار مي كنم, متاسفانه به نظر مي رسد چاره نداريم جز اين كه به انتظار رخدادها بنشينيم!

Posted by: ا _ پوریا at July 1, 2005 6:21 PM



اينجا رو ديدید؟
از سابقه درخشان و گویای پرزیدنت !!!؟؟؟
http://tinypic.com/67s7dj.jpg

Posted by: شهلا at July 1, 2005 3:24 PM



ارزشمند بود ! حتي اگر با باقي بندهاي نوشتارت موافقتي نداشته باشم , نميتونم موافقت خودم رو با بند ّ اولا ّ پنهان كنم . اين نشانه ي هوشمندي سياسي صاحب نوشتاره ! به من هم سربزن

Posted by: Saleh Sahabeh Tabrizi at July 1, 2005 2:24 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 4
چاپ کن
بفرست