 |
 |
 |
| |
 من درست متوجه نشدم که اين جوانها با رفسنجانی عکس انداخته اند يا رفسنجانی با آنها عکس انداخته است! ولی هر چه باشد عکس بی نظيری است: اولين عکس در عمر انقلاب که يکی از رهبران انقلاب در ميان دو جوان عکس می گيرد که يکی دختری است با حجابی که هر جای رسمی ديگر به او گير می دهند و پسری با آستين کوتاه و شلوار جين. يادم افتاد که در يکی از مجلس های سابق اعتبار يک نماينده به خاطر عکس انداختن با شلوار جين به خطر افتاده بود. ولی اين عکس پيام ديگری منتقل می کند. بنازم به نياز انتخاباتی!
|
|
| آدرس دنبالک اين نوشته |
| http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/646 |
|
جناب آقای طهماسبی: "«عادل» از نامهاي خداوند نيست"!!!!! |
Posted by: جستجوگر at June 26, 2008 7:24 AM
|
|
Posted by: sahebdiba at May 18, 2005 8:03 PM
|
امروز ديدم بیبیسی هم عکس اين دخترخانم را که کنار آقای هاشمی نشسته در مطلبی به عنوان «تلاش برای جذب رأی اوليها» گذاشته، خب کمی بیانصافی است که از دختری با سن پايين (رأى اولی ديگر، بله؟) به صرف زيبايی غيرقابلانکارش به عنوان حربهی تبليغاتی استفاده کنند، آن هم زمانی که حکومت اسلامی هميشه شيوهی تبليغات را به عنوان يکی از نقاط ضعف «دموکراسی غربی» نام میبرد که مردمفريب است و دموکراسی را از اصالت و آگاهی تهی میکند. البته احتمال خيلی کمی هم میتوان داد که چيدن بچهها و عکاسیها کاملا اتفاقی بوده باشد، ولی از اين آدمهای پراگماتيست دور و بر آقای هاشمی هر کاری که بگوييد بر میآيد! يک دليل هدفدار بودن اين کار تبليغاتی اين است که به هدف هم خوردهاست: غير از سايت پربيننده بیبیسی و شما، سايت بازتاب هم اين عکسها را به عنوان «عکسهای ويژهی هاشمی» منتشر کرده است! در ضمن اگر اين دور و بر سايت ايميلی از شما پيدا میکردم اين نظر را نمینوشتم، میخواستم دعوتتان کنم به خواندن آخرين مطلب وبلاگم. |
Posted by: امين at May 18, 2005 1:34 AM
|
يک کامنت حذف شد: کامنت گذارانی که بی نام و نشان می نويسند و در کامنت خود به ديگران بد و بيراه می گويند و يا اين و آن را متهم می کنند انتظار نداشته باشند کامنت آنها باقی بماند. اگر حرف تان حساب است با اسم و رسم بنويسيد اولا و ثانيا فقط در باره سيبستان و مطالب آن بد و بيراه بنويسيد. اينجا ديوار کوچه و آبريزگاه و ستون برق نيست که رويش ناسزا بنويسيد و برويد. بی ملاحظه و فوت وقت حذف خواهيد شد! |
Posted by: سيبستان at May 17, 2005 5:48 PM
|
مهدی جان ببخش که پا برهنه ميام وسط بلاگت! اما ببين چه کامنت زيبايی برای نوشته آخر الپر گذاشتن. بخوره و دنده اش کش بياد تا اين همه چرت و پرت ننويسه.
کيکاووس :
آقا جان يک مدتی چيزی ننويس. دنيا که آخر نميشه. اين مزخرفات چيه داری خورد ملت ميدی؟ خُب تو بدو برو به معين رأی بده! ديگری هم به رفسنجانی. اون يکی چی ميدونم به کی ميخواد رأی بده. يک عده ای هم نمی خوان رأی بدن. اين چه حرکت زشت و ناپسندی که تاج زاده راه انداخته و شما ها پشتش اوفتاديد. «انفعال» و «منفعل» و از اين مزخرفات. داريد يواش يواش از اين واژه ها فحش و دشنام می سازيد. دمکراسی که ميگيد و ميخواين همينه؟ اصلاً آدم بی سواد ميدونی در آغاز در آتن دمکراسی به معنای نه گفتن بود و نه آری گفتن. هر حاکمی رو که محبوبيتش بيشتر ميشد شهروندان آتن می گفتند اين آدم خطرناک است. چرا؟ چون بين مردم و توده ها محبوبيت داره. بهش «نه» می گفتند و بعد هم تبعيدش می کردند. جوان اين همه رطب و يابس ننويس برو يه کمی هم مطالعه کن تا وقتی ميگی دمکراسی معنای ابتدايی اش رو حداقل بدونی. اين همه را از سر خيرخواهی بهت ميگم. وگرنه به قول خواجه حافظ: از ما نخورده باشی! |
Posted by: جواد at May 17, 2005 2:23 PM
|
شايد با ديدن اين عكس بخنديم و يا عصباني بشويم . و يا فكر كنيم كه اين يك تقلب است و آقاي هاشمي اصلا" به چيزي كه تظاهر مي كند اعتقادي ندارد . مهم نيست كه ما اين وضعيت ها را ببينيم و راجع به آنها حرف بزنيم ويا انتقاد كنيم . اين آقايان خيلي بهتر از ما جامعه و مردم را مي شناسند و مي دانند همين رفتارهايي كه ما مي گوييم مردم فريب را بايد انجام دهند زيرا واقعا" مي تواند مردم را فريب دهد و آنها را به اين سمت بكشد كه بله آقاي رفسنجاني دچار دگرديسي شده است و او اصلا" بنيان گذار دموكراسي در ايران خواهد بود . در انقلاب سال 57 دانستم كه اينها بهتر از روشنفكران مردم را مي شناسند با حقارت ها و ترديدها و آرزوهايشان آشنا هستند و بهتر از روشنفكران مي دانند رگ خواب اين مردم كجاست . همه ي اين رفتارها مرا نگران مي كند نگران 4 سال آينده كه باز چقدر بايد منتظر بمانيم و چند دوره ديگر بايد بگذرد تا واقعا" ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد! |
Posted by: spi at May 17, 2005 11:06 AM
|
بعضي وقتها ژست بعضي آدمها چقدر نچسبه... آخه هاشمي چه حرف جوون پسندانه اي تا به حال زده كه حالا اومده با اونها گفتگوي "صميمانه" انجام ميده و عكس يادگاري ميگيره؟ آخه تا كي قراره مردم خر فرض بشن؟ ها؟ |
Posted by: mehdi at May 17, 2005 9:52 AM
|
ديدن اين عكس براي من هم خيلي جالب بود، اما مي شود نگاهي - البته شايد خوشبينانه - نيز به آن داشت و آن را نوعي اعراض رسمي از حركت هاي افراطي گذشته دانست. آن هم از سوي كسي كه خواه ناخواه از پايه هاي انقلاب محسوب مي شود وبه رغم آن كه خود - تحت افكار خاص صنفي و شرايط پس از انقلاب - مسبب برخي تندرويها بوده، امروز در جامعه ايران - درست يا نادرست - به نوعي نقطه اميدي تصور مي شود كه مي تواند به خاطر قدرت و جايگاهي كه دارد در ايجاد تغيير و اصلاح امور نقش ايفا كند.
امروز براي مردم وجود يك قدرت واقعي كه بتواند در برابر قدرت مطلقه و نظام ملوك الطوايفي فعلي بايستد و احتمالا - با دگرديسي سياسي - به حقوق مردم معترف باشد و گام به گام با خواستهاي مردم راه بيايد و راه بگشايد... به اشخاصي كه عملات قدرتي براي تغيير ندارند ترجيح دارد. به قول دكتر توكلي دير رسيدن مسافران قطار سياست (يعني مردم) به مقصد بهتر از بيراهه رفقتن آن و هرگز نرسيدن است.
|
Posted by: hamid at May 17, 2005 9:16 AM
|
هر چيز جديدي از اين باغ سياست مي بينم صد بار ميگم روحت شاد ارول |
Posted by: پرنیان at May 17, 2005 6:04 AM
|
سلام نمي دونم چه جوري به اينجا پرتاب شدم ولي از اين پرتاب خوشحالم.. از مطالبت خوشم اومد .. موفق باشي هموطن من.. چند تا از مطالبتون رو براي دوستام هم فرستادم كه بخونند |
Posted by: mahsa at May 17, 2005 5:50 AM
|
سلام دوست گرامی و ارجمند /از نکته سنجی شما لذت بردم این عکس را ندیده بودم.برایم جالب بود ولی تعجب نداشت.وقتی قافیه تنگ آید و چیزی در دست نداشته باشند که عملکرد خود را در طی این چندین سال توجیه کنند همین می شود که می بینیم (تظاهر کردن) . مثل فائزه هاشمی برای انتخابات مجلس که با عکس دوچرخه سواری در روزنامه ها توانست بالاترین رای انتخابات مجلس را به خودش اختصاص بدهد حالا هم نوبت پدر است.ولی تجربه مردم چه جوابی برای آن دارد؟ |
Posted by: پیام آوران سگال at May 17, 2005 5:39 AM
|
براي جامعه اي مثل ايران اين بيشتر از اين كه نياز انتخاباتي باشه دقيقا به پا ايستادن خوك ها و سيگار برگ كشيدنشونه ..بنازم به ارول و كتابش |
Posted by: روزبه at May 17, 2005 5:04 AM
|
|
|
|
 |
|
 |
|
 |
|