:: قلمدون آخر سال
:: قلمدان شکسته قضا
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدونی قابل
:: قلمدان نيمچه فلسفی
:: قلمدون اضطراری
:: قلمدون سونتاگ
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدون
:: قلمدون - نسخه آزمايشی!
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
May 3, 2005  
قلمدان کانادايی تاجيکی  
 

بدين وسيله از همه احباب و ارباب فضل و دوستان ناديده سابق که در اين سفر "ديده" شدند و از جمع خوشحالان و خوشگويان آن آخرين شب در تورنتو بودند يا گزارش و عکس و يادکردی در وبلاگ های خود آورده اند صميمانه سپاسگزاری و خداحافظی نموده اجر جزيل برای تمامی ايشان از درگاه احديت خواستارم و رجاء واثق به ديدار مجدد آن حلقه اخوان و اخوات الصفا دارم. اين است نام و نشان آنها که دست به قلم برده اند:

"مهدی جامی اصلا آدم ترسناکی نيست" (خيلی ممنون!) يادداشت نازلی سبيل طلا (که يک وبلاگ نويس شش دانگ است و من خوشحالم قبل از اسمش با خودش آشنا شدم وگرنه شايد هيچ وقت نمی خواندمش و يک دنيا مطلب خوب و نکته سنجی های بکر را از دست می دادم - نتيجه: گول اسم را نخوريد)؛
"دستان ملکوتی" ( و خوشبختانه نه عنکبوتی) کلام و عکس همراه با چای دارچين از نيک آهنگ (بزنم به چوب عجب قامت مردانه ای داشت دست کم دو برابر آن چيزی بود که از نوشته هاش تصور کرده بودم! تيپ آمريکايی)؛
"مهدی جامی و حجت الاسلام پناهيان"، بهمن کلباسی در شهروند نصف جهانی (فکر کنم بزودی بايد نوشته های انگليسی اش را از فارسی جدا کند و تکليف خودش را با اين هويت کانادايی-ايرانی روشن فرمايد)؛
"اروتيسم ايرانی" يکی از دو گزارش سليمان بدخشانی در دست نوشته های پراکنده (خب گفتگوی غير رسمی بود و فکر نمی کردم سر از اينجا ها درآورد ولی حالا که آورده است چه باک. بزودی در اين ملکوت يک وبلاگ گروهی راه خواهد افتاد به نام ناسوت برای همين نوع بحث ها - قابل توجه علاقه مندان! يادداشت اول سليمان به بحث دو نفره ما در باره ايمان اشاره دارد).  

و تا بدانيد که از تاجيکستان، مقصد سفرهای پنج سال گذشته ام، غافل نيستم اين هم تازه ترين مقاله ای که در باره آن ديار نوشته ام و در آن قصد داشته ام ضمن يک معرفی اجمالی از تاجيکان و تاجيکستان اهميت آن را برای ايران و ايرانيان نيز نشان دهم: "سيب تاجيک و آسيب های آن"، در وب-مجله واژه که به همت مهرانگيز رساپور منتشر می شود و بالاخره بعد از چند ماه انتظار از چاپ برآمد. (کاش حضرت فرجامی هم از سرنوشت آن مقاله موسوم به "تصادف، سوء تفاهم و ترس لرز در حلقه ملکوت" نيز به ما خبری برساناد تا بدانيم بالاخره چاپ می شود؟ نمی شود؟ مطلب بيات شد برادر!)

* ضمنا گفته باشم که من اين شيوه جديد التاسيس تاييد نظر خوانندگان را نمی پسندم. ولی فعلا آش خاله است. بزودی راه حلی برايش می يابم که مثل سابق تا نظر گذاشتيد يا من جوابی نوشتم آنرا مشاهده کنيد/کنم. خودم هم با اين اديتور جديد بايد خوگر شوم. ولی حاليا کمی صبر داشته باشيد و فقط يکبار نظرتان را ارسال کنيد. 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

اگر وقت داشتم در همان تورنتو می ماندم و چه بسا سری به آبشار نياگارا می زدم ولی وقتی نمانده بود و بايد بر می گشتم به همين لندن مينياتوری و بارانی خودمان!

Posted by: سيبستان at May 3, 2005 7:42 PM



واقعن این تفاوت دور و نزدیک برخی افراد واقعن تامل برانگیز است و ظاهرن هرقدر طرفی که میبینیمش تو ذهنمون گنده تر باشه تفاوت تعجب برانگیز تر میشه (البته بعضی وقتها).بعد جالب است که اگرهمین هم کمی طولانیتر شود یعنی زمان ملاقات خصوصن اگر به حداقللی از حشر و نشر برسد باز دیدگاه آدم نسبت به ایشان فرق اساسی میکند .خلاصه یک مبحث اجتماعی روانشناسی رفتاری خاله زنکی جالب انگیز ناکیست .
نهایتا اینکه جسارتن نفهمیدم شما از کانادا به لندن برگشتیدیا از تورنتو به جای دیگركانادا رفتید یا..خیر البته اگر ورود در حریم خصوصی حساب نکنید .با تشکر

Posted by: فرزاد at May 3, 2005 10:30 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
نقد و نظر 2
چاپ کن
بفرست