نه سهند عزیز، من نظر خودم را گفتم و خواستم رضا را با صفتی که مورد نظر خودمه و برام مهم هست وصفش کنم ؛علت دوستی ام با رضا، همین.
Posted by: نی لبک at December 22, 2004 3:48 PM
خانم صاحب دیبای نارنین، مهم نیست راستش دیگه عادت کرده ام یه این اشتباه و تقصر کسی هم نیست چرا که نام نی لبک که حامل جنسیت نیست.منهم خوشحالم ا زَآشنایی با شما.سهند عزیز از لطف شما خیلی ممنونم ،راستش شرمنده ام می کنید. منهم چند روزیست که به فکر معرفی اینجا به دوستم رضا هستم ،رضا انسان ا زخود بیگانه ای نیست برای همین من دوستش دارم؛دوست خوبی هست.و خوشحالم که گفتگوهای ما مورد توجه تون هستند.
Posted by: نی لبک at December 21, 2004 1:28 PM
خب، سهند عزيز، گويا خيلي از اين اشتباه من ذوق زده شده ايد! آنقدر كه از سر شادي شروع به جست و خيز كرده ايد و شاديهاي كودكانه مي كنيد!
متاسفانه طبق فرموده شما من با اين اشخاص و وبلاگهايي كه دارند آشنايي نداشتم! دنياي مجازي رايانه بسيار بزرگ است سهند عزيز و علم به همه چيز در آن ممكن نيست!
و من خوشحالم كه با اين اشتباه كوچك، باب آشنايي هاي تازه برايم گشوده شد و ممنون از شما كه آدرس وبلاگ حرفهاي تنهايي را داديد!
Posted by: sahebdiba at December 21, 2004 9:03 AM
حضرت سيبستان، متاسفانه لينكي كه شما براي نامه دكتر زرافشان گذاشته ايد در ايران فيلتر است و قابل ديدن نيست! در صورت امكان با آدرس ارسالي بنده لينك بدهيد!
Posted by: sahebdiba at December 21, 2004 12:15 AM
خب، واقعا شرمنده شدم خانم ني لبك عزيز....من را ميبخشيد بابت اين خبط بزرگ و جز اين، خوشحال شدم كه شما هم بانوي دگري هستيد در اين جمع دوستانه....صاحب ديبا (جسارتا، بانويي ديگر)
Posted by: sahebdiba at December 20, 2004 10:05 PM
برای تقسیم بیشتر شادی امشب منهم دوست دارم ازدواج آقای دخوی عزیز راتبریک بگم؛با بهترین آرزوها...از صاحب دیبای عزیز هم بابت لینک سپاس فراوان!همگی شاد باشید و پیروز.خانم نی لبک
صاحب ديبا و نی لبک عزيز، يلدا مبارک! از لينک هم ممنون. گرچه من لينک را تصحيح کرده بودم. ممنون دوستان ناديده خوب! خورشيدتان در آستان!
Posted by: سيبستان at December 20, 2004 8:22 PM
دخوجان خوشحالم کردی. خوش خبر باشی هميشه. برايت آرزوی نيک بختی دارم. قديما ما در خراسان رسم داشتيم انار پای عروس می کوبيديم. يعنی داماد جلو پای عروس انار می زد و می شکست. می گفتند نشانه بچه است. بچه های سرخ رو و تپل مپل. چقدر آن سالها دور و برمان انارهای تپل مپل می ديديم. ... حالا برای من انار نشانه ديگری است. نشانه يک فرهنگ. نشانه هزار قصه ای که می شنيديم. نشانه همه شب هايی که دانه های ستاره ها را می شمرديم روی بام که خوابيده بوديم. و انار برای من هنوز ميوه بهشت است. که اگر همه دانه هاش را خوردی و روی زمين نريخت خدا آرزوِی تو را برآورده می کند. با انار من بچه می شوم. آن وقتی که پشت هر درختی ميوه ای ستاره ای رازی بود. ...
Posted by: سيبستان at December 20, 2004 8:18 PM
واقعا تصوير زيبايي ست، اين سبد انار، اول فكر كردم كه نقاشي است!
يلدا مبارك، هر جاي دنيا كه هستيم.
و ازدواج آقاي دخو رو هم تبريك مي گم بهشون.