کورش ضيابری عزيز،
من از ديدن کارها و فعاليت های تو هم خوشحال می شوم و هم نگران. خوشحالم که نسبت به همسالان خودت خيلی بزرگترانه رفتار می کنی و جلو جلو می دوی. ولی نگران ام که اين جلو جلو دويدن ها تو را از کودکی کردن و نوجوانی کردن محروم می کند.
از اينکه برای خودت تبليغ می کنی هم خوشحالم چرا که نشان می دهد اعتماد به نفس داری. ولی دوست نوجوان من تو هنوز راه زيادی داری و هيچ نبايد نگران بازار و لينک و بده بستان باشی. من به بسياری وبلاگ ها سر می زنم ولی به آنها لينک نداده ام. لينکها حوزه اختصاصی تر انتخاب آدم اند. لينکهايی هم هست که هستند مثل يک کتاب مرجع در رف کتابخانه کوچک شخصی. گاهی به آنها سر می زنی.
به هرحال اگر به تو برگرديم من راستش زياد به اين نابغه سازی های پدر و مادرهای ايرانی اعتقاد ندارم و خوش بين نيستم و دير باورم. دوست دارم دوستان من يک هنر هم اگر دارند آن هنر را خوب خوب بدانند. اما تو ادعاهای زيادی در سايت خودت داری که من نمی دانم تا چه حد خوب خوب بر آنها مسلط هستی. ممکن است تو آدم نابغه ای باشی ولی اگر بر اساس نوشته هايت داوری کنم تو را بايد نوجوان باهوشی دانست که می خواهد به هر قيمت شده زود زود بزرگ شود. اما کاش می دانستی که خود را از چه نعمتی داری محروم می کنی. تو بزودی بزرگ خواهی شد و به آدم بزرگها خواهی پيوست. عجله لازم نيست. ولی اگر عجله کردی فردا که رسيده باشی بر گذشته ای که قدرش را ندانسته ای تاسف خواهی خورد. هوش قدر چيزها را دانستن است در وقت اش.
دو ست من تو می نويسی که به عربی و ايتاليايی و انگليسی مسلط هستی. نمی گويم نيستی ولی من چون دير باورم فقط می توانم زمانی ادعای زباندانی را بپذيرم که از تو مثلا نامه ای به انگليسی يا عربی دريافت کنم. می توانی آن نامه را در همين سيبستان بگذاری. من ايتاليايی نمی دانم و قضاوتی هم نمی توانم کرد. ولی اين را گفته باشم که تو زبان فارسی را هم هنوز خيلی بايد بيشتر از اينها بياموزی که در نوشته هايت می بينم.
من خوشحال می شوم دوستان نوجوان و با استعداد داشته باشم. اما گفتم: دوستان من هر کدام يکی دو هنر دارند و ادعای همه چيز دانی يا نيت همه چيز دان شدن ندارند و می کوشند همان هنرهای يکی دوگانه خود را خوب خوب پرورش و گسترش دهند.
خوشحالم به من سر زدی. تو از زمانی که برای من و دوستان حلقه ملکوت پيام های مشابه گذاشتی ذهن مرا به خود مشغول کرده بودی. خوشحالم که فرصتی پيش آمد از بيم و اميدهايم به تو بگويم.
دوستار،
مهدی جامی