:: همشهری معين
:: در معنای لطافت و ادراک امر بلاکيف
:: ما مونولوگ می کنيم ديالوگ بلد نيسيتم
:: مدرنيسم ايرانی و آلودگی بيان هگلی
:: به اندازه تيراژ يک روزنامه ترک هم کاغذ روزنامه نيست
:: ايران جمهوريخواهان دموکرات شده را نمی خواهد
:: پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها
:: حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد
:: سبک شناسی ابتذال در زبان و شعر - گام اول
:: اشتياق به هر آنچه ممنوع است؛ ايدئولوژی نسلی شورشگر
:: پست مدرنيسم مارک تجارتی روشنفکران
:: صنم
:: تشنج های عراق به سود آمريکاست
:: آگاهی، نه ايمان و بی ايمانی؛ مساله اين است
:: مصدق مسلمان سکولار
:: در عراق چه می گذرد؟
:: خرمای بم
:: شيرين عبادی امين زلزله زده ها می شود
:: سياست پيگيری مسائل حقوق بشر در ايران
:: يک نگاه ساده
:: خيزش نوين معنوی؟
:: نمونه ای برای شناخت ما
:: بانوی بهشت ما
:: آن صد دلار لعنتی
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
July 19, 2004  
اين دو مصاحبه را از دست ندهيد  
 

گزينه ها از آخرين مصاحبه سعيد حجاريان با وقايع اتفاقيه:

يک: ببينيد ما چند راه پيش رو داريم: 1- اصلاحات مرد زنده باد انقلاب؛ 2- اصلاحات مرد زنده باد انفعال؛ 3- اصلاحات مرد زنده باد اصلاحات (از نوع ديگر)؛ 3- اصلاحات مرد زنده باد اصقلاب؛ 4- اصلاحات مرد زنده باد استسلام (طلب تسليم شدن)؛ 5- اصلاحات مرد زنده باد دست غيبي (دست آمريكايي).

دو: يك دولت اصلي هست كه رئيس جمهور و كابينه‌اش در حقيقت لجستيك و تداركات آن دولت اصلي و موازي را تأمين مي‌كند.

سه: اصلاحات در مورد شعار قانونگرايي دچار يك اشتباه بزرگ شد. در حالي به لگاليسم مفرط افتاد و توجه و تأكيد خود را بيش از حد به قانون قرار داد كه مشكل پيشيني جدي اين مقوله يعني لجيتيميسي و مشروعيت وجود داشت. در حالي به طور افراطي به قانونگرايي دامن زده مي‌شد كه خود قانون و ساز و كار وضع قانون مسأله بود و روشن نبود بالاخره قانون چيست و منشاء آن كجاست.

چهار: يكي از جدي‌ترين انتقادات من به اصلاحات اين است كه در اين اردوگاه سياست‌ورزي به درستي صورت نمي‌پذيرفت. سياست‌ورزي تركيب متوازني از ستيز و سازش است. در حالي كه در ميان اصلاح‌طلبان نه تقسيم‌كاري در اين زمينه به درستي صورت گرفته بود و نه اساساً با اين الگو رفتارها صورتبندي مي‌شد.

پنج: خيلي‌ها اعتقاد دارند كه بايد در كشور تحليل طبقاتي را كنار گذاشت. آنها معتقدند در تحليل قشربندي جامعه ايران و براي شناخت نيروهاي اجتماعي از تحليل‌هاي مبتني بر حامي‌پروري و تحت‌الحمايگي استفاده كرد.

آنها مي‌گويند در ايران ما طبقه نداريم. بلكه باندهايي داريم كه پايگاه اجتماعي ندارند و تنها با اتكا به مباشرين محلي خود عمل مي‌كنند. مي‌گويند در ايران طبقه وجود ندارد. اين دار و دسته‌ها هستند كه با هم تضاد منافع دارند. دار و دسته فلاني در برابر دار و دسته بهماني. دعوا بين اينهاست نه سلسله مراتب طبقاتي جامعه كه شامل طبقه كارگر، طبقه متوسط جديد، طبقه بورژوا و... باشد.

و اين هم گفتگوی ديگری با سعيد آقا حجاريان که با همه ضربه ای که از گلوله ترور خورده مغزش بهتر از خيلی ها کار می کند: چالش با اکبر گنجی بر سر مانيفست جمهوری خواهی.

معلوم نيست مصاحبه کننده کيست ولی جوان و طرفدار گنجی به نظر می رسد. در يک ارزيابی کلی من فکر می کنم حجاريان متکی بر تجربه و شناختی حرف می زند که رد کردن آرايش را دشوار می کند.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

مشکل اين است که اصلاح‌طلبان هنوز هم دچار تشويش و سر در گمی ذهنی و تئوريک هستند. حجاريان هم به تدريج به اين جمع‌بندی‌ها رسيده است. اگر همين فردا صبح تمام حاکميت بيفتد دست اصلاح‌طلبان باز هم دقيقاً نمی‌دانند چه کار بايد بکنند (به اذعان خود سران اصلاحات و جبهه مشارکت). حجاریان هم عنصر مفرده‌ی مجموعه است. سخن دراز است. بگذريم.

Posted by: داريوش at July 20, 2004 1:02 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 1
چاپ کن
بفرست