:: آبی آسمانی
:: فيلوسوفيای عشق
:: ورقی چند از تاريخ گل
:: دروغ تاريخ را بی معنا می کند
:: از آرزو بر باد
:: صنم
:: ماه دزديده
:: خسروانی
:: پسگفتار
:: دن کيشوت
:: سکوت خداوند
:: سه منظره
:: لاله سياه
:: Forget-me-not
:: سکوت
:: از کوچه شما عبور کرده بود
:: آهو
:: غرقه
:: شهمات
::  منطق الطير
:: اجابت
::  سمرقند
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
May 16, 2004  
خسروانی هايی برای ماه دزديده  
 

اين فرم تازه را در صورت سيبستان دوست ندارم. اما داريوش می گويد با آن بايد بسازم تا دوباره مرا به فرم قديم برگرداند. فاصله ها بين سطرهای شعر درست نيست بايد کمتر باشد.

هنوز در سفرم. يادداشت هام انبوه شده است. نيز عکس هايم. نمی توانم هم هر روز در سيبستان بنويسم. يا عکسی آپلود کنم. پس با اين هم می سازم. دوستی پای مدخل پيشين به من توصيه کرده مثل خودم بنويسم. اما چرا فکر کرده من مثل خودم نمی نويسم؟ بايد شعری را که سال 1367 در اوج تنهايی اجباری و بمباران ها با نام فراسوی نيک و بد نوشته بودم برايش بياورم که اينطور شروع می شود:

پيکر زن
با آن انحناهای جاودانه
در بستری از ساتن و نسيم
پيکری از گريز
پيکری از تمنا

شعرهای ماه دزديده محصول يک اشراق در تنهايی است. گفتگوی اشتياق است. اشتياقی انسانی. بس بسيار انسانی. در نيمه شبی از شب های تنهايی دوشنبه. چيزی جز عشق و زنی همدل و ياری دلنواز تنهايی ما را پر می کند؟ انسان همواره يار خود را می جويد. که از وحشت تنهايی برهد.

خسروانی را اخوان ثالث احيا کرد. شعرهايی سه لختی ( نه دو که بيت شود و نه چهار که دوبيتی). من آن را به معنای وسيعتری به کار برده ام. شعرهايی کوتاه که نه از بابت فرم نوشتاری بلکه از بابت فشردگی هايکووار خسروانی ناميده می شوند. شايد هم دوست ندارم هايکو بگويم. وقتی خسروانی هست چرا بايد شعرهای کوتاه را هايکو گفت؟ جز اين خسروانی ها به ياد يار پريچهره ای سروده شده ست که شاه وش است و نگهدار خزينه دل من. چه می توان گفت آن را جز خسروانی؟

 1)
ماه دزديده
به پشت سر نمی نگرد
وقتی که با اسب يار
به تاخت دور می شود
از هفت برادران

2)
ماه دزديده
کنار لاله زار بخارا
لميده است
نيم در سايه و نيمی روشن
چشمی خواب و ديگری بيدار
هزار لاله سرخ جامه
نگهبانش

3)
از پيشانی اش
هراسان است
ماه دزديده
مبادا از دور
نهانگاه او را
پيدا کنند

4)
ماه دزديده
از بی راه پنجکنت
گذشته
به بالين من
رسيده است
در چادر شب
هيچکس نيست
در آغوش ابری ام
پنهان-ش
می کنم

5)
ماهک زهره
سرود می خواند
وقتی
ماه دزديده
به خانه يار می رسد


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

زيبا بود . خيلي

Posted by: Toranj at May 20, 2004 12:27 PM



اين البته راهنمايی سلطان بانو بود که به من کرد و نمی‌دانستمش. باری اين مطلب را اصلاح کردم. در باقی موارد کافی است کاراکتر انتر را حذف کرده و شيفت و انتر را چنان که صاحب زخمه گفته است جايگزين‌اش کنی.

منتظر مطالب تازه‌ات هستيم.

قربانت
داريوش

Posted by: داريوش at May 16, 2004 9:01 PM



سلام
آقا چندان هم صبر نبايد و نشايد.
براي كم كردن فاصله هاي سطور enter+shift
مجرب است. ان شا الله!

Posted by: zakhmeh at May 16, 2004 8:45 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 3
چاپ کن
بفرست