:: شوخی با مرگ ديگران
:: قلمدون
:: يلدا با انار سمرقندی
:: از نياوران تا ارتکند
:: درختان دوشنبه 80 ساله شدند
:: ضدمقدس، تلويزيون و ترور
:: جمهوری عيسوی آمريکا
:: عکس: تصوير يا توهين
:: شارون مبشر صلح
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: اجماع جهانی: بيزاری از جنگ و اشغال
:: ايرانيان دات کام
:: طيف رنگين صداهای آسيای ميانه
:: آواز همسايگان
:: خاتمی، انار و خلعت
:: روشنه و منوره، طراحان مد تاجيک
:: درخت های دوشنبه چقدر شبيه تابلوهای سهراب است
:: گلريزان
:: به دست شاه وشی ده که محترم دارد
:: المپياد دختران از نوع هفتم
:: آخرين عشق پيکاسو
:: شب ايران در موزه آلبرت و ويکتوريا
:: اين داغ کجا بريم؟
:: بهار در لندن
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
February 24, 2004  
تاجيکستان پاره ناشناخته تن ايران  
 
نمايش که تمام شد از من پرسيدند که چرا تاجيکستان. چيزهايی گفتم که درست يادم نيست. بايد چيزی از عشق گفته باشم و پيوند ديرين سرزمين های ايرانی و تاريخ مشترک از زرتشت خوارزم و آناهيتای جيحون تا ميثره و تا سياوشان پنجکنت و چه و چه ها. اما بايد می گفتم آخر من حرف هايم را در فيلم زده ام. بخاطر همه آنچه که در فيلم ديديد."آيتی بهتر از اين می خواهيد؟" آنهمه رنگ و نور و صداهای جادويی و صميميت و مردمی که نمی دانند چه گنجی هستند. گنج های روان در کوچه و کوچه باغ و سيبستان. tajik landscape web.jpg
و تاجيکستان چه طبيعتی داشت. وقتی از کنار نارک می گذشتم و آن هيبت کوه و آراميدن ده-شهر بر دامنه آن، ياد کرمانشاه افتادم و سينه صخره هايی که به طاق بستان می انجامد و کتيبه داريوش. اما آن زمان ها که از جاده کرمانشاه به سنندج زيبا گذر می کردم هنوز شايد آماده نبودم اما در تاجيکستان در کنار نارک فهميدم که چرا انسان طبيعی که در دل روستا و طبيعت می زيد و دستش به کار است و دلش با يار چنين در برابر آب و کوه و آسمان خاشع است. من در تاجيکستان به مذهب آب و صخره و نور نزديک شدم. چقدر از آن را در فيلم خود آورده باشم نمی دانم. اما می دانم که چيزی در آن بجا مانده بود که اينجا از بيگانه و آشنا و از ايرانی و غربی با آن غوطه خوردند. سبک تر قدم زنان از درگاه بيرون شدند. شايد سيگاری روشن کردند زير آسمان ابری و سرد لندن و به جاهای دور فکر کردند. fig seller web.jpg

تاجيکستان اگر اندکی از اين جامه فقر به در آيد فقط اندکی آنگاه خواهيد ديد که چه ثروتمند است. هر کوهسارش از روستاها و مردمی نشان دارد که زبان های باستانی ما و آداب پدران ما را زنده نگه داشته اند. هر که می خواهد خراسان قديم را بشناسد بايد به تاجيکستان جديد سفر کرده باشد ورنه هيچ نمی داند. استاد بزرگ بهار در سبک شناسی اش آنقدر حکم ها کرده بر تاريخی بودن يک کاربرد زبانی که اگر به تاجيکستان رفته بود شرمنده می شد از خطاهای خود. عالمان مردم شناسی نيز بسا خطاها کرده اند در تعيين حوزه و حدود نفوذ قصه ها و افسانه ها که اگر تاجيکستان را می شناختند و مردم تاجيک را دست حسرت و ندامت می گزيدند. بی اغراق هيچ حکمی در باره تاريخ و فرهنگ و زبان و آداب و دين ايرانی بی شناخت تاجيکستان جايز نيست و کامل نيست. من تنها کوشيدم به بخش کوچکی از آنچه در موسيقی آشنای آن می شنيدم بپردازم. من در فلک نسبت ها می بينم با موسيقی مقامی خراسان و تربت جام. من دولتمند را خراسانی فرهيخته ای می يابم که موسيقی پدران ما را با شعر بزرگان ما پيوند زده است. فرهيخته ای که موسيقی خوانده و تحقيق می داند. ورنه او صورتی ديگر از همان دوتار نوازان عامی و امی خراسانی است. من به جستجوی تاجيکستان رفتم اما ايران را يافتم. ايرانی را که ما همه در آشوب شهرنشينی آشفته و هرزه مان گم کرده ايم. تاجيکان که در برابر فشار روس ها بسيار چيزها را از فرهنگ خود حفظ کردند و در عين حال از همان ها بسی آموختند و به خود افزودند نکته های باريک برای آموختن به ما دارند. چرخ و فلک نگاهی است به آنچه خود داريم. من اگر فيلم ساختم فقط برای ثبت کردن چيزهايی بود که آموخته بودم. می توانستم کتاب بنويسم يا مقاله منتشر کنم. اما برای گفتگو با جهان امروز و حتی ايرانيان با کدام زبان حرف بزنم که همگان دريابند جز با زبان موسيقی؟ charkh web.jpg
و البته رقص. اين هم زبانی جهانی است. من به اين می نازم که در ميان تاجيکان رقص چنين محبوب است و همگانی. رقص تابوی فرهنگ ايران امروز است اما اين تابو در تاجيکستان رنگ می بازد. اين رقصی است که ريشه های شگفت دارد. نشان از هند و چين و بهرام و نظامی و رودکی و دربارهای ايران و عرفان ايران دارد. من تنها بر اين يک نکته تاکيد کرده ام که اين رقص تا چه حد دارای معانی و جوانب صوفيانه است. و در آن چرخ زدن را نشان کرده ام که يکی از پر معناترين حرکت های رقص و پايکوبی و دست افشانی در ايران است. از زورخانه تا سماع خانقاهيان و از ميترای عيار باستانی تا مولوی يک-رگم-هشيار- نيست بلخی قونوی. می گويند فيلم تو زيباست و حديث اشتياق اما شماری می افزايند که البته سخت دراز است. می گويم اين قصه با همه درازی هنوز ناتمام است ناتمام از آن رو که بی پايان است. هر اثری برای من اثر آخرين است. لاجرم بايد در آن گونه ای حرف زده باشم که انگار ديگر هيچ گاه حرف نخواهم زد. شايد من ديگر نتوانم فيلمی بسازم. چرا نبايد همه آنچه را که می توانم گفت بگويم؟ وقتی حرفم تمام شد نقطه پايان می گذارم و بازمی گردم اندازه می گيرم. من به ميزانی که حرف دارم اندازه را تعيين می کنم نه بر عکس. حالا فيلم 89 دقيقه و اندکی بيش است. می توانست کمتر از اين باشد يا بيشتر؟ jahed lola shaz web.jpg
نه هر چشمی نظر دارد. شهزاده سمرقندی روايتگر فيلم، لاله تالس آهنگساز، پرويز جاهد مشاور کارگردانی در پشت صحنه گفتگو با تالس در باره دولتمند خال. محل گفتگو استوديوی نقاشی همسر لاله خانم بود که نقاش زن و فولکلور و موسيقی است. عکس های ديگر از بالا: چشم اندازی از راه نارک به دوشنبه پس از گذر از گردنه، پسرک انجير فروش در جاده، رقص در سنت توی (ختنه سوران) در کولاب.
نقل هيچ يک از عکس ها قبل از اجازه کتبی مجاز نيست. اين هم گزارش نمايش چرخ و فلک در لندن.
Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

راستی!یک مثنوی با حال و هوای تاجیکستان گفته ام که بخشی از آن راتقدیمت می کنم امید که خوشت بیاید

هوای از تو گفتن دارم ای عشق
نمی دانم چرا می بارم ای عشق

هوای از تو گفتن پرپرم کرد
نگاهت سر زد و خاکسترم کرد

نگاهت مهر تابان بدخشان
صدایت رود جوشان زرافشان

رها در خنده های تو شب من
تو می رویی در آغوش لب من

چراغ روشن شب های من باش
شب عریانی ام را پیرهن باش

چراغ روشن این سرزمینی
تو در این آسمان آبی ترینی!

ارادتمند/وحید امیری

Posted by: وحید امیری at March 9, 2004 11:59 AM



مهدی عزیز سلام!

هر گاه دلتنگ بوی جوی مولیان می شوم ؛سری به سایت تو می زنم.حسی غریب هماره مرا به فرارود می خواند!با شهاب ذکر خیر فیلمت بود.یک نسخه از آن دست بهروز شهامت است که قول داده است تا برایمان بیاورد.حتما خواهم دید و لذت خواهم برد.موفق باشی عزیز!

Posted by: وحید امیری at March 9, 2004 11:52 AM



فهيم عزيز،
می توانی جداگانه به من بنويسی تا قراری بگذاريم و نسخه ای از فيلم را به امانت به تو بدهم ببينی.

مهدی

Posted by: Mehdi at March 6, 2004 12:09 PM



I was utterly delighted to find out about this film made by Mr Mehdi. I'm from Afghanistan, obviously a Tajik, and I wonder if I could I get to see this film, "Charkho Falak".

I currently reside in London and I'd appreciate any news as to acquiring a copy of the film.

I would like to take this opportunity to thank Mr Mehdi for his invaluable art.

Yak jahan tashakor

Posted by: Fahim Hashemi at March 5, 2004 5:53 PM



سلام...حيف كه من نتونستم هيچ وقت تاجيكستان و ببينم...به نظر شما دردناك ترين چيز چيه؟ لطفا به وبلاگ ما سر بزنيد.ودر مورد دردناك ترين چيز نظر بديد...ممنون

Posted by: mehrave at March 2, 2004 4:44 AM



سلام دوست عزيزم،
از دانستن اين خبر (فيلم شما) بسيار خوشنود شدم. کاش فرصتی برای نمايش آن در ايران (مثلا در سينماتک موزه هنرهای معاصر؟) پيش می آمد. اگر اينگونه شد مارا هم خبر کنيد. منتظريم تا اثر شما را ببينيم...
دوستدار و ارادتمند،
مجتبی

Posted by: مجتبی at March 1, 2004 9:38 AM



سلام اول تبريك دوم تشكر به خاطر اخرين عشق پيكاسو و تاجيكستان

Posted by: khers mehrban at February 29, 2004 7:58 PM



سلام... خيلي مشتاق به ديدن اين فيلم هستم. تقاضا دارم در صورتي که در ايران فرصتي براي نمايش آن ايجاد شد مرا بي خبر نگذاريد. ممنونم.

Posted by: نکته گو at February 27, 2004 8:34 AM



درود به شما دوست گرامي .واقعا از ديدن اين وبلاگ زيباي شما خوشحال شدم حتما به شما لينك خواهم داد من عاشق تاجيكستان وايراني هاي عزيز جدا گشته از ايران هستم .پاينده باد ايران وايراني وهمبستگي ائيرين ويج .زاهورا مزدا يار ونگهدارتان باشد.

Posted by: aryan at February 26, 2004 8:38 PM



عزيز نازنين وبلاگت را ميخوانم ولذت مي برم تاجيكستانت واقعا عالي بود من نيز مشاتقم تا به انجا بيايم راستي اگر خواستي من را لينك بده

Posted by: قاجار at February 26, 2004 6:53 AM



دوست نازنين،
از لطف و رغبت تو به ديدن فيلم و پيشنهادت ممنونم. حتما می شود. فيلم برای ديده شدن است. و از همه واجب تر ايرانيان اند که آنرا ببينند. اما نسخه فعلی انگليسی است. نسخه فارسی تاجيکی آن هم آماده است اما نه کاملا. شايد نهايی شدن آن تا نوروز نرسد. ديدن آن به انگليسی هم برای فارسی زبانان روا نيست چه دوست نمی دارم زبان عامل اختلال شود. فيلم با گفتارش کامل می شود. باری برايم جداگانه ای ميل کن که چه برنامه ای داری. تلاش می کنم نسخه تاجيکی اش را به برنامه شما برسانم.

دوستار،
مهدی

Posted by: Mehdi at February 24, 2004 11:36 AM



سلام! پس از تبريك ويژه به خاطر برگزيده شدن حلقه ملكوت به طور ويژه در جشن وب‌لاگ‌هاي فارسي، مي‌خواستم پيش نهادي بدهم بزرگوار!
آيا امكان‌پذير مي‌دانيد كه به مدد جمعي از دوستان نشريه الكترونيكي «فروغ» (forough.net) فرصت ديدار اين فيلم را كه حديث آن باز گفته‌ايد و گفتار داريوش عزيز هم تحريك بيش‌تري براي دل دادن به آن است، براي بيننده‌گاني كه در خاك عزيز غريب ايران (!) هستند، مهيا كنيم؟ بي‌صبرانه منتظر پاسخ شما هستم تا در صورت موافقت كلي دربارهء جزئيات بيش‌تر صحبت كنيم. اگر شدني باشد، در آستانهء نوروز هديهء خوبي داده‌ايد. :)

Posted by: shin at February 24, 2004 9:49 AM


 
پيوند  
نقد و نظر 12
چاپ کن
بفرست