 |
 |
 |
| |
ژاکلين(Jacqueline Roque) آخرين عشق پيکاسو بود. او 27 ساله بود که با پيکاسوی 72 ساله آشنا شد. و چنان منبع الهامی برای پيکاسو شد که محصول آن در 20 سال آشنايی 400 تابلو بود. يعنی تقريبا هر ماه دو تابلو. شنيدم از امروز نمايشگاهی در پاريس اين تابلوهای عاشقانه را به نمايش گذاشته است. حيفم آمد از اين خبر بگذرم. مگر هر چند سال از اين جور اتفاقات می افتد؟
|
|
ساغر عزيز،
ممنون که به ياد من و روز نمايش فيلم بوده ای. جايت خالی بود. فيلم با استقبال گرمی روبرو شد آنهم از طرف مخاطبانی که دست چين شده بودند و همه اهل موسيقی و تئاتر و سينما. روز خوبی برای فيلم بود. اما نه برای من.
تفصيل اش را شايد جداگانه در سيبستان نوشتم.
دوستار،
مهدی |
Posted by: Mehdi at February 22, 2004 1:14 AM
|
کاش می توانستم من هم در اولين نمايش همگانی فيلم زيبای چرخ و فلک حضور داشته باشم. |
Posted by: ساغر at February 21, 2004 8:44 PM
|
كارهاي پيكاسو رو دوست دارم ...اما عشق را بيشتر ... |
Posted by: lale at February 19, 2004 6:35 AM
|
ممنونم از توضیحت. متوجه شدم منظورت چه بوده.
امّا در مورد "موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران" يا سازمان همسويش "موسسه مطالعات و پژوهش های سياسی" زياد نياز به نکته سنجی يا اطلاعات عميق تاريخی نيست؛ کافی است که به چند مقاله در مجموعه شان مراجعه کنيد،(شانسی!) منظورم دست تان می آيد. مثلن مقاله ای که لينکش را می گذارم، راجع به غائله ی شيخ خزعل است. استدلال اين افراد مرغ پخته را هم به خنده می اندازد! به هر حال اينها شغل شان "ساختن تاريخ دولتی" است نه پالايش تاريخ.
http://www.iichs.org/archived/maghalat/khazal.html
يا اراجيفی که پيرامون سخنرانی سال 42 خمينی نوشته اند! خمينی برای اعتراض به حق رأی زنان غائله راه انداخت، آنوقت بخوانيد ببينيد چطور تاريخ را جعل کرده اند:
http://www.iichs.org/archived/maghalat/golenazz.htm |
Posted by: افشين زند at February 18, 2004 3:46 AM
|
افشين خان زند،
من سندی رو نکردم و قصد افشاگری در باره شاه را نداشتم. آن موسسه را هم تا جايی که خلافش ثابت نشود معتبر می دانم. اين را هم می دانم که نطق رهبران سياسی را ديگران می نويسند. آنچه در آن خبر برايم جالب بود اين بود که قطبی آن سخنرانی معروف را پيش نويس کرده است. خواستم ديگران را هم در اين نکته و نه کشف شريک کنم. جالب بودنش هم برای من از آن جاست که به من نشان می دهد کسانی مثل قطبی که در هوش و ذکاوت آنها شکی نبود و منشا بسی کارهای کارستان و نوآوری ها بودند توانسته بودند به شاه بقبولانند که بايد صدای انقلاب مردم را شنيد. گرچه دير بود. اما آن لينک را بايد دليل احترام من به قطبی ارزيابی کرد تا افشاگری در باره او. کاش مثل او در آن دوره بسيار می بود. من به هوش در هر شکلی و در هر دوره ای احترام می گذارم. اميدوارم توضيح من روشنگر بوده باشد.
سيبستان |
Posted by: Sibestaan at February 17, 2004 5:16 PM
|
نكته اي كمي بي ربط به اين يادداشت:
برایم عجيب است که شما از "موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران" که بنگاه جعل تاريخ و نشر اکاذيب رژيم است، سند رو می کنيد! اين به کنار،
شما به "پيش نويس متن سخنراني محمد رضا پهلوي در تاريخ 15/8/1357 به قلم رضا قطبي" به عنوان سندی تاريخی(و لابد كشفي تاريخي!) اشاره می کنيد تا ثابت کرده باشيد که سخنرانی شاه را کسی ديگر نوشته است! کاری به صحت اين مدعا ندارم، امّا نمی دانم چرا چنين موضوعی اينقدر افرادی چون شما را ذوق زده می کند؟! واقعن می پرسم؟ در تمام دنيا -تأکيد می کنم، در تمام دنيا- سخنرانی های مهم سران کشورها بارها و بارها بازبينی و اديت می شوند. نمی دانم اين موضوع چرا وقتی به شاه می رسد اينقدر گل از گل بعضی می شکفد؟ نمونه واضح و دم دستش، سخنرانی اخير جورج بوش -رئيس جمهور مهمترين کشور دنيا- در کنگره بود که ظاهرن شانزده بار اديت شده بود! اين جزو قواعد است، نه استثنا.
دوست من بهتر است من و شما سوراخ دعا را گم نکنيم. |
Posted by: افشين زند at February 17, 2004 5:14 AM
|
این عشق که ادم به خدا رو می کنه |
Posted by: bineshmoaaser at February 16, 2004 4:00 PM
|
سلام
عجب عشقي بوده.
يك خواهش كوچك. اميد ورام جواب بدهيد.
شما در كدام شهر زندگي مي كنيد. اندكي از حال و هواي انجا بگوييد و اينكه از محاجرت راضي هستيد و يانه.؟؟؟
حتما جواب بدهيد. |
Posted by: ايران امروز at February 15, 2004 9:08 PM
|
|
|
|
 |
|
 |
|
 |
|