:: قصه های ايرانی - نشرچشمه
::  قصه های ايرانی - تعارف و اصرار
:: آخرالزمان در تاکسی
:: رابطه نوسازی و دود
:: نوسازی شاه و آخوند ندارد
:: ميان قرآن و موسيقی رپ
:: نوسازی جمهوری
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - 3
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - 2
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - پاره يکم
:: باز رو سوی بخارا می کنم
:: زندگی در ارتفاعات
:: دقيقه سکوت
:: درختان دوشنبه 80 ساله شدند
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: فقر و ثروت
:: تولدی ديگر
:: سمرقند خشک لب
:: در سفر
:: شطرنج نيويورک
:: نقشه گنج
:: چای و چشم سياه و آفتاب
:: سمت غربی تر جهان
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
October 22, 2003  
بادبان های سفيد  
 

رودخانه چارلز که کمبريج و بوستون را جدا می کند آرام و زيبا و سرسبز است. چشم انداز قايق های کوچک با بادبانی يک يا دوتکه روی رودخانه سخت دلفريب است و آرام بخش. مثل تابلو نقاشی است. قايق راندن تفريح عمومی است و البته ورزشی مفرح. من از ديدن اين مردم لذت می برم. هر بار که با اتوموبيل از کرانه می گذرم دلم می خواهد پياده شوم و در کنار رودخانه که چمنزار وسيعی است قدم بزنم. اما تنهايم. اين شوق ديدار آب و آرامش با تنهايی خراب می شود. بهتر است راهم را ادامه دهم.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

جاي ما هم خالي
و جاي شما هم خالي
دلمان برايت هميشه تنگ است
نمي دانم چرا با خواندن كلمه اما تنهايم تو بغضي راه گلويم را بست و اشكي به دامانم چكيد.
من هم تنهايم و ما بدون تو تنهاييم .
هرچند ظاهرا گريزي از اين دوري نيست.
به هرحال دوستت داريم و به اميد ديدارت با تنهايي و غربت خويش كنار مي آييم ...

Posted by: hamid at November 2, 2003 7:45 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 1
چاپ کن
بفرست