:: چرا خدا نمی خوابد؟
:: عشق و عيب
:: رويا داريد يا خاطره؟
:: حقيقت هر کتاب صداست
:: ليله القدر
:: کلمات
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
August 27, 2003  
اصالت شهرت، اصالت اعتبار  
 

رسيدن به شهرت آسان است. اما به دست آوردن اعتبار، نه. برای رسيدن به شهرت همه جور راهی هست، اما براي رسيدن به اعتبار فقط يك راه: كار، كار، كار. آنكس كه در پی شهرت است به فردا اعتقادی ندارد، حتا اگر آدمی باشد عميقاً مذهبی. و آنكس كه در پی اعتبار است، اعتقاد دارد به روز داوری ، حتا اگر آدمی باشد عميقاًًً لامذهب. - رضا قاسمی، الواح شيشه ای


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

بوديد شما هم حتم از تو گر مي گرفتيد مي سوختيد مي خواستيد بسوزانيد بسازيد تا.
استاد (فرديد) مي گفت اسم تمام شد، رسيده ايم حالا به بن بست. مي گويم اگر تمام شده؟ يعني دايره توي دايره، حالا توي دايره ي آخر دايره ي توي دايره؟ استاد مرده!‌ كسي جوابي نمي دهد. ندارد كه بدهد!
حكما نيلوفر و مرداب را به خاطر داشته ايد. اگر جريان ندارد، اگر راكد است باز مي چرخاند حيات را در هميشه ي ماندگي... اگر مانداب است اگر گنداب است نيلوفرهايي اينجا هي مدام مدام هستند كه مي پژمرند اما. واهمه آن است كه فراوطن شويم و باز همين مرداب و نيلوفر... اگر فرا وطن شويم و باز همين؟ و اگر باز....

استاد مرده! استاد وقتي مي مرد مرداب روشن شد. گفتم استاد اگر تمام شده پس كجا مي روي؟ مرده بود،‌خاموش. مرداب پر بود از نور...

Posted by: شاهد at August 30, 2003 2:02 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 1
چاپ کن
بفرست