:: بدون اين، دوستی يعنی چه اصلا؟
:: می توانست اتفاق نيفتد
:: همه نظم ها آلوده اند
:: ما در رهگذار باد نگهبان لاله ايم
:: نو شدن مدام
:: آوار روزها يا چيزی شبيه به آن
:: ليله القدر ما
:: و مردمان چه پرهيزکارانند
:: نه قربانی نه قهرمان
:: سکوت خداوند
::  در سکوت
:: ماه زده
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
August 26, 2003  
و يبقی وجه ربک  
 

دلم می گيرد که يکباره اين پل ارتباطی قطع می شود سه چهار روزی گم و گور می شود و وقتی هم که بر می گردد نوشته هايت را بلعيده است. حالا نزديک به 15 نفر در اين حلقه می نويسند. همه آنها صفحاتی و نوشته هايی را از دست داده اند. بعضی از آنها قابل جبران نيست. شعر يا داستان يا يادداشتی بوده که از آن کپی نداشته اند.

فقط می شود حيف خورد. مثل زندگی وقتی تمام می شود. گاهی فکر می کنم از اين حلقه بيرون بروم و جايی برای خودم دست و پا کنم. ولی فقط وقتی از دست اين سرويس دهنده لعنتی عصبانی ام.

حوصله نوشتن هم پيدا نمی کنم. وقتی نوشته اينقدر آسان بر باد می رود. جلو چشمانت انگار خانه ات باغت می سوزد. همين است، علت همه کناره گيری ها همين است، همه انزوا ها از اينجاست که آدم ببيند کارش هبائا منثورا می شود. بنايی نمی شود که بر آن تکيه بتوان کرد. دلسردی يعنی بی کاری يعنی وقتی که کار قدر ندارد يا نمی ماند.

نتيجه گيری های فلسفی را بس کنم. ولی از دست دادن هميشه مرا به ياد مرگ می اندازد و پايان ما. ولی چاره ای جز بنا کردن دايم هم نداريم. داريم؟


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

ذوالجلال والاكرام...

Posted by: hesam at August 28, 2003 9:32 AM



salam..
man binahayat az inke ba site shoma ashna shodam khoshhalam..
man namye khatami be sorosh ra dedam..kheili kheili gashang bood..
mikhastam bedanam che kasi on name ro neveshte?
kheili delan mikhast khodam az on tashakor konam...:)

Posted by: fatemeh at August 27, 2003 12:08 PM



همان طور كه به بقيه هم بارها گوشزد كرده ام، حتما قبل از اينكه مطلبتان را وارد كنيد بايد آن را در فايل ورد تايپ كنيد و بعد به وبلاگ بياوريدش. فرق كار ما با كار كسانى كه همه چيز را بداهه مى نويسند همين است. متاسفانه كارى است كه كنترلش دست ما نبوده است. بارى ما خودمان مرگ را نفس مى كشيم. تو ما را به ياد مرگ مينداز ديگر!

Posted by: Dariush at August 27, 2003 11:48 AM



راست همان است که تو نوشتی مهدی عزيز
اين خاموشی اجباری، پس لرزه هايی هم داشته است، از جمله کمتر نوشتن. اما خب، جز از نو بنا کردن، گويی چاره ديگری نيست.

Posted by: نکته at August 27, 2003 9:58 AM



سلام... هنوز این حسرت بر دلم سنگینی می کند که مطلب قرآن سریانی را ذخیره نکردم. باشد اینهم بر روی کوهی از حسرتها که بر دل ما مانده است!

Posted by: نکته گو at August 27, 2003 9:22 AM



كاش وقتي به پايان مي رسيم شروع را تجربه كردباشيم....

Posted by: marzieh at August 27, 2003 8:29 AM



نگران شدم مهدي خان!احوال عزيز؟

Posted by: homolonos at August 26, 2003 9:10 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 7
چاپ کن
بفرست