:: وزن کلمات
:: مانيفست ايرانی وبلاگ
:: چند نکته ساده در باره احتمال زن بودن شمس
:: زيباشناسی تلويزيونهای ايرانی خارج از کشور
:: ارزش های رسانه ای سايت های اصلاح طلبان
::  فهرست 100 روشنفکر برتر
:: مثل تکه ای از وطنی که برايمان باقی مانده است
:: جمهوريت، مشی اجتماعی و باقی قضايا
:: پريسا، نهال و بابک
:: نسل دريغ
:: تقويمی که از جولای شروع می شود
:: شرح روزهای از دست رفته ما - يک نقد
:: ريخت شناسی قرآن
:: چشم مان به روی خودمان باز شده است
:: چگونه يک نامه تهديد به قتل را بخوانيم؟
:: روشن تر از خاموشی
:: چشم جهان بين
:: کرم ها و غول ها
:: Body language
:: يک روز با فيلسوف ايرانی
:: باز هم حافظه تاريخی
:: نقد شيوانی بر لوئيس
:: مولوی خوانی
::  شيوا
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
July 24, 2003  
از جهان بی نهايت تا حياط مدرسه افغان  
 

به داريوش ملکوتی که تازگی ها به مقام سلطانی بسنده کرده و ملک بر ملکوت برگزيده گفته بودم که فکری بايد کرد از برای يک سبد روزانه لينک که اگر آدم مطلب جالب و تازه ای می بيند آنرا از طريق لينک دادن معرفی کند به ديگران. کار خوبی که خوابگرد و آدم و حوا و هودر هم می کنند. هنوز در ميان گرفتاریها به آن نرسيده. اما حال که لينک مطلب بهنود را گذاشتم خوب است به دو مطلب ديگر هم اشاره کنم. يکی شمار بیشمار ستارگان که در بی بی سی آمده بود و خيلی خواندنی و خيال انگيز است و ديگری در باب آموزش کودکان افغان باز هم در بی بی سی که دعوای انتخاب است بين نان امروز و درس فردا: تغذيه رايگان يا ساختن مدرسه. آدم وقتی آن قيافه های معصوم بچگان را می بيند که به شوق درس و جمع همسال آمده اند ولی روی زمين خشک و خالی نشسته اند که مثلا کلاس است حيران می ماند. سرنا را از سر گشاد زدن هم يعنی همين که برنامه جهانی غذا می خواهد 97 ميليون دلار خرج کند تا اين پابرهنگان معصوم روزی صد گرم بيسکويت بخورند اما کاری نمی کند که آنها تا زمستان نرسيده سرپناه گرمی به عنوان کلاس درس داشته باشند.

آدم بدگمان می شود که نکند شرکتهايی که می خواهند بيسکويت اين طرح را تامين کنند ترجيح می دهند که پول به جيب آنها برود تا صرف ساختن مدرسه شود و به کارگر و معمار افغان داده شود. حتی اگر بگوييم که برنامه جهانی غذا را به مدرسه ساختن چکار باز اين سوال باقی است که برادر چرا به جای بيسکويت پول را صرف نان پزی محلی نمی کنی که هم ارزانتر است و شکم يرکن تر و هم رونقی به کسب و کار زنان خانه است که نان پختن بچه هايشان را انجام می دهند.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر
 
پيوند  
نقد و نظر 0
چاپ کن
بفرست