:: درون ذهن يک تروريست- آموزه يکم
:: همزيستی با اروپا، همزيستی در اروپا
:: ضدمقدس، تلويزيون و ترور
:: بعضی روزها
:: مانيفست ايرانی وبلاگ
:: حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی
:: جای چه کسانی در وب خالی است؟
:: حاشيه نشينی بزودی بزرگتر از متن شهرنشينی ما خواهد شد
:: استعاره های 22 تجاوز و قتل
:: اشتياق به هر آنچه ممنوع است؛ ايدئولوژی نسلی شورشگر
:: کنفورميسم و مدرنيسم
:: باز هم در باره کافه نادری ما
:: كافه نادرى نسل ما کجاست؟
:: بازار خودفروشی تهران
:: بازسازی جهان ما اگر شدنی باشد از بم آغاز می شود
:: آن 20 هزار نفر
:: ما هم مردمی هستيم
:: سکس، سنت، و قديسين
:: امنيت مکانيکی و امنيت الکترونيکی
:: شکستن اقتدار پدران
:: دست و دهان غربی
::  ماهی در خاک
:: ريشه در باد
::  چرخ و فلک
 
 
در وضع امروز ایران هر اتفاقی محتمل است  |:|   خانه بدوش یا خدا بدوش  |:|   نشانه های فروپاشی در دانشگاه  |:|   یک متن کمیاب از ثبت یک مشکل عمومی: بلد نبودن رقص  |:|   جدی ترین وبلاگ فارسی در سیاست  |:|   هزارتو در سال یک-هزار-روزگی  |:|   گالری هنرهای ایرانی  |:|   مردم چه منتی می گذارند می خواهند دو کلمه بنویسند  |:|   تب اتوریته ستیزی  |:|   برای خدمت به خلق خدا ترویج خرافه لازم نیست  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

 




 
July 6, 2003  
آينده از آن کيست؟  
 

روزی دراز گذشت که به شبی پرگفتگو ختم يافت. کنفرانس دموکراسی برای ايران جمع خوبی از روشنفکران خارج کشور را دور هم جمع کرده بود. از آشوری و آجودانی تا پرهام و طهماسبی و بهبودی و دستمالچی. گروه چپ ها هم از طيف های مختلف. بهنود و نگهدار را هم ديدم که در جمع مستمعان بودند اما ساکت ماندند.

حرف هايم را از آنچه گذشت جداگانه خواهم نوشت اما برايم جالب بود که که ديدم به روشنی فاصله ای افتاده است ميان بچه های قديمی چپ و واقعيت های سياسی ايران در نظر و انديشه عمل. چپ ها زياد حرف زدند و سروصدا داشتند اما حرف تازه ای در آن نبود. آنچه تازگی داشت اين بود که ديدم روشنفکران فعال تر را دو جريان اصلی دارد به خود جذب يا مجذوب می کند: روشنفکری احياگر و انديشه بازگشت به سلطنت يا مشروطه خواهی. يا در يک تقسيمبندی ديگر دو جريان ملی-ناسيوناليست و نوسنتی.

چپ به نظر می رسد از جذابيت بی بهره می شود. سروصدايش هم احتمالا برای همين است که آن بی اعتباری را جبران کند. اگر شنيده می شد چه نيازی داشت به اين همه جنجال؟

در 25 سال گذشته روشنفکری احياگر همچنان مولد بوده است و روشنفکری ملی هم در حال تجديد سازمان است اما از دل جنبش چپ که چيرگی خيره کننده ای داشت تا پيش از انقلاب، ديگر هيچ صدای تازه ای شنيده نشد. به قول آجودانی انگار با انقلاب جنبش چپ هم تمام شد چنانکه ديگر متفکری از آن بيرون نيامد. اين تغيير مهمی است هم در سرشت روشنفکری ايران هم در آينده تغييراتی که در راه است.

آينده از آن کيست؟ در حال حاضر آن دو جريان نامزدهای محتمل اند. اما چون حکومت آينده بی گمان دينی نخواهد بود وضع روشنفکری احياگر با همه توانايی هايش پيچيده تر است گرچه وضع مليون هم با ابهاماتی روبروست خاصه از باب توانايی های نظری و سياسی. بدون فکر قوی نمی توان دل جامعه ايرانی را برد. اما می ترسم تغييرات باز پيش از آن که برايش آماده شده باشيم بر سرمان آوار شود.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

گفتند صاحب سيبستان سکوت کرده‌است. باورم نيست. ما را به شوق‌آوری خويش به ملکوت وب‌لاگ می‌کشانی و رندانه سر از در بيرون می‌کنی؟ ملال را دشنامی گو و برخيز. اگر به سردی دست و دل باشد، کاتب کتابچه بايد هيچ ننويسد. رو چراغ باده را افروز و روشن کن خانه را.

Posted by: کاتب کتابچه at July 8, 2003 12:58 AM



سلام مهدي عزيز
گزارشت را در بي بي سي خوندم . صفحه ات مشكل به هم زده؟ بد ديده مي شه

همه بحثها ه سر همين است ملازم عقل چه بايد باشد. اما ذهن ايراني گمانمي كني چه جواب دهد؟ يا مذهب يا عرفان. كه هردو نتوانستند ياري رسانند


Posted by: اميد at July 8, 2003 12:58 AM



يه جاهايی دستکاری کردم تا عجالتاً صفحه راه بيفته. دسترسی به مطالب قبلی و نظراتِ پيشين هم را افتاده يعنی برای دستيابی به اونها بايد روی لينک هر مطلبی کليک کرد تا نظرش هم پاش بياد.

Posted by: داريوش at July 8, 2003 12:57 AM



اين صفحه را بيشتر درياب!

Posted by: داريوش at July 6, 2003 5:14 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 4
چاپ کن
بفرست