جایزه کتاب سال با همه مشکلاتی که داشته و دارد و ملاحظاتی که در دادن جوایز و برجسته ساختن کتابها و نادیده گرفتن کتابهایی دیگر دارد، یک اتفاق مهم در حوزه کتاب در ایران است. فهرست کتابهای برنده حاوی شماری از گنجینه های تحقیقی و تالیفی فارسی است. از جمله کتاب گرانقدر فهرست ترجمه های فارسی (شماره ۱ در فهرست برگزیدگان: فهرست کتابهای فارسی شده چاپی) که کاری کم شناخته اما بسیار پراهمیت است و با زحمت بسیار تولید شده است.

آقای رئیس جمهور در مراسم اعلام جوایز گفته است «بی‌تردید کتاب می‌تواند یکی از شاخص‌های رشد جامعه در بخش‌های فرهنگ، سیاست، اقتصاد و سایر بخش‌ها باشد.» این حرف کاملا درست است. اما نکته اینجا ست که تا کنون روش خاصی برای این کار تدوین نشده است. کتاب شاخص رشد است. اما این شاخص را چطور باید اندازه گیری کرد؟ فعالیتهای خانه کتاب مثلا زمینه را برای اندازه گیری می تواند آماده کند. در برخی موارد هم کارکرد دارد. اما این فعالیتها از جمله ابتدایی ترین آنها که فهرست کتابهای نشرشده در هر ماه باشد خود نیازمند بازنگری و دقت یافتن است تا بتواند در کار شاخص سازی واقعا موثر باشد. برخی از مشکلات کار را در یادداشتی که در همین راهک نوشته ام یاد کرده ام (هر “چاپ اول”ی چاپ اول نیست). اما اکنون جا دارد از کارشناسان و کتابداران و مسئولان خانه کتاب بخواهیم در کار اندازه گیری صرف وقت و همت کنند و کارآگهان کتاب را گردآورند. من شخصا فکر می کنم روشهای کتابسنجی که امروزه به صورت محدودی در ایران به کار می رود می تواند در سطح اندازه گیری پیوند کتاب و رشد اجتماعی هم گسترش داده شود. اگر عمری بود یادداشت جداگانه ای در این زمینه منتشر خواهم کرد. ولی مهم این است که چه از راه گسترش روشهای معمول و چه با ابتکار روشهای تازه و نیز با کمک از دانش جهانی، کتاب را بتوان چونان معیاری برای اندازه گیری رشد به کار گرفت.

اما آنچه از وضع خود کتاب روشن است این است که «حال کتاب و طبع آن چندان خوش نیست و اگر حال کتاب خوش نباشد به معنای آن است که در مسیر رشد و تعالی جامعه با مشکل مواجه هستیم.» این اعتراف هم معنای مدیریتی و اجرایی اش این است که باید برای حل این “مشکل” برنامه ریزی کرد. صرف توصیف مشکل کافی نیست. بنابرین می شود پیشنهاد کرد که در کنار مراسم جایزه کتاب سال یک گروه تحقیق هم وجود داشته باشد تا نبض خود کتاب را بگیرد و گزارش کند. گزارش کند که کتاب در مقام یک صنعت با چه مشکلاتی روبرو بوده در آن سال و چه تهمیداتی برای رفع آن اندیشیده شده است. گرفتن نبض کتاب هم البته باز خود نوعی کتابسنجی است. این هم از کارهایی است که می تواند محل بحث و گسترش و شیوه شناسی باشد.

نکته دیگری که آقای روحانی در این مراسم گفته است مساله رقابت است. «باید کاری کنیم که کتاب در صحنه رقابت قرار گیرد. معمولاً هر چیزی که در مسیر رقابت قرار نمی‌گیرد دچار مشکل می‌شود و البته صحنه رقابت فقط به داخل کشور محدود نیست و در سطح منطقه و جهان هم مطرح است.» برای من روشن نیست که منظور از این رقابت دقیقا چیست و لابد مسئولان امر در رفع ابهام خواهند کوشید. اما رقابت برای کتاب دست کم در حوزه ارائه به مخاطبان امری روشن است. امروز میلیونها ایرانی و فارسی زبان در سراسر دنیا پراکنده اند اما به زحمت می توانند به کتابی که نیاز دارند دسترسی پیدا کنند. شاید آقای رئیس جمهور و مشاوران ایشان فکری باید برای کتابفروشی های فارسی در دست کم چند پایتخت مهم غربی کنند تا خرید و سفارش کتاب آسانتر شود. لازم هم نیست که این کتابفروشی ها دولتی باشد. اما دولت می تواند تسهیلاتی برای اتحادیه ناشران فراهم کند که آنها بتوانند کتابهای خود را به فارسی زبانان بیرون از ایران هم ارائه کنند. این موضوع در رونق مالی نشر هم موثر خواهد افتاد.

آقای روحانی در باره ترجمه هم اشاره ای کرده است. از این اشاره باید استفاده کرد و گفت در کنار آن عنصر رقابت یک عنصر نظارت هم مهم است که مطرح شود تا هر دوغ و دوشابی به اسم ترجمه به دست خلق الله داده نشود. ابوالحسن نجفی مترجم نامدار که تازگی جهان را ترک گفت با این پیام رفت که ترجمه های بد و ناموزون فاجعه ای برای اندیشه ما رقم زده است. جایزه کتاب سال باید فکری هم برای این موضوع داشته باشد. و چه بسا گروهی که وضع ترجمه در ایران را هر ساله اندازه گیری و گزارش کند و رشد و بهبود ترجمه و سلامت آن را ترویج کند.

در حوزه تالیف هم حرف آقای روحانی شنیدنی است: «در کتاب باید حرف و اندیشه نو وجود داشته باشد اگرچه امروز به برکت فضای مجازی تتبع آسان شده اما تالیف به معنای واقعی کلمه و سخن نو و تولید به معنای واقعی کلمه دشوار است. اگر می‌خواهیم اندیشه و سخن در همه علوم افزایش یابد باید فضا را بازتر و آزادتر کنیم و نقاد باید برای آینده زندگی خودش نگرانی نداشته باشد. در جامعه اسلامی هرکس که نظری دارد باید بتواند نظر خود را به خوبی بیان کند. باید فضای دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و حوزه نشر، طبع و نویسندگی را بازتر و آزادتر کنیم.»

اینجا هم مسائل مختلفی جای بحث دارد. روشن است که تالیف دشوار است اما یک دلیل دشواری تالیف این است که حمایت مالی از دانشوران جدی وجود ندارد. باید این حمایت ها را هم “آزاد” کرد. باید از دادن رانت به مولفانی که کار تالیف را یا بلد نیستند یا جدی نمی گیرند یا کارشان حرام کردن حمایت است خودداری کرد و کار پژوهشکده هایی را که کتابهای کیلویی تدوین و چاپ می کنند متوقف کرد و در عوض حمایت های مالی را در شکل های رقابتی عرضه کرد و از مولفان و محققانی که دارای ایده های نو هستند خواست پیشنهادهای خود را ارائه کنند و به بهترین آنها کمک کرد تا ایده های خود را تحقیق و تالیف کنند. بعلاوه، وضع فاجعه بار تالیف در دانشگاهها را هم باید بی تعارف و ملاحظه کاری بررسی کرد و زیر ذره بین قرار داد (مثل این ذره بین: پدیده پرولتاریای دانشگاهی). و نیز ضرورت است که با تصحیح قوانین ارتقای دانشگاهی وضع تولید علم به معنای “علم انباری” را متوقف کرد. کتابی که تحقیق شود و خوانده نشود و تاثیر نگذارد و انبار شود و بعد هم به مقوا تبدیل شود و فقط در آمارسازی به کار آید هیچ دردی را دوا نخواهد کرد. پس کارگروه دیگری هم لازم است که وضع تالیف و تحقیق در دانشگاهها و پژوهشکده ها و موسساتی را که از پول دولت صرف کتاب می کنند گزارش کند. در کشوری که دولت تقریبا همه کاره است نمی توان در موضوع کتاب رسیدگی به موسسات دولتی را فراموش کرد. سهمی از این نابسامانی قطعا از خود دولت است و حتما می تواند با اصلاح روشها و تخصیص بودجه و بخشنامه ها و قوانین در به سامان کردن وضع قدم بردارد.

از جمله کارهای اساسی دولت نقشی است که در ساختار آموزشی دارد. در یک کلام باید گفت تشویق اصلا و ابدا کافی نیست! ساختار باید اصلاح شود. پس وقتی ایشان می گوید: «باید دانش‌آموزان را به خواندن کتاب و امانت‌گرفتن کتاب که از گذشته مرسوم بوده تشویق کنیم» سخن دقیقی نیست. تشویق باید در ساختار آموزش و کلاس و درس و یادگیری چیده و دیده شده باشد. یادم می آید که دولتهای پیشین می گفتند معلمان را باید تشویق کرد تحقیق کنند. روشن است که این سخن هیچ معنایی ندارد مگر اینکه در ساعات تدریس معلمان به صورت ساختاری زمانی برای تحقیق درنظر گرفته شود و در همان ساختار هم روشن باشد که این تحقیق چگونه باید انجام شود و چگونه باید ارزیابی شود و نتیجه آن در کار تعلیم و معلم چه خواهد بود. عین همین نکته در مورد دانش آموزان صادق است. اگر ساختار درس طوری باشد که هرگز دانش آموز نیازمند مراجعه به کتابخانه نباشد هزار تشویق هم او را به سوی کتابخانه نخواهد برد. این کار هم با اضافه کردن چند خط و درس به کتابهای درسی ممکن نیست! نیازمند کارشناسی همه جانبه است و نباید به کارمندان اداره تالیف کتابهای درسی وانهاده شود.

این یادداشت قرار بود چند کامنت بر بخشی از صحبت های آقای رئیس جمهور باشد. تا فهرست کتابهای برتر در جایزه امسال پس از آن بیاید. کمی طولانی شد ولی البته هنوز حرف بسیار است. اما یک حرف هم شنیده شود خوب است!

اسامی برگزیدگان نهایی جایزه کتاب سال در گروه‌های مختلف، به نقل از خبرگزاری کتاب را ذیلا می آورم اما این را نمی توان ناگفته گذاشت که این فهرست ها تنها برای متخصصان مفید است. شاید بهتر باشد روش معرفی کتابهای برنده هم اصلاح شود و هر کتاب با چکیده ای از اهمیت اش و دلایل داوران برای برگزیده شدن اش همراه باشد. این معرفی جامعتری خواهد بود. (برای دیدن فهرست برگزیدگان به لینک زیر مراجعه کنید)

*این یادداشت بعد از مراسم کتاب سال ۱۳۹۴ نوشته شد و در راهنمای کتاب منتشر شده است.

نظرات

نظر