یادگیری دوری است. یعنی هر از چندی باید کسی تذکری بدهد. یادآوری کند. به یادآوردن بخش مهمی از دانش است و البته به یاد داشتن و به یاد سپردن! تا در برابر فراموشی بایستیم. ما در معرض فراموشی هستیم. یادآوری وقتی فراموشی دارد چیره می شود ضروری است. برای این کار گاهی مقاله ای لازم است گاهی کتابی یا فیلمی یا پیامی رسانه ای. بسته به همت و ضرورت و وقت و توان. در باره "توسط" و خیلی فارسی-خراب-کن های دیگر نمی توان منتظر ماند تا فرصت دست دهد و یک مقاله دانشگاهی بنویسیم. بهتر است هر کسی به سهم و قدر و توان خود در این "یادآوری" سهمی بگیرد. ولو قلم انداز. زبان فارسی را با همین دیدبانی می شود پاس داشت. در رشد روزافزون رسانه ها و روزنامه نگاران و نویسندگان و شبکه نویسان باید به رشد آگاهی های زبانی هم پیوسته توجه داشت و تذکر داد تا فصاحت و رسایی زبان فارسی گم نشود. این یادداشت می خواهد همین کار را بکند. حرفی را که استاد ابوالحسن نجفی سالها پیش زده (در غلط ننویسیم) یکبار دیگر به زبانی دیگر بیان کند. اساس اش هم ارائه الگوهای درست به جای الگوهای نادرست است. اگر خواندن این یادداشت باعث شود از این پس دست و دل تان در نوشتن "توسط" بلرزد کار خود را انجام داده است!

در آغاز یکی از کتابهای آموزش زبان فارسی به خارجیان مولف می خواهد توضیح دهد که در محلی که فارسی درس می داده قبلا کتابهای مولفان فارسی دان شوروی تدریس می شده است. می نویسد: «مشکلات فراوان کتابهای موجود که توسط فارسی دانان شوروی سابق تالیف شده بود.» با خود فکر می کنم چگونه می شود با "توسط چیزی یا کسی" تالیف کرد؟ معنای توسط چیست؟

          کتابهایی با واسطه مولفان تالیف شده است؟

          کتابها از طرف مولفان تالیف شده است؟

          کتابها به قلم و به دست مولفان تالیف شده است؟

مفهوم "با واسطه و وساطت و پادرمیانی تالیف کردن" مفهوم گنگ و ناروشنی است چرا که اشاره روشن و مستقیم به اینکه کسی / فاعلی کار و فعل تالیف را انجام داده ندارد. ولی اگر منظور این است که مولفانی کتاب تالیف کرده اند یا کتابها به قلم چنان مولفانی است چرا همین را نگوییم؟

توسط در دقیقه اکنون به یکی از شایع ترین آفت های جمله بندی فارسی تبدیل شده است. اما مساله ای است که با اندکی توجه و مراقبت ساده حل می شود:

مساله این است که جمله مجهول با استفاده از "توسط" ساختار معیوبی پیدا کرده است. کاربرد ساختار معیوب هیچ توجیهی ندارد؛ یا جمله مجهول محل و معنا دارد و ساختار درست دارد که اختیار ما ست به کار ببریم. یا ندارد که هیچ مجوزی ندارد! بهتر است جمله معلوم به کار ببریم.

شواهد کاربرد "توسط" نشان می دهد که کاربرد این کلمه مجهول ساز نه تنها با فارسی روشن و روان نسبتی ندارد که دارد مثل ویروس گسترش پیدا می کند و جای معانی متعدد و متنوعی را می گیرد. به عبارت دیگر فارسی را ناتوان ساخته است. توانایی هر زبانی به توانایی قدرت تعبیر آن است. و البته به قدرت و تنوع جمله های سالم آن.

از نظر من اگر بخواهیم عوامل فارسی-خراب-کن در نثر امروز را وارسی کنیم یکی از آنها "توسط" است (و دهها واژه و تعبیر دیگر که گرته فرنگی است و فعلا آنها را در پرانتز می گذاریم و رد می شویم). "توسط" به جای بسیاری از تعبیرات زبانی می نشیند و آنها را از فعالیت می اندازد و زبان را محدود می کند و تنوع تعبیر را از آن می ستاند. به کار بردن "توسط"، راست اش را بخواهید، به معنای کم دانستن در باره فارسی و اتوماتیک شدن زبان کسانی است که آن را به جای دایره وسیعی از معانی به کار می برند. نوعی "چیز" است که به هر چیزی (و کاری) می تواند اشاره کند!

این واژه یکی از آن واژه های کلیدی است که بر گرته زبان انگلیسی / فرانسه وارد زبان فارسی شده است و ساختارهای معیوب شکل می دهد؛ درست مثل سلول سرطانی. این واژه که بسیاری به آن عادت کرده اند و بلکه معتادش شده اند واژه ای ویرانگر است چون فرم هایی را در جمله بندی فارسی وارد می کند که اصالت ندارد و کارآمد نیست و معنا را با شفافیت کافی منتقل نمی کند.

یکی از معتبرترین مجلات ترجمه در زبان فارسی آنقدر این واژه را در هر جایی به کار برده بود که ناچار شدم برای سردبیرش بنویسم:

«داشتم مطالب مجله خوب شما را مرور می کردم و متوجه شدم که در چکیده هر مقاله یک بار مرقوم فرموده اید: ترجمه توسط فلانی یا تالیف توسط فلانی. من کاربرد این کلمه را توهینی به زبان فارسی می بینم! چون معنایش این است که ما انگار معادلی برای آن نداریم. در حالی که "به قلم فلانی" کاملا فارسی است و عیب "توسط" را هم که گرته انگلیسی است ندارد. به نظرم یک مقاله می شود نوشت که جانشین های "توسط" چه کلماتی هستند. این کلمه دارد به سرنوشت "داشته باشیم" دچار می شود که در تلویزیون ایران رایج است و نشانه فقر آشنایی با افعال مناسب است. ترجمه خوب و فارسی و روان نیازی به توسط ندارد تقریبا در ۹۰ درصد موارد.»

حالا نه اینکه بخواهم آن مقاله را بنویسم ولی دست کم به صورت قلم انداز – و از باب تذکر به اصحاب قلم و ویراستاران – شواهدی را نشان می دهم که براحتی می توان به جای "توسط" در آنها تعبیرهای روشن تر و گویاتر استفاده کرد. تمام این شواهد را عینا از مقالات و مطالب مختلفی که خوانده ام یا ویراسته ام نقل می کنم و هیچ جمله ای را به صورت مصنوعی نساخته ام چون هدف ام این بوده که ببینم نویسندگان مختلف از "توسط" چطور استفاده یا در واقع سوءاستفاده می کنند!

"توسط" و فارسی سازهای آن:

۱. «سه هواشناس اهل روسیه به مدت یک هفته در یک ایستگاه هواشناسی دورافتاده توسط چند خرس قطبی گرسنه محاصره شده‌اند.»

تصور کنید "با واسطه خرس ها محاصره شدن" را نه با خود خرس ها! اگر منظور خود خرس ها ست باید بنویسیم:

 سه هواشناس اهل روسیه به مدت یک هفته در یک ایستگاه هواشناسی دورافتاده با چند خرس قطبی گرسنه محاصره شده‌اند.

یا بنویسیم:

 سه هواشناس اهل روسیه یک هفته است در یک ایستگاه هواشناسی دورافتاده در محاصره چند خرس قطبی گرسنه قرار گرفته اند.

فرق جملات جانشین با جمله اصلی این است که روشن است و ایراد زبانی هم ندارد. و می بینید که هیچ نیازی به "توسط" هم نیست.

۲. «این جزوه‌های درسی کتاب شد و می‌شود گفت که از بعد از آن موضوع تولید علم در این حوزه توسط اساتید خوب تقریباً کم شده است.»

تولید علم "با واسطه استادان" کم شده یا در کار استادان کم شده است؟ اگر اولی است که معنای روشنی ندارد اگر دومی است می توان نوشت:

این جزوه‌ها کتاب شد و می‌شود گفت که از بعد از آن موضوع تولید علم در این حوزه در کار اساتید خوب تقریباً کم شده است.

۳. در دایره المعارف بزرگ اسلامی مقاله ابومسلم را می خواندم دیدم در نثر دایره المعارف هم توسط جا خوش کرده است:

«ابومسلم توسط آل معقل به ابوموسی سراج معرفی شد.»

این کاربرد شاید با مفهوم وساطت نزدیکتر باشد. بنابرین می توان گفت:

ابومسلم از طرف / به واسطه آل معقل به ابوموسی سراج معرفی شد.

اما بهتر آن است که از خیر جمله مجهول بگذریم و بگوییم:

این آل معقل بودند که ابومسلم را به ابوموسی سراج معرفی کردند.

یا بسادگی: آل معقل معرف ابومسلم به ابوموسی سراج بودند.

۴. «یادداشت پسر قاضی فراری بغداد پس از سقوط آن توسط شاه اسماعیل صفوی» (عنوان مطلبی است در باره آن یادداشت)

این جمله به خاطر ترتیب اش خودبخود دارای ابهام است و "توسط" بر ابهام آن افزوده و رونق فارسی را برده است. می شود نوشت:

یادداشت پسر قاضی فراری بغداد پس از سقوط شهر با حمله شاه اسماعیل صفوی

یادداشت پسر قاضی فراری بغداد پس از سقوط شهر به دست شاه اسماعیل صفوی

۵. «هدف پومورسکا در این کتاب این است که برخی مسائل مغفول مانده در نظرات یاکوبسن توسط خود یاکوبسن بیان شود.»

یاکوبسن با واسطه و وساطت یاکوبسن؟ اینجا که یاکوبسن خودش از خودش حرف می زند واقعا چه نیازی به "توسط" داریم؟ روشن بگوییم:

هدف پومورسکا در این کتاب این است که برخی مسائل مغفول مانده در نظرات یاکوبسن به زبان خود یاکوبسن بیان شود.

۶. «نقش مهم دیگری که تقی زاده و یارانش ایفا کردند، بعد از به توپ بستن مجلس شورا توسط محمد علی شاه بود.»

روشن است که محمدعلی شاه پشت توپ نبوده تا واسطه این اقدام باشد. کار به فرمان او انجام شده پس درست آن است که بنویسیم:

نقش مهم دیگری که تقی زاده و یارانش ایفا کردند، بعد از به توپ بستن مجلس شورا به فرمان محمد علی شاه بود.

۷. «این رژیم، رژیمی بود که به صورت مستقیم توسط ایالات متحده حمایت می شد.»

اینجا گرته برداری مستقیم  دیده می شود. چنین جمله هایی ساختار خود را از انگلیسی می گیرند (از ساخت مجهول به کمک by). فارسی اش می شود:  

این رژیم، رژیمی بود که به صورت مستقیم از طرف ایالات متحده حمایت می شد.

این رژیم، رژیمی بود که ایالات متحده مستقیما از آن حمایت می کرد.

این رژیم، رژیمی بود که ایالات متحده مستقیما آن را حمایت می کرد.

۸. «مشک پر باد که به توسط آن از آب می‌گذرند.»

اینجا با مفهوم وساطت نزدیک است اما باز هم فارسی سرراست اش آن است که بنویسیم:

مشک پر باد که با کمک آن از آب می‌گذرند / با آن از آن می گذرند

۹. «عنوان فصل نخست "زبان ایلامی" است که توسط مارگارت خاچیکیان نوشته شده است.»

در این نوع جملات اصولا هیچ نیازی به "توسط" نیست. جمله اساسا باید معلوم نوشته شود و کوتاهتر و گویاتر هم خواهد بود:

عنوان فصل نخست "زبان ایلامی" است که مارگارت خاچیکیان نوشته است.

جمله بعدی هم حکم مشابهی دارد که با ویرایشی ساده به فارسی درست تبدیل می شود:

"زبان پارتی" عنوان فصل بعدی است که توسط حسن رضایی باغ‌بیدی نوشته شده است.

"زبان پارتی" عنوان فصل بعدی و نوشته حسن رضایی باغ‌بیدی است.

۱۰. «عکس فوق العاده زیبائی از قلهٔ "دماوند"؛ این تصویر در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۵ توسطِ ناسا (NASA) گرفته شده. »

ساختار جمله کاملا انگلیسی است. فارسی اش اینطور می شود:

عکس فوق العاده زیبائی از قلهٔ دماوند. این تصویر را ناسا در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۰۵ (NASA)  گرفته است .

۱۱. «صدمین سالگرد اشغال بوشهر توسط بریتانیا» (باز هم عنوان است)

به طور کلی، توسط و طرف در شماری از جملات قابل جانشینی اند. مثل جمله بالا که با همین جانشینی روانتر می شود:

صدمین سالگرد اشغال بوشهر از طرف بریتانیا

ولی باز هم بهتر است بنویسیم:

صدمین سالگرد اشغال بوشهر به دست نیروهای بریتانیا

۱۲. «اصطلاحاتی مثلمعمولا توسط افرادی به کار برده می شود که …»

گاهی ساختار معنایی به ما اجازه می دهد تعبیرهای دقیق تری استفاده کنیم. وقتی صحبت از زبان و کاربردهای زبانی باشد "توسط" را می توان با معنایی که می خواهد بیان کند جانشین کنیم:

عبارت و اصطلاحاتی مثلمعمولا ورد زبان افرادی است که …

۱۳. «یکی از مهاجمان توسط پلیس دستگیر شد.»

معمولا با حذف "توسط" جمله های جانشین مختلفی می توانیم بنویسم. در این مورد می توان نوشت:

یکی از مهاجمان به دست پلیس دستگیر شد
یکی از مهاجمان به دست پلیس افتاد
یکی از مهاجمان با تعقیب پلیس دستگیر شد
یکی از مهاجمان را پلیس دستگیر کرد

۱۴. «بخشی از مخاطبان هم مردم داخل ایران هستند که توسط ما در جریان پژوهشها قرار می گیرند.»

این مورد هم باز به واسطه گری نزدیک است اما روشن تر خواهد بود که بنویسیم:

بخشی از مخاطبان هم مردم داخل ایران هستند که از طریق ما در جریان پژوهشها قرار می گیرند

 

آخر هم بگویم که در جمله هایی که ذکر شد گاهی اصل جمله را هم می توان بهتر نوشت اما برای اینکه بحث پراکنده نشود فقط به کاربرد "توسط" توجه داده ام. امیدوارم روزی برسد که "توسط" در هیچ جمله فارسی دیده نشود! خاصه در این جملات که در کار نشر فراوان به کار می روند و برای اهل قلم هیچ خوب نیست:

«این کتاب توسط دانشگاه فلان منتشر شده است. / توسط انتشارات دانشگاه منتشر شده است.»

درست آن است که:

این کتاب را دانشگاه فلان منتشر کرده است. / در انتشارات دانشگاه منتشر شده است.

قدیم ترها می گفتند و می نوشتند با سرمایه فلان انتشارات منتشر شده است. می شود گفت به همتِ، از طرف، با تلاش و غیر آنها.

«این کتاب توسط فلانی ترجمه شده است.»

در این نوع جملات واقعا معلوم نیست چرا باید جمله را به صورت مجهول آورد! کسی کتابی را ترجمه کرده است. طبعا باید مترجم را به صورت فاعلی مطرح کرد:

این کتاب را فلانی ترجمه کرده است.

و اگر ساختار "توسط"طلب بر قلم شما مسلط است، با حفظ همان ترتیب جمله اصلی بنویسید:

این کتاب به قلم فلانی ترجمه شده است.

گفتم امیدوارم "توسط" برافتد چون می دانم که براندازانِ "توسط" حتما فارسی شان قوی تر شده است که از آن نجات یافته اند. پس امیدوار باشیم که فارسی همه ما قوی تر و روشن تر و شیرین تر شود! فارسی بدون "توسط" فصیح تر است. 

———————————–

*از استاد داریوش آشوری سپاسگزارم که پیشنویس این یادداشت را ملاحظه کردند. ایشان در پاسخ ایمیل من نوشته اند: «این مطلب حساس و مهمی ست و خوب است که به آن پرداخته ای. دو نکته‌ی اصلی که در باب این مطلب به نظر-ام می‌رسد این است که این سیاق جمله‌بندی باید در اصل تحت تأثیر زبان فرانسه بوده باشد که از دوران ناصرالدین شاه تا پایان جنگ جهانی دوم زبان اصلی فرنگی در بخش عمده‌ی جهان از جمله در ایران بوده است. سپس این سیاق در ترجمه از زبان انگلیسی هم باب شده و دیگر از دست در رفته است. دیگر این که برای چنین مطلبی تحلیل دستوری کوتاهی از ساختار پایه‌ای جمله در فارسی ضروری به نظر می‌رسد: فاعل + مفعول (+را) + فعل — احمد حسن را زد. مفعول در حالتی می‌تواند بر فاعل پیشایند باشد: حسن را احمد زد. آنچه در همه‌ی این نمونه‌هایی که آورده اید فراموش شدن این "را" و نقش دستوری آن است که جای خود را به این «توسط» کذایی پیش از فاعل در ترجمه‌ی جمله‌ی «پاسیو» در فرانسه و انگلیسی ( در برابر par در فرانسه و by در انگلیسی) سپرده است.»

 این یادداشت نخست در خوابگرد منتشر شده است و با مقدمه و موخره مفیدی همراه است به سعی سیدرضا شکراللهی

نظرات

نظر