آن اپل باوم نویسنده چیره دستی در گزارش تاریخ است. من توفیق داشتم که فصلهایی از کتاب نفیس او را در باره استالینیسم در اروپای شرقی ترجمه کنم که این روزها آموزشکده توانا منتشر کرده است. او از سال آخر جنگ شروع می کند و تا سه سالی پس از مرگ استالین جریان زندگی و فرهنگ و سیاست را در اروپای شرقی تصویر می کند. کمتر تصویری از دوران بعد از جنگ دوم جهانی اینقدر زنده و متکی به شواهد عینی دیده ام. تمرکز او بر لهستان و مجارستان است به اضافه آلمان شرقی و اینکه شوروی بعد از جنگ چگونه نظام مطلوب خود را در این کشورها برقرار و تحکیم کرد. از خلال گزارش او ست که می توان فهمید همه تسلط شوروی بر این کشورها از هنر استالین و ژنرالها و پلیس و جاسوسان اش نبود. مردم جنگزده راه دیگری هم نداشتند. تاب مقاومت هم نداشتند. جنگ راه پذیرش استالینیسم را هموار کرد.

خواندن کتاب آن اپل باوم برای من اصلا آسان نبود. شاید برای خواننده هم آسان نباشد. ترجمه پرده آهنین برای من هم عذاب بوده و هم لذت. لذت از آن که متنی ارزشمند را ترجمه می کنم و عذاب و هول از چیزی که از خلال این ترجمه در باره کشور خود به دست می آورم. کمتر ایرانی است که تجربه انقلاب اسلامی را از سر گذرانده باشد و از خواندن این کتاب نفس اش به شماره نیفتد. من بارها از سر میز کار و ترجمه برخاستم چون دیگر نمی توانستم ادامه بدهم. حجم درد و رنج انسانی در خلال گزارشهای کتاب و میزان شباهت آن با آنچه من و ما تجربه کرده ایم در سالهای بعد از انقلاب آدم را گاه از ادامه خواندن ناتوان می کند. باید برخیزی و قدمی بزنی و کمی فکر کنی و آنچه را خوانده ای هضم کنی تا دوباره بازگردی و ببینی دنباله این تاریخ رنج به کجا رسید.
اپل باوم مثل اریک هابسباوم تاریخ را طوری روایت می کند که متکی است بر زندگی فرد فرد آدمها. او تاریخ دولتها و حکومتها و صدراعظم ها و سیاستمردان را گزارش نمی کند. او تاریخ زندگی مردم را گزارش می کند. مردمی که زیر فشار تصمیم های دولت هاشان و بازی های سیاسی شان باید زندگی کنند. در کتاب اپل باوم با چهره های زیادی آشنا می شویم از مردم عادی از کارگران از استادان دانشگاه از هنرمندان و البته از روشنفکران آن دوره. و می بینیم که چگونه زندگی ها ساخته یا سوخته می شود. ارزش کتاب اپل باوم بازسازی دورانی است که به یک عبارت تمام شده است و به عبارتی دیگر هنوز ادامه دارد. برای اروپای شرقی یک دوره تمام شده است و برای ما در ایران یک دوره حاضر و زنده که باید با آن سر کنیم.
در خلال ترجمه بخشهایی از کتاب او روزی نبوده است که به این فکر نکنم که تاریخ بعد از انقلاب ما را چه کسی خواهد نوشت و چطور می توان به چنین گزارش زنده و شفافی متکی به زندگی روزمره مردم دست یافت. برای من کتاب اپل باوم تاریخی است که ما فردا از روزگار بعد از انقلاب خود خواهیم نوشت. 
این کتاب برای کسانی که به تاریخ و فرهنگ و جامعه ایران فکر می کنند الهام بخش است. و البته به آنها نشان می دهد که چگونه برخی از چهره های چپ در ایران معرفی شده اند و واقعیت آنها در جامعه خودشان چه بود. یکی از بزرگترین مشکلات ما در شناخت چهره های مطرح جهانی بریده دیدن آنها از جوامع بومی آنها ست. مترجمان چپگرای ما چهره ای بزک کرده از این نویسندگان معرفی کرده اند. اگر روزی تاریخ کتاب در ایران معاصر نوشته شود فصل مهمی از آن این خواهد بود که ایرانیان سالهای سال تابع تبلیغات چپ بودند. چهره ای که از جهان می شناختند از ورای حجاب بود. چهره ای که از جهان غربی هم می شناختیم بی حجاب و دستکاری نبود. هنوز هم نیست. اما اینکه فکر ما را اصولا جنگ های تبلیغاتی چپ ساخته باشد یا حاصل نزاغ متقابل چپ و راست بوده باشد بدون اینکه فرصت نگاه انتقادی داشته باشیم سخت هشداردهنده است. کتاب آن اپل باوم بخش کوچکی از واقعیتی را نشان می دهد که سالهای سال ما به صورت بزک کرده می شناختیم. 
کتاب را می توانید از سایت ناشر آن آموزشکده توانا در اینجا یا در صفحه من در آکادمیا در اینجا بردارید. از سعید حنایی کاشانی و مسعود صابری دو دوست نازنین که لطف کردند هر کدام یک فصل از ترجمه را خواندند و نکاتی را برای بهبود متن پیشنهاد کردند سپاسگزارم.

نظرات

نظر