هیچکس فکرش را نمی کرد که در جواب به هجوم تبلیغاتی تمام عیار نظام مقدس برای پاره شدن عکس آقای خمینی چنین جمعیت اندکی راهپیمایی کند. نظام در دامی که پهن کرده بود خود گرفتار شده است. حالا باید توضیح دهد و توجیه کند که چرا کسی نیامد. از این داستان نکته ها می توان دانست از جمله اینکه روش پروپاگاند نظام دیگر قدرت بسیج خود را از دست داده است و تامل در چرایی همین نکته مسائل دیگری را نیز بر آفتاب می افکند.

اما مساله فقط این نیست. سرمایه گذاری نظام مقدس بیش از اینها بوده است. همه مردان نظام و فدائیان سینه چاک آن از محمد یزدی گرفته تا وزیر اطلاعات یک به یک به صحنه آمدند و هر کدام خط و نشان ها کشیدند. نه اینکه خط و نشان کشیدن چیز تازه ای باشد اما محتوای تهدیدها این بود که دیگر این اخرین و مهمترین و سنگین ترین تهدید است. تیتر روزنامه های طرفدار دولت هم همین را تایید می کند. این اخرین پیام است آخرین هشدار است.

تنها کسی که تا کنون روشن حرفی نزده بود و ضمنا مهمترین شخصیت قضایی نظام است قاضی القضات حکومت ولایی بود که او هم به میدان آمد. صادق لاریجانی تمام حیثیت سیاسی خود را در حمله به «فتنه و سران اش» خرج کرد و هر چه توانست گفت. 

با این آتش تهیه وسیع دشمنان مردم قصد فتح الفتوح داشتند به خیال خود. اما انچه به آن دست یافتند حتی خاکریز کوچکی هم نبود. آنها در اولین قدم به پیش گام بزرگی عقب نشستند و قبول کردند که فرزندان مردم را در کهریزک به عمد و عناد کشته اند. اما با اینهمه دروغ و تبلیغات و یاوه ها که گفته اند چه باید بکنند؟

هجوم همه جانبه تبلیغاتی آنها حتی نتوانسته است برای ۲۴ ساعت رهبران جنبش را ساکت کند. مهدی کروبی با نامه ای که امروز منتشر شد سطح دعوا را یکباره چندان بالا برده است که دیگر دشوار می توان تصور کرد بازی بعد از آن به کجا می انجامد.

اردوی دشمنان مردم هر چه از خبث اندیشه و رفتار داشتند کردند هر قدر دروغ خواستند گفتند هر طور که به دهانشان امد ناسزا نثار کردند و تهدیدهای گران کردند و با سپر سکوت مردم روبرو شدند که قدمی عقب ننشستند. حالا فورا از در دلجویی درآمده اند که با جانیان کهریزک چنین و چنان می کنیم. اما هنوز از گمانه زنی این دلجویی فارغ نشده اند که نامه مهدی کروبی بر سر انان آوار شده است.  

نامه کروبی بی گمان در تاریخ جنبش ثبت خواهد شد. نامه ای که به تنهایی تمام هجوم فرقه احمدی نژادی-ولایی را به نیش قلمی دفع کرده است. این رو در رویی روشنتر و صریحتر و بی پرواتر از این نمی شود. آنطرف همه ماشین حمله خود را به کار گرفته است و اینطرف بی هیچ لکنت و پرده پوشی اعتبار حقوقی و دینی و سیاسی حریف را نفی کرده است. نظام در بازی خود آچمز شده است. چیزی به دست نیاورده چیزهای دیگر هم از دست داده است. توان حرکت کردن و عملی کردن تهدیدهایش را ندارد. توان ساکت کردن حریفان را هم از دست داده است. بالاتر از این هجوم هم که کرد کاری از دست اش برآمدنی نیست. دست اش خالی است. دست اینسو اما هنوز آس بسیار دارد. این بازی به پایان خود نزدیک می شود. 

نظرات

نظر