از آنسوی اقیانوس آمده ام. از دیروز ساعت ۷ صبح به وقت آنسوی آب در راه هستم تا امروز که ساعت دو بعدازظهر به وقت اینسو و با سه بار عوض کردن هواپیما به خانه رسیده ام. فکر کردم یک سر می روم بخوابم اما پخش برنامه تلویزیون فارسی بی بی سی روی وب باعث شد که خستگی را بگذارم کنار و به تماشا مشغول شوم. نیم ساعت اول تحسین مرا برانگیخت و نیم ساعت دوم که شروع شد استباطی که در نیم ساعت اول داشتم به ایده تبدیل شد: تلویزیونی شدن بی بی سی فارسی بشدت تحریک آمیز است. به همه معانی اش. ممکن است پس از مدتی این تحریک آمیزی به دلیل عادی شدن کمتر شود اما در دقیقه اکنون هیچ رسانه دیگری در تحریک ایجاد کردن به پای بی بی سی فارسی نمی رسد.

چرا می گویم تحریک؟ خبر بی بی سی همان رادیوی بی بی سی است تقریبا. اما البته حرفه ای تر و مسلط تر و درگیرتر. ولی دیده شدن صداها و آدمها و شخصیت ها و فضاها بدون شک آشنایی زدایی بالایی دارد. مثلا گزارش از بازار و جوانان کابل و دیدن دختر زیبای افغان که از حق و حقوق زنان حرف می زند دنیا را برای بیننده عوض می کند. تلویزیون با نشانه کار می کند. انتخاب نشانه و تاکید بر آنها بر تماشاگر تاثیر خواهد گذاشت و جهان او را شکل خواهد داد. در بخش بعدی بیننده شخصیت های متعددی را می بیند که قبلا ندیده بوده از لطفعلی خنجی تا اسماعیل خویی. هر رسانه ای با شخصیت هایش شناخته می شود. دیدن اینهمه آدم متفاوت و سبکهای مختلف زندگی و هنر و موسیقی فضاها را واقعی تر خواهد کرد. سانسور تصویر زندگی را نامتعادل می کند. یک رسانه آزاد این تصویر را واقعی تر می کند. رسانه ای که از قید سانسورهای دولتی آزاد است. به عبارت دیگر، رسانه می تواند گروههای کنار- گذاشته-شده را به میدان بیاورد و به مخاطب کمک کند تا سویه های تازه ای از نظرها و بحثها را بشناسد و بتواند وزن حرفها و بحثهایی را که از رسانه های مختلف از جمله رسانه دولتی خود می شنود بسنجد. همین ارزش رسانه است. رسانه خوب تحریک کننده است. زیرا دسترسی را گسترده می کند. گسترده تر از حوزه ای که سانسور درست کرده است. و این طبعا اهمیت مرکزی در کار فرهنگ سازی و دیگر کردن عادات مخاطب دارد (برای بحثی قبلی در همین باره اینجا را ببینید).

یک مساله دیگر هم هست که همینجا باید بگویم. بی بی سی در طول سالهای بعد از انقلاب خصلتی را پیدا کرده که می توان از آن چنین تعبیر کرد: ایرانی ترین رسانه جریان اصلی در خارج از ایران. این خصلت، تلویزیون فارسی بی بی سی را مثلا از پرس تی وی انگلیسی زبان ایران متمایز می کند و طبعا به آن میزان نفوذ غیرقابل مقایسه ای می دهد. زیرا انگار این اتفاق بیش از آنکه بریتانیایی باشد ایرانی است و توان ایرانیان را برای ارائه کار حرفه ای معتبر نشان می دهد. امری خطرناک که هیجان واقعی در رسانه پردازی است. رسانه ای که خطرناک نباشد رسانه نیست!

اما اینکه می گویم خطر معنایش آن است که با آن باید مقابله کرد؟ خب بستگی دارد کجای کار ایستاده باشید. برای رسانه پردازان و برای مخاطبان این خطرناک بودن و خطر کردن جذابیت فوق العاده ای دارد اما طبعا برای دست اندرکاران سانسور در هر رسانه ای که باشند اصلا چیز خوبی نیست. باید دید در ماههای آینده سانسورچیان بر این رسانه جدید غلبه می کنند یا مغلوب می شوند و در واکنش و برای از دست ندادن میدان فضای رسانه ای فارسی بازتر می شود. اما هر چه پیش آید بی بی سی نقش پیشگام و موثر خود را در تحریک رقبا و بالا بردن جذابیت رسانه خبری و حرفه ای ثبت کرده است.  فعلا همین تا بعد.

نظرات

نظر