هزار جور دلیل هست برای ادیت کردن کامنتهای رسیده. یکی ناسزا می گوید یکی اتهام می زند یکی غلط املایی دارد یکی در محل کامنت مقاله منتشر می کند و الخ. من یادداشتهایی برداشته ام تا اگر وقت شد به آنها سر-و- صورتی دهم و به عنوان مقدمه در معرفت شناسی کامنت و ادیت فرمودن آن و نیز حذف کامنت بی محل منتشر کنم. اما جاایی هم هست که نباید کامنتی را ادیت کرد. نمونه اش کامنت زیر است:

«آقای درخشان، بند اول مطلب شما نقل قول کذب است و من هرگز از شما چنین چیزی نخواسته ام. تذکر به این نکته هم ضروری است که بر فرض هم که گفته بودم نقل آن خلاف اصول حرفه ای است. آنچه شما در ضمن کاری که سفارش گرفته اید می شنوید امری محرمانه است و باید بر اساس اصل رازداری پیش شما باقی بماند. متاسفم که برای شما اخلاق حرفه ای بی معنا ست و نه تنها آن را رعایت نمی کنید بلکه براحتی  دست به جعل هم می زنید. بند دوم ادعای شما هم کذب است و آقای نبوی هرگز قرار نبوده برای زمانه رایگان چیزی بنویسد. اطلاعات دیگری هم که داده اید البته به همین مقدار معتبر است.»

این کامنت با هیچ معیاری قابل دستکاری نیست. اما بخش رنگی بالا از آن کوتاه شده است (در اینجا). کسی از شما نقل کذب کرده است که به او چیزی گفته اید و شما آن را تکذیب کرده اید و ضمنا گفته اید که رفتار او خارج از اصول پذیرفته در همه جای جهان و در همه زمانهای تاریخی است: وقتی به شما کاری ارجاع می شود و شما داوطلبانه یا در قبال دستمزد آن کار را انجام می دهید ( از طبابت تا امور حقوقی و مشاوره فنی و طراحی صنعتی و تولید رسانه ای و مانند آن) شرافت کاری و اخلاق حرفه ای شما را از نقل آنچه در ضمن کار دیده و شنیده اید و اگر در کار نبودید به آن دسترسی نمی داشتید منع می کند. در بسیاری از کشورها این عرف حقوقی است و شما تنها در قبال دادگاه صالحه ممکن است ناگزیر شوید از اطلاعات خود پرده بردارید. در کشورهای متعددی هم در اغاز کار قراردادی با شما امضا می کنند که به آن تعهد به حفظ اطلاعات محرمانه گفته می شود. اگر هم قراردادی امضا نشود همچنان عرف افشای اطلاعاتی را که شما به دلیل کار و سفارش به دست آورده اید منع می کند و استفاده از آن را به ضرر سازمان یا فرد سفارش دهنده نشانی از دنائت اخلاقی و مذموم می داند و رفتار شما قابل پیگرد حقوقی است.

حسین درخشان نه تنها به این اصل پایبند نیست که حتی دست به جعل زده است و از خود چیزی ساخته و به من بسته است. برای من جالب است که کسی که فحاشی مردم را به خود منتشر می کند تا مثلا آزادمنشی خود را به رخ بکشد تذکر حقوقی مرا ادیت می کند. او نگران است که روشهای غیراخلاقی اش با نقد حقوقی و اخلاقی همان اندک تاثیری را هم که ممکن است در بعضی اذهان داشته باشد از دست بدهد. بسیار با معنی است که او اگر هر کامنتی در هر جای وب بر خلاف خواست و نفع او باشد رسما می نویسد و اعتراض می کند و خواهان برداشتن آن می شود اما کامنتی را که در برابر رفتار ناجوانمردانه او گذاشته می شود و در آن هیج اصلی از آزادی بیان و احترام به مخاطب مخدوش نشده کوتاه می کند. آقای درخشان فکر می کند دست ما بسته است؟ یا حد دفاع اش از «آزادی بیان بدون مرز و ترس و تابو» اجازه نداده است دو کلمه حرف حق به او نه بلکه به مخاطبان احتمالی او برسد؟ آقای درخشان آزاد است جعل کند اما کسی نباید به او تذکر بدهد که جعل او صرفا یک دروغگویی فرومایه نیست بلکه زیرپا نهادن اصول اخلاق حرفه ای است که از یک دروغ ساده بمراتب خطرناک تر است؟ من می فهمم که دروغ برای شماری از افراد از نان خوردن هم واجب تر است و بلکه نان شان را از همین واجب می خورند اما نمی فهمم که چرا آنها فکر می کنند تشت رسوای دروغ شان از بام نخواهد افتاد. بزرگترین آفت دروغ از بین بردن و سست کردن اعتماد بین افراد است. اما اولین قربانی دروغ خود دروغ باف است. زیرا دیگر کسی به او اعتماد نخواهد کرد. کسی که اعتماد دیگران را از دست بدهد هر چیزی به جای آن به دست آورد ناچیز است. زیرا دروغ ناچیزکننده است.   

نظرات

نظر