اگر چه دنیای رسانه ای غرب و حوادث سیاسی معین و درگیری های قدرت در خاورمیانه این تصور را جهانی کرده است که تروریسم صورت و معنایی اسلامی دارد اما واقعیت آن است که تروریسم نوعی روش رعب افکنی/اعاده حیثیت/اعتراض است که کمابیش همه جا می توان از آن سراغ گرفت. هم نوع اسلامی اش موجود است هم نوع ضداسلامی اش. هم صورت فردی دارد هم صورت دولتی و حزبی. هم در دنیای مدرن دیده می شود هم در جهان سنتی. تروریست فقط یک سلاح ندارد. هر گونه جوسازی بر پایه ارعاب و تحقیر و خود- را-داور-کل-پنداشتن صورتی از تروریسم است. حکومت ترور حاکمیت وحشت است. تمام صورتهای ترور با تمام صورتهای دموکراسی و حقوق انسان در تضاد قرار می گیرد. کسی که ترور پیشه می کند پیشاپیش جدایی خود را از همه عوالم دموکراتیک اعلام کرده است.

مبارزه جویان مسیحی آمریکا که علیه پزشکان و مطب های دخیل در سقط جنین دست به ترور می زنند،  تروریست های بودایی که در متروی ژاپن گاز مرگبار منتشر کردند، مائوئیست هایی که در نپال فعال اند، پیکارجویان سیک در هند که از جمله در قتل ایندیرا گاندی فعال بودند، شیعه و سنی های تندوریی که هر از چندی مسجد یکدیگر را در پاکستان به گلوله می بندند، تروریستهای یهودی ضدعرب در مناطق اشغالی و الخلیل مثل گروه کخ Kach، افراطیون یهودی که اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل را ترور کردند، افراطیون هندو که مسجد تاریخی بابر را تخریب کردند، ستیزه جویان کاتولیک و پروتستان در ایرلند شمالی، مسیحیان و مسلمانان قداره بند اندونزی، ببرهای بیرحم تامیل در سری لانکا، ملی گراهای متعصب عراقی که گروگانگیری می کنند، کله سفیدهای ضدترک آلمان و افراطیون ضدمهاجرت فرانسه و هلند، …. این فهرست می تواند همچنان ادامه یابد؛ -اما همه اینها یک چیز را تاکید می کند: ترور یک صورت ندارد. ترور به یک قوم و یک مذهب منحصر نیست. در باره القاعده و گروههای تروریستی ایرانی با عقاید اسلامی و مارکسیستی در دوره پیش و پس از انقلاب نیز که گویا به اندازه کافی حرف زده شده است.

به این ترتیب، ترور آنقدر وسیع است که به نظر می رسد خطا نخواهد بود اگر بگوییم بخشی از طبیعت بشری است! هر کدام از ما می توانیم یک تروریست باشیم. هیچ کس از این خطر مصون نیست. تندی و تیزی و تحقیر و تعصب ورزی و خود را محور عالم و تعیین خوب و بد گرفتن و زبان خشونت به کاربردن و سیاه و سفید دیدن هر کسی را در معرض ترور قرار می دهد. هیچ کس تروریست زاده نمی شود. ترور را به عنوان شیوه واکنش به حوادث پیرامون فرامی گیرد. فقط سرمقاله نویسهای کیهان نیستند که زبان به ترور گشوده اند. آنها هم که به روش کیهان علیه کیهان یا دیگران می نویسند هم به همان اندازه از خوی ترور برخوردارند. فقط هر کسی حق را به جانب خود می بیند و از دیگری وامی ستاند.

همه جلوه های این خوی ترور البته به یک اندازه خطرآفرین و امنیت-برباد-ده نیست. اما همه آنها به سطحی از ارعاب متکی اند. یکی نصر به رعب می خواهد و ابزارش را هم دارد یکی نصر به فحش را دنبال می کند چون ابزار آن یکی را ندارد. در اساس فرقی نیست گرچه در اثر و در جنایت یا رذیلت محسوب شدن با هم فرق فارق دارند. ولی هیچ ناسزاگویی که به رذیلت کلمات موهن آویخته است نمی تواند پشت پرده مبارزه با ترور و خشونت پنهان شود. ترور چه در حد جنایت چه در حد رذیلت زبانی افشاگر جایگاهی سرشار از خشونت است. منبع اش از هر مذهب و لامذهبی که باشد فرقی در ماهیت آن نمی کند.

مساله ترور آنقدر هم ساده نیست که مثلا می گویند اگر چنین و چنان شود تروریسم از فلان منطقه رخت برخواهد بست. یا اگر این شکل خاص ترور مهار شد دیگر انگار تروریسم جهانی مهار شده باشد. اینها ساده انگاری مورد نیاز رسانه ها و سیاست های معین است. اگر غیر این بود عراق باید مدتها پیش آرام شده بود. جدایی طلبان چچن و باسک باید تا حال به تشکیل حکومتی مشارکتی راضی می شدند. یا با ساقط شدن طالبان باید امنیت فارغ از ترور به افغانستان بازمی گشت. تروریسم چه تروریسم دولتی اشغالگر باشد یا تروریسم مومنان مخالف سقط جنین، به چیزی جز سلطه خود و فقط خود راضی نخواهد شد. ترور دفع کردن هر کسی است که جز ما می اندیشد و به خواست ما تن نمی دهد. ترور پایان گفتگو است. تقدیس غلبه و خشونت و حذف است؛ حتی در اندیشه و عمل کسی که هیچ چیزی را مقدس نمی شمارد! 

پیوندها:
فعلا این سایت مخالفان سقط جنین در امریکا را ببینید. موضوعی که هیچکس فکر نمی کند به تروریسم ربطی داشته باشد (اگر از دیدن عکس های تکان دهنده ناراحت می شوید کلیک نکنید): Army of God  به زبان و ادبیات تبلیغی آن که توجه کنید مبارزه جویی اش هیچ کمتر از القاعده به نظر نمی رسد! – اسمش هم که خود گویاست: سپاه خدا.
عکس از سایت سازمان ملی برای زنان
برای آگاهی از ترورهای این گروه نیز این دو سه جا را ببینید:  وحشت از گسترش حملات ضد-سقط جنین در کالیفرنیا (به انگلیسی) که به سال ۱۹۹۵ برمی گردد؛ و قتل پزشکان سقط جنین:Anti abortion violence and terrorism continue که به سال ۱۹۹۹ مربوط است و قتلهای پیش از آن. و این خبر هم از دسامبر ۲۰۰۲:US Supreme court hears anti-abortion terrorism case

پ.ن: دیدم برخی وبلاگ نویسان مثل مجید زهری (نگاه کنید به: دنبالک) مو
ضوع تروریسم در آمریکا را دست کم گرفته اند گفتم شاید فکر کرده اند مساله فقط به همین افراطیون ضدسقط جنین محدود می شود. بنابرین توصیه می کنم نگاهی بیندازند به فهرست کتاب تروریسم در آمریکا که نمایه بالا بلندی است از گروههای راستگرا و چپگرا و مافیایی و مانند آن که در آمریکا فعالیت های تروریستی دارند شاید در این منطق تقلیل که به آن گرفتارند تجدید نظر کردند: Terrorism in America. همچنین، از آنجا که پیگیر مسائل مربوط به تروریسم دولتی هستند بد نیست گوشه چشمی هم به سهم امریکا در این زمینه بیندازند: Chronology of American State Terrorism (معرفی هیچ سایتی به معنی تایید هر چه در آن آمده نیست. پذیرش یا چالش با محتوای آن با خواننده است). این مقاله در ایندیپندنت هفتگی هم خواندنی است.

 ضمنا برچسب زدن آسان است و سکه رایج بازار بحث های این گروه از ایرانیان که معمولا بر اساس ظنیات داوری می کنند تا خبر و واقعیت. اما این شیوه دعوای سیاسی است. سیبستان با کسی دعوای سیاسی ندارد و هیچ مصلحت سیاسی را هم رعایت نمی کند. اگر کسی فکر می کند دکان سیاسی اش که معمولا پر از کلیشه های عوام پسند است با حرفهای سیبستان کساد می شود مشکل خود اوست. اینجا کوشش بر آن است که در توصیف و شناخت بهتر دنیای امروز، و ادعاها و ضدادعاهایی که گوشه ایش هم ممکن است به ما ایرانی ها یا مسلمانان برگردد، قدمی برداشته شود. این در دنیای زیادی یکطرفه فعلی سالم ترین راه برای حفظ تعادل عقلانی است.

نظرات

نظر