بحث های بسیاری به دنبال علنی شدن ماجرای قتل کودکان در حاشیه تهران در روزنامه ها و رسانه های داخلی مطرح شده و افراد بسیاری با صلاحیت های مختلف وارد بحث شدند و اظهار نظر کردند. امشب یکی از روزنامه نگاران گمان کنم رویا کریمی مجد بود که در مصاحبه ای با بی بی سی از نقش روزنامه ها در پیشگیری از چنین حوادثی می گفت یا دست کم جلوگیری از گسترش آن با اطلاع رسانی بهنگام و برانگیختن افکار عمومی و واداشتن مسئولان بی مسئولیت به اینکه تا کار از دست نشده دست به کاری بزنند. ولی می گفت روزنامه ها نمی توانند خیلی چیزها را منعکس کنند. همان قصه بخشنامه های این و آن دستگاه به مطبوعات که هر کدام به بهانه ای بخشی از حقایق جامعه را لاپوشانی شده می خواهند. مطبوعات ما از نظر خبری فلج اند.

از این نکته به نکته دیگری منتقل شدم. اینکه چنین خبرهایی در چنین وضعی چگونه باید پوشش داده شود . یا چه کسی کجا باید به ما بگوید که کدام مساله در جامعه ما دارد حاد می شود و نشانه شناسی آن هم این است و آن. با توجه به نقد و نظری که در باره سایت های سیاسی نوشته بودم امید زیادی ندارم که این سایت ها بتوانند با رویکردی اجتماعی به مسائل حاد ما بپردازند.  آنها همه توجهشان به این چه گفت و آن چه کردهای سیاسی است. آنهم از یک لنز زوم شده خبربینی و گذشته از یک صافی تنگ خبریابی. مسائل ما جای دیگر است.

بعد فکر کردم دیدم هیچ نشانی از کسانی که حساسیت های اجتماعی داشته باشند و با دیدی حرفه ای و دانشورانه به انتقال دید و تحلیل خود به جامعه بزرگ اینترنی ایرانی بپردازند نیست. فکر کردم این خود نکته مهمی است. چرا جامعه شناسان ما و نویسندگان و روزنامه نگاران اجتماعی ما وبلاگ ندارند یا سایتی برای طرح و پیگیری مسائل حاد اجتماعی ما وجود ندارد. چیزهایی که مطرح می شود هم اغلب پرت است. من غیر از سایت زنان ایران که سایت ارزنده ای است سایت دیگری نمی شناسم که در حد آن به مسائل اجتماعی در دیدی وسیعتر بپردازد. البته جای شکرش باقیست که مسائل زنان آنقدر برای ما جماعت مهم شده است که حال بحث از آن عمومی شده است. ولی اولا سایت هایی که با دیدی کارشناسانه به همین مساله زنان بپردازند معدودند و ثانیا مسائل ما به مسائل زنان محدود نیست.

در یک نگاه کلان اصولا استادان دانشگاه و نویسندگان حرفه ای در باب مسائل اجتماعی در وب حضور ندارند. عدم حضور استادان دانشگاه البته اختصاص به صاحب نظران امور اجتماعی ندارد و می شود با کمال تعجب دید که استادان دانشگاهها اصولا به وب و وب نویسی رغبتی ندارند. چرایی اش جای تحلیل دارد.

در غیاب کارشناسان آسیب های اجتماعی در وب و در غیاب آزادی خبر در مطبوعات و نیز با کوته بینی سایت های سیاسی آنچه از دست می رود فرصت های بزرگ شناخت واقعی جامعه امروز ایران است. ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند رسانه هایی با دید اجتماعی هستیم. گردانندگان روزنامه جمهوریت این را خوب فهمیده بودند. اما نپاییدند. وب باید بتواند جانشینی پایدار برای رسانه های اجتماعی پیدا کند.

مطالب مرتبط:
جمهوریت، مشی اجتماعی و باقی قضایا
حاشیه نشینی بزودی بزرگتر از متن شهرنشینی ما خواهد شد 
استعاره های ۲۲ تجاوز و قتل 
اشتیاق به هرآنچه ممنوع است؛ ایدئولوژی نسلی شورشگر

– اگر دوستان دیده و نادیده من خواستند مرا به سایت هایی که در این زمینه ها می نویسند و من از آنها بی خبرم راهنمایی کنند منت پذیر خواهم بود.      

نظرات

نظر