سه شنبه ۹ اوت:
بحران تیغی دولبه است: اگر تا چند روز پیش، بعضی افراد می‌گفتند که حکومت در پی حل مساله گنجی است، اما او خود یکدندگی می‌کند، اینک به عیان می‌بینند که همه دوستان گنجی برای پایان دادن به اعتصاب او بسیج شده‌اند، ولی این طرف مقابل است که نه فقط به موفقیت این ابتکار علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، بلکه با هجوم به منزل گنجی آن هم در روز خبرنگار قصد تحریک دوستان و خانواده او را دارد تا بحران عاقبت خوشی پیدا نکند. کسانی که از اعتصاب غذای گنجی بحران ساخته‌اند به نفع خودشان است که آن را به صورتی مسالمت‌آمیز پایان دهند، مگر آنکه آنها نفع خود را در بحران آفرینی جستجو کنند. اما کسانی که نفع خود را در بحران آفرینی بدانند، بدانند که بحران تیغی دو لبه است. – احمد زیدآبادی

شامگاه دوشنبه ۸ اوت:
وحید پور استاد: در پایان مراسم امروز (روز خبرنگار) در تالار وحدت خانم شفیعی همسر اکبر گنجی پشت تریبون قرار گرفت و در حالی که بشدت فریاد می زد و اشک می ریخت ملتمسانه از حضار می خواست به او کمک کنند؛ او گفت امروز ماموران به خانه اشان هجوم آورده اند. او در حالی که حالش به شدت منقلب شده بود فریاد می زد کجای این کار در حکومتی که ادعای علوی بودن دارد اسلامی و درست است؟ سخنان دردناک همسر گنجی در حالی که حضار را -که بیشتر آنان خبرنگاران و روزنامه نگاران بودند- متاثر کرده بود و تعدادی از آنان نیز اشک می ریختند- فریاد می زد که به او و خانواده اش کمک کنند زیرا هشت روز است که از حال گنجی خبر ندارد و خانواده او تنهایند و هیچ حامی ندارند. او سخنان غم انگیزی از هجوم ماموران به خانه شان از جمله دست بند زدن به دست او گفت. مادر همسر گنجی هم که در جلسه بود بشدت اشک می ریخت.

بامداد دوشنبه ۸ اوت:
پارسا صائبی: روزنامه اینترنتى روز ساعتى پیش اعلام کرد که: «پزشکان بیمارستان با اتصال سرم غذائى به این روزنامه نگار در بند وی را از مرگ نجات دادند.»

درود بر گنجى! زمانى رفتن شجاعانه ترین کار ممکن است زمانى ماندن و او در هر دو آزمون پیروز از میدان بدر آمد. درود!

یکشنبه ۷ اوت:
موسی غنی نژاد: گفتار و رفتار اکبر گنجی نشان می دهد که او میخواهد سلاح نقد را جایگزین انتقاد با اسلحه کند. او می خواهد رقابت اندیشه ها را جایگزین خشونت های خیابانی کند. او جان برکف نهاده اما هیچ گاه از تلافی، انتقام و خشونت سخن نمی گوید. او می خواهد عقل را جایگزین تعبد و پی روی کورکورانه کند. او درحالیکه پای در آستانه مرگ نهاده، دیگران را به انتقاد از اندیشه هایش فرا می خواند. گفتار و رفتار گنجی مصداق بارز صلح جویی، بزرگ منشی، کرامت انسانی و در یک کلام اخلاق است. عقل حکم می کند که شان نزول عدالت خدمت به اخلاق است. عدالتی که در برابر اخلاق قرار گیرد ظلمی است که جامه عدل پوشیده است. درخواست آزادی گنجی، تنها درخواست آزادی یک انسان نیست بلکه تمنای سپاس برای کرامت انسانی، بزرگ منشی، صلح جویی واخلاق است. عدالت و قانون باید در جایگاه حقیقی خود یعنی در خدمت اخلاق قرار گیرد. اخلاق را بر صدر عدالت بنشانید. گنجی را آزاد کنید.

 عباس معروفی خطاب به معصومه شفیعی همسر گنجی:
ما دوستان اکبر گنجی هرگز او را تحت فشار قرار نمی‌دهیم، حتا به مهر. ما دوستان گنجی از او خواهش می‌کنیم. از او خواهش می‌کنیم که زنده بماند و ما را تنها نگذارد. این راه بدون او  مردی را کم دارد که پرچم مبارزه در دست اوست. به همین خاطر به او نمی‌توان گفت چه کند، تنها می‌توان از او خواهش کرد که زنده بماند. لطفاً به او بگویید: آقای گنجی! ما را تنها نگذارید.

شنبه ۱۵ مرداد:
عنان ترجیح می دهد برای آزادی گنجی به طور غیرعلنی فعالیت کند، ایران امروز

از مقاله درخشان جهانشاه جاوید:
 The concept of democracy and accountability and a free press and basic rights for men and women are widely accepted (although in varying degrees) among Iranians inside and outside Iran. Democracy has become the most common word in the statements of all political forces, from monarchists to communists, nationalists and religious reformists. Now that more or less everyone has warmed up to the virtues of freedom and democracy, we have to make an effort to make it happen. We have to demand it. We have to exercise it. That is what Ganji and so many like him are doing in the best way they know how, without resorting to violence. This is the democratic fight of the Iranian people. This is how democracies are built, by the people for the people, not by American soldiers for Uncle Sam

جمعه ۵ اوت:
هشت برنده جایزه صلح نوبل خواستار آزادی گنجی شدند، بی بی سی نیوز
سفیر بریتانیا در تهران به نیابت از اتحادیه اروپا خواستار دیدار با گنجی شد، بی بی سی 

شنبه ۳۰ جولای:
دانیال کشانی عزیز، نمی دانی چقدر ذوق کردم ایمیل تو را با این لوگوی زیبا دیدم. حق هم همین بود که این شمع به دست تو روشن شود. ممنونم عزیز. هر کس از دوستان هم خواست می تواند این شمع زیبا را با آن شعله قدکشیده و سربلند در وبلاگ خود بگذارد. من دلم روشن است – مثل همین شمع … … 

نیز:
گنجی در ایرانیان

نظرات

نظر