بیچاره پدیدارشناسی شعر: پرداختن به چیستی شعر سعی در پدیدارشناسی شعر است. برای ورود به این سعی، بحث تعریف کیفی شعر بر اساس بستر ماهیتی آن یعنی زبان را مد نظر قرار می دهیم و سپس مرزهای تعین شعر به عنوان یک پدیدار را نام گذاری می کنیم.

شعر از زبان شکل می گیرد و ساخته می شود لذا به منظور تعریف کیفی شعر باید مفهوم زبان را به عنوان یک بستر ماهیتی برای شعر نشانه گذاری کرد. زبان کانتینوم مورد استفاده بشر (در زمان و مکان معین) برای ایجاد ارتباط با بشری دیگر است. زبانشناسی مدرن تعریف این کانتینوم را در قالب یک شبکه تشریح کرده است تا بتواند اجزای آن را ساده سازی نماید. در واقع زبان شناسی به ساختن شبیه هایی از این شبکه پرداخته است که به مرور زمان پیچیده تر و به اصل زبان نزدیک تر شده اند. شبیه سازی شبکه زبان آغازگر زاویه دیدهای جدید بررسی هر فرآورده زبانی شده است. به این ترتیب هرمنوتیک جدید، نقد ادبی، بوم شناسی و تکنولوژی اطلاعات به شکل غیر قابل اجتنابی این زاویه دیدهای جدید را به کار گرفتند.

شبیه سازی یک پدیده یا فرآیند باعث ایجاد قابلیتهایی برای درک آن می گردد ولی در عین حال هرگز به تطابق دقیق با واقعیت نمی رسد، که امری بدیهی است. پس جایگاه هر یک از تعاریف شعر در هر یک از شکلهای شبیه سازی زبان نمی تواند به تطابق دقیقی نزدیک شود و لذا صرفا به بیان شعرشناسی آن مکتب (یا بهتر است بگوییم پیشنهاد) شبیه سازی محدود می گردد.

در این جا مواجه شدن با زبان به مصداق یک شبکه ارتباطی، به گونه ای سعی در تعریف علمی است که به زیست شناسی زبان می پردازد و آن را در ارتباط ارگانیک با انسان به واحدی مستقل تبدیل می کند. (
برای خواندن و تلاش به امید فهمیدن این متن عجیب که گویا به زبان فارسی دری نوشته شده مراجعه فرمایید به: پویایی اجتماعی زبان، جستارهایی در باب چیستی شعر

نظرات

نظر